یکشنبه, 04 بهمن 1394 09:28

خشونت پلیس در جامعه آمریکا با تمرکز بر اقلیت ها(2)

خشونت پلیس در جامعه آمریکا با تمرکز بر اقلیت ها(2)

سید رضا میر طاهر- از سالهای 1960 تا کنون، در آمریکا، هر ساله تعداد نیروهای پلیس افزایش یافته است، در بعضی از این سالها افزایش تعداد پلیس ها کمتر و در برخی دیگر محسوس و قابل توجه بوده است.

 

بودجه پلیس نیز هر ساله افزایش می یابد، پلیس آمریکا، پیوسته مجهزتر می شود و نیروهای پلیس پیوسته با آموزش های جدید و به روز برای مقابله با شورش های داخلی تقویت می گردند.

از سوی دیگر، همه ساله شیوه های جدید مدیریت نظامی و فن آوری های پیشرفته شناسایی مجرمان در نیروی پلیس اعمال می شود. با این حال، به نظر می رسد، تمام این پیشرفت ها پلیس آمریکا را در تصمیم گیری برای کنار گذاشتن خشونت یاری نکرده است که بخشی از آن ناشی از ضعف های موجود در آموزش پلیس است.خشونت پلیسی یکی از زیرمجموعه های سوء رفتار پلیس و به معنای توسل مفرط به زور و استفاده از برخورد شدید فیزیکی توسط یک پلیس در برخورد با افراد است، البته تهدید روانی و کلامی نیز به عنوان یکی از شکل های خشونت پلیسی به حساب می آید.

خشونت پلیسی در آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، با بالا گرفتن تفاوت های نژادی، مذهبی، سیاسی و به خاطر وضعیت اجتماعی- اقتصادی افراد در جامعه، شکلی مدرن و سیستماتیک به خود گرفته است.خشونت پلیسی مدرن در آمریکا از نظر زمانی به سه دورۀ خشونت های پلیسی در زمان جنبشهای اجتماعی در دهه 1960میلادی، در زمان تظاهرات ضد جنگ در دهه 1970 میلادی و دوره پس از 11 سپتامبر تقسیم می شود. خشونت پلیسی می تواند خشونت در مقابل مجموعه ای از افراد مانند سرکوب معترضین وال استریت یا تنها در مقابل یک فرد باشد.

خشونت پلیس علیه اقلیت ها، همانگونه که ابعاد مختلفی دارد، دلایل متفاوتی نیز میتواند داشته باشد، برخی از پژوهشگران، ریشه خشونت پلیسی را بیشتر از جنبه های فردی مورد توجه قرار داده است و معتقد هستند در صورت قتل یک عضو اقلیت به دست پلیس، در شرایطی که مظنون بی گناه تشخیص داده می¬شود، باید این واقعه را در رفتارهای انفرادی پلیس خاطی و حالات رفتاری شخصی او جست و جو نمود.در مقابل برخی دیگر از پژوهشگران، تقصیر را متوجه اجتماعی که مظنون در آن بوده، می دانند.

البته این ادعا به این معنی نیست که جامعه اقلیت مقصر دانسته شود، بلکه به عقیده آنها ریشه¬های اینگونه خشونت پلیسی را باید در جنبه هایی از جامعه اقلیت که منجر به بوجود آمدن، سوءظن همه جانبه پلیس نسبت به آن اقلیت خاص می¬شود، دنبال نمود. بدین ترتیب یکی از دلایل و ریشه های خشونت پلیس آمریکا نسبت به اقلیت ها، ویژگی ها و ساختارهای اجتماعی جامعه اقلیت، همچون بیکاری گسترده، فقر، بزه و ونیز وجود نژادپرستی در لایه های مختلف جامعه است.

برخی از جامعه شناسان، مسائل اقتصادی و اجتماعی مربوط به جوامع اقلیت را در شکل گیری خشونت پلیس علیه اقلیت ها مورد توجه قرار داده اند. آنان معتقدند، که در جامعه مصرف گرایی همچون آمریکا، که به شدت این موضوع ترویج می شود، کوچکترین کمبودهای اقتصادی-اجتماعی می تواند به شکل گیری بزه در میان اقلیت ها منجر شده و در نهایت به ایجاد اشکال گوناگونی از نژادپرستی در جامعه کمک کند.

بدین ترتیب که شاخص هایی همچون، نرخ زاد و ولد، دریافت کمک های حمایتی و بسته های رفاهی ، امکانات اولیه در زمینه مسکن، میزان موارد گزارش جرم به پلیس در میان هر محله اقلیت نشین، داشتن خودرو و میزان تحصیلات جوانان آن اقلیت، در شکل گیری نگاه کلی جامعه که پلیس نیز بخشی از آن است، نسبت به آن اقلیت، موثر است. آنان این چنین نتیجه گیری می کنند که همانگونه که میزان خشونت در یک اجتماع اقلیت، با توجه به این شاخصه ها نسبت به اجتماعات سفیدپوست ها، بالاتر است، خشونت پلیس نیز نسبت به آنها بالاتر می رود.

در واقع به اعتقاد آنان، خشونت پلیس با این عوامل، رابطه مستقیمی دارد و با کم و زیاد شدن آن، خشونت پلیسی نیز کم و زیاد می شود. به اعتقاد "کوبلر" از جامعه شناسان آمریکایی، مشکل خشونت پلیس در آمریکا، بیشتر از آنکه ریشه در مسائل حقوقی و ساختارهای متفاوت قانونی در هر ایالت داشته باشد، ریشه در عدم نظارت کافی در بخش های اجرایی آمریکا دارد. این مسئله باعث می شود که پذیرش پلیس به عنوان یک سازمان بیطرف در آمریکا دشوار باشد.

عامل دیگری که موجب تشدید خشونت پلیس نسبت به اقلیت ها شده است، عدم رسیدگی مناسب قضایی، به پرونده های پلیس های خاطی بوده است که در نهایت نوعی مصونیت برای پلیس ایجاد کرده و دست پلیس را برای برخوردهای خشونت آمیز بعدی باز گذاشته است. این مورد با نژادپرستی عمیق جامعه آمریکا عجین شده است. این که فردی از رنگین پوست ها و یا سایر اقلیت ها توسط پلیس در حالی که غیرمسلح بوده و به طور بیگناه کشته می شود، یک سوی ماجراست.

سوی دیگر این ماجرا، نوع برخورد قضایی است که با آن پلیس خاطی صورت می گیرد. این قضیه نیز در بررسی خشونت پلیس علیه اقلیتها اهمیت دارد ، ریرا برخورد قضایی جانبدارانه با این پدیده و تبرئه پلیس های خاطی در مواردی حتی بدون تشکیل دادگاه، می تواند به اشاعه این نوع خشونت و ریشه دار شدن آن کمک کند. از جمله موارد آشکار برخورد تبعیض آمیز سیستم قضایی آمریکا مساله قتل مایکل براون، نوجوان سیاه پوستی بود که در اوت 2014 با چندین گلوله یک پلیس به قتل رسید .اقدامات دستگاه قضایی آمریکا همگی در راستای تبرئه پلیس خاطی بود. بدین ترتیب می توان گفت که یکی از علل عمده برخورد تبعض آمیز با اقلیت ها در آمریکا، ضعف در سیستم قضایی آن است که حداقل در مورد قضاوت هایی که این دستگاه قضایی در برخورد با پلیس های خاطی در مساله خشونت علیه اقلیت ها داشته است، نمایان است.

در واقع اگر مشابه یکی از این پرونده ها، در یکی از کشورهای جهان سومی رخ دهد، آمریکایی ها به سرعت و با آب و تاب فراوان، آن را به مساله ای جنجالی تبدیل می کردند. حال آن که در موارد بسیاری، ضعف سیستم قضایی در برخورد با پلیس های خاطی، در آمریکا، به راحتی سرپوش گذاشته می شود و پس از مدتی نیز با وجود اعتراضات گسترده مردمی فراموش می گردد. به نظر می رسد، پلیس در دادگاه آمریکا برای قضات آمریکایی، به یک سمبل غیرقابل خدشه تبدیل شده است که در هر صورت و حتی با قتل مظنونان بیگناه، باید از هرگونه اتهام تبرئه شود.

سیاست کنونی آمریکا در خصوص آزادی خرید و حمل سلاح گرم باعث شده تا اعضای پلیس این کشور خواسته یا ناخواسته رفتارهای تهاجمی و خصمانه شدیدتری را در برخورد با مجرمان احتمالی بکار گیرند. در واقع این قانون، افسران پلیس آمریکایی را بسیار شکاک و ترسو بار آورده است و باعث شده به کوچکترین حرکتی از جانب یک فرد اقلیت مشکوک شوند و آن را حامل سلاح گرم و تهدید کننده قلمداد کنند.

افسران پلیس سفیدپوست، اقلیت ها را به عنوان یک «دیگری خطرناک» قلمداد می کنند که قانون آزادی حمل سلاح به آنان آزادی جنایتکار بودن را می دهد و به همین دلیل نیز گاه به سرعت و بدون واکاوی شرایط فرد مشکوک، به او تیراندازی کرده و یا با رفتاری خشونت آمیز با او برخورد می کنند. پلیس آمریکا با استفاده غیرمنطقی از ابزارهایی مانند شوکر و تیراندازی هایی که با کوچکترین بهانه‌ به مظنون بودن به یک فرد از اقلیت های آمریکا انجام می دهد، سبب ایجاد وحشت در میان مردم این کشور شده است. خشونت پلیس آمریکا در سه ایالت آمریکا گسترده و شدید است. این ایالات شامل نیویورک، ایلینویز و کالیفرنیا هستند که به دلیل تراکم جمعیتی ، فعالیت و شدت عمل و خشونت پلیس در آن بسیار آشکار است.

مساله تجهیز پلیس آمریکا به سلاح های نظامی نیز به خشونت ورزی پلیس دامن زده است.نیروی پلیس در حالی به تجهیزات نظامی مجهز شده است که بررسی و نظارت چندانی روی نحوه استفاده پلیس از این تجهیزات صورت نمی گیرد و شناخت چندانی نیز درباره افسران پلیسی که به این تجهیزات مجهز می شوند، وجود ندارد. برخی از شوراهای شهری آمریکا تنها زمانی متوجه تجهیزات پلیس خود و عملکرد آنها می شوند که با عملکرد نادرست پلیس، یک تراژدی رخ داده است و بعد از وقوع این تراژدی است که اعضای شورای شهر شروع به مطرح کردن سئوالاتی می کنند که باید پیش از آن پرسیده می شد.

در واقع، نیروهای پلیس آمریکا به طور روزافزون در حال دیدن آموزش توسط اعضای ارتش این کشور هستند و این امر بسیار دردسرساز و نگران کننده است زیرا ارتش و پلیس دو نقش کاملاً جداگانه از یکدیگر دارند. پس از اقدامات خشونت بار پلیس آمریکا علیه سیاه پوستان درشهر فرگوسن که اعتراضات مردمی بسیاری را در آمریکا و در سایر نقاط جهان علیه رفتارهای خشونت آمیز آن به همراه داشت، مباحث زیادی برای ایجاد یک جنبش ملی به منظور اصلاح پلیس آمریکا، آغاز شده، با این حال این جنبش تاکنون فقط در حد حرف باقی مانده است و اصلاحات پایداری در پلیس آمریکا به ویژه در بخش آموزش نیروهای پلیس انجام نگرفته است. مهمترین خواسته جنبش ملی اصلاحات پلیس، آموزش مجدد همه نیروهای پلیس و بازبینی اساسی در تربیت نیروهای جدید پلیس است، به گونه ای که آنها را نمایندگان راستین حفاظت از قانون در یک جامعه چند قومیتی و به دور از تعصبات قومی بار بیاورد.112/112

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید