دوشنبه, 13 مهر 1394 11:03

ضعف اوباما یا ضعف آمریکا

ضعف اوباما یا ضعف آمریکا

 

 

 

 

امير علي ابولفتح- اقدام روسیه در حمله به مواضع داعش در سوریه، موجی از انتقادات را در داخل و خارج آمریکا متوجه رییس جمهوری این کشور کرده است.

سناتور جمهوریخواه، جان مک کین، رقیب باراک اوباما در انتخابات سال 2008 و رییس کنونی کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، برخورد ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه با آمریکا در رابطه با سوریه را توام با تحقیر و بی احترامی به دولت آمریکا و شخص باراک اوباما توصیف کرده است.

روزنامه انگلیسی تلگراف نیز اقدام نظامی روسیه در سوریه را ناشی از سیاست های اوباما در قبال سوریه دانست و نوشت، همه اینها ناشی از تعیین خط قرمز از سوی اوباما در سوریه در خصوص استفاده از سلاح شیمیایی و ناتوانی وی در عمل به تهدیداتش بوده است .

 

منتقدان اوباما معتقدند که اگر به گفته آنان، کشورهایی همچون روسیه، چین و ایران و کره شمالی، اقتدار و هیمنه واشنگتن را به چالش می طلبند، ریشه در ضعف دستگاه دیپلماسی آمریکا و ناتوانی های اوباما در اتخاذ مواضع سرسختانه دارد. به اعتقاد آنان، اوباما همواره در بکارگیری از ابزاز قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا علیه دشمنان و رقبا تردید داشته و این تردیدها به الحاق کریمه به روسیه، آغاز عملیات روس ها در سوریه، تثبیت توانمندی های هسته ای ایران و نهایتا قدرت نمایی کره شمالی انجامیده است . 

 

با این حال، عملکرد اوباما در صدور فرمان حملات نظامی به کشورهای مختلف یا اعمال تحریم های اقتصادی علیه دیگران، بیانگر تلاش های رییس جمهوری کنونی آمریکا برای اعمال قدرت بر دشمنان و رقبا بوده است. با این حال، ظهور نشانه های جدی از ضعف قدرت ملی آمریکا در سال های اخیر، این کشور را از جایگاه تک ابرقدرتی دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی به زیر کشانده است . 

 

آمریکای کنونی، کشوری گرفتار مشکلات اقتصادی است که حتی برای تامین بودجه سالیانه خود دچار سختی است. این کشور بدهکارترین کشور جهان است که اتفاقا برخی از رقبا یا دشمنانش، حجم عظیمی از اوراق قرضه دولتی آمریکا را در اختیار دارند. در عین حال، ادامه رشد اقتصادی آمریکا از طریق همکاری با رقبایی همچون چین و روسیه گره خورده است که امکان قدرت نمایی واشنگتن را در برابر مسکو و پکن کاهش می دهد. 

 

از سوی دیگر، حضور طولانی مدت آمریکا در جنگ های پس از 11 سپتامبر 2001 در افغانستان و عراق، بنیه و توان نظامی آمریکا را به شکل ملموسی تضعیف کرده است. هم اکنون به موازات اداره دو جنگ در افغانستان و عراق، دولت آمریکا بار سنگین عملیات نظامی با داعش را نیز در سوریه بر دوش می کشد و از سوی دیگر باید به دلیل کمبود منابع نظامی، صرفه جویی هایی را در ارتش به مورد اجرا بگذارد.

این در حالی است که بر خلاف دهه های 1950 و 1960، آمریکا حتی نزد متحدان خود در اروپا نیز جایگاه رهبری اخلاقی غرب را در دست ندارد. آمریکای کنونی به عنوان ناقض حقوق بشر و نادیده گرفتن حریم خصوصی شناخته می شود که با انجام جاسوسی های فله ای، خشم دوستانش را نیز برانگیخته است . 

 

در چنین وضعیتی، اجرای تصمیمات مقامات آمریکایی برای اعمال خواسته های خود نه ضرورتا امکان پذیر است و نه این که ضرورتا از سوی دیگران پذیرفته می شود. به همین دلیل روس ها، چینی ها، ایرانی ها، کره ای ها و حتی اروپایی ها و ملت های آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین بر اساس خواست و مصالح خویش و نه خوشایند آمریکایی ها تصمیم گیری می کنند . 

 

آنچه مسلم است این که آمریکای دهه دوم قرن بیست و یکم از آمریکای نیمه دوم قرن گذشته به مراتب ضعیف تر است و رییس جمهوری این کشور نیز نمی تواند بیش از توان ملی آمریکا، عهده دار امور جهانی باشد. 118/110

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید