پنج شنبه, 24 دی 1394 17:12

نگاهی به نقش روسیه در سوریه (مداخله نظامی ، پاسخی به نهدیدهای امنیتی پیرامونی روسیه)

نگاهی به نقش روسیه در سوریه (مداخله نظامی ، پاسخی به نهدیدهای امنیتی پیرامونی روسیه)

آتوسا دینیاریان- از دید برخی ناظران ؛ورود نظامی روسیه در عرصه تحولات میدانی سوریه که نخستین باردر مرزهای جغرافیایی خارج ازاتحاد جماهیر شوروی صورت می گیرد را بایدبه عنوان یکی از حلقه های نقش آفرینی نظامی مورد نظر ولادیمیر پوتین دانست که طی 15 سال گذشته به شکل های مختلف به اجرا درآمده است.

 

در این سیاست احیای جایگاه و عظمت گذشته روسیه، بازگشت قدرتمند روسیه به عرصه تحولات بین المللی و مقابله با سیاست های تهاجمی و توسعه طلبانه جهان غرب به محوریت ایالات متحده آمریکا و پیمان ناتو مد نظر قرار دارد. شاید بتوان نماد این نوع رویکرد را اقدام روسیه در شلیک بیش از 26 موشک کروز از ناوگان دریایی مستقر در دریای خزر به مواضع و پایگاه های داعش در فاصله 1500 کیلومتری دانست.

از نگاه برخی تحلیلگران فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان بلوک بندی های ایدئولوژیک دوران جنگ سرد، فرصتی برای مسکو فراهم آورد تا به باز اندیشی سیاست های خود در قبال منطقه خاورمیانه دست زند. اما علیرغم پدیدآمدن چنین فضایی، مشکلات داخلی گسترده و شرایط نابسامان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوران گذار در طی دهه 1990 میلادی، مانع از تعریف و اتخاذ یک دیپلماسی پویا در قبال منطقه خاورمیانه گردید. در این مقطع توان سیاست خارجی روسیه بر حفظ موقعیت و نفوذ سنتی این کشور بر مناطق پیرامونی و جمهورهای تازه به استقلال رسیده متمرکز گردید.

اما با انتخاب ولادیمیر پوتین به ریاست جمهوری فدراسیون روسیه در سال 2000 میلادی و افزایش قدرت سیاسی و اقتصادی چشمگیر این کشور که در پرتو مدیریت اقتدارگرایانه پوتین و افزایش جهانی بهای انرژی صورت پذیرفت، کرملین فرصت یافت دیپلماسی فعالی را در جهان از جمله منطقه خاورمیانه در پیش بگیرد.


رویکرد روسیه در قبال تحولات سوریه را که طیف متنوعی از حمایت سیاسی ، مالی و تسلیحاتی تا ورودنظامی مستقیم را در بر می گیرد باید در چارچوب رویکرد کلان روسیه به منطقه خاورمیانه مورد توجه قرار داد که طی 15 سال گذشته همواره مورد توجه دولتمردان این کشور قرار داشته است و بازگشت قدرتمندانه به این منطقه را یکی از لازمه های احیاء «قدرت بزرگ» روسیه می دانند. در صورت عبور موفقیت آمیز روسیه از بحران سوریه ، می توان آن را به منزله یک شاخص و نقطه عطف در رویکرد کلان روسیه به منطقه خاورمیانه دانست که می تواند بر جهت گیری های آتی این کشور در قبال این منطقه و نیز جایگاه و وزن سیاسی روسیه در عرصه تحولات خاورمیانه، تاثیری تعیین کننده ایفا کند.



روسیه با هدف تقویت ارتش سوریه و حفظ نظام سیاسی این کشور با محوریت بشار اسد با هماهنگی دمشق اقدام به ورود نظامی در این کشور نمود. در این راستا، عملاً نوعی تقسیم کار و وظیفه نیز صورت گرفت؛ بدین ترتیب که عملیات زمینی توسط ارتش سوریه صورت گیرد و با توجه به اطلاعاتی که در رابطه با وضعیت پایگاه های مخالفان از سوی ارتش سوریه در اختیار روسیه قرار می گیرد، نیروی هوایی روسیه ضمن پشتیبانی هوایی از عملیات زمینی ارتش سوریه، اهداف مورد نظر فرماندهان نظامی و اطلاعاتی سوریه را مورد هدف قرار می دهد. اهمیت این موضوع از آن رو است که عملیات موسوم به اتئلاف ضد داعش توسط نیروی هوایی فرانسه و آمریکا بدون همکاری و هماهنگی ارتش سوریه صورت می گیرد و با وجود پیشرفته تر بودن جنگنده های آمریکایی و فرانسوی و ضریب دقت بالا در هدف گیری در مقایسه با سطح جنگنده های روسی، به دلیل عدم پشتیبانی اطلاعاتی زمینی از طریق ارتش سوریه نتوانسته است نتایج مطلوب و مورد انتظار را برآورده سازد.


بنابراین، ورود روسیه با فاز نظامی در سوریه موجب تقویت موضع ارتش سوریه در قبال مخالفان به ویژه از بعد روحی و روانی شده است و با تغییر محسوس موازنه قدرت سیاسی و نظامی به نفع نظام سیاسی حاکم بر سوریه، موجب تثبیت جایگاه بشار اسد شده است؛ موضوعی که طی چهار سال گذشته همواره در دستور کار فدراسیون روسیه قرار داشته است.

سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در تشریح تحولات سوریه معتقد است «جنگ سوریه با تعیین نظم نوین جهانی و منطقه-ای و تعیین سرنوشت ژئوپولتیک جهان گره خورده است». تامل در این عبارت به خوبی نشان می دهد که از دیدگاه روس ها تحولات سوریه بسیار فراتر از یک موضوع داخلی این کشور و یا رقابت ها و کشمکش های منطقه ای معمول در منطقه خاورمیانه است. از این رو، عامل مهم دیگری که برای ورود روسیه به فاز نظامی در سوریه، نقش بسیار تعیین کننده ای داشت، ملاحظات ژئوپولیتیکی روسیه در مقابله با سیاست های ناتو و ایالات متحده در خاورمیانه است.


در کانون رویکرد دولت روسیه در قبال تحولات سوریه به لحاظ منطق راهبردی و نظامی حفظ پایگاه نظامی طرطوس نیز قرار دارد. شهر طرطوس پس از لاذقیه دومین بندر بزرگ در کرانه‌های سوریه است. پایگاه نظامی نیروی دریایی ارتش فدراسیون روسیه در غرب سوریه و در این شهر بندری یعنی طرطوس قرار دارد. به گفته برخی منابع پایگاه نظامی طرطوس تا سال 2042 میلادی در اختیارکامل فدراسیون روسیه است. اهمیت پایگاه نظامی از آن رو است که در حال حاضر تنها پایگاه نظامی روسیه در منطقه استراتژیک خاورمیانه و نیز سواحل مدیترانه به شمار می رود. از این رو، حفظ این پایگاه نظامی برای منافع بلندمدت ژئوپلیتیکی روسیه در منطقه خاورمیانه از اهمیت بسیار فراوانی برخوردار است. لذا در چارچوب رویکرد کلان روسیه در خاورمیانه و موقعیت راهبردی سوریه، حفظ پایگاه نظامی طرطوس را نیز می توان به عنوان یکی از دلایل ورود روسیه به فاز نظامی در عرصه تحولات سوریه مورد توجه قرار داد.

پوتین با مقاومت مستقیم در برابر توسعه طلبی غرب در سوریه درصدد است به کشورهای خاورمیانه نشان دهد که آنها انتخاب دیگری جز واشنگتن نیز دارند و مسکو می تواند در این منطقه نقش یک متوازن کننده را در برابر آمریکا ایفا نماید. در این میان، باید توجه داشت که هدف غرب از تغییر مسیر تحولات بیداری اسلامی که غرب آنرا بهار عربی توصیف می کند ، جریانی دستکاری شده از سوی غرب برای تغییر نقشة سیاسی این منطقه با هدف ایجاد خاورمیانه بزرگتر با نفوذ هر چه بیشتر امریکا و ناتو در غرب آسیاست است که نه تنها از دست رفتن منافع سیاسی و اقتصادی روسیه را به دنبال خواهد داشت، بلکه با توجه به توسعه طلبی های سیری ناپذیر آمریکا، امنیت بلندمدت این کشور را نیز با چالش مواجه خواهد کرد.


از نگاه برخی ناظران واکنش به فشار های اروپا و آمریکا در قبال بحران اوکراین نیز از جمله دلایل دیگری است که می توان برای ورود نظامی روسیه به عرصه تحولات سوریه متصور بود، ارتباط میان بحران های سوریه و اوکراین است؛ دو بحرانی که روسیه و جهان غرب را در تقابل جدی قرار داده است. روسیه در جریان بحران اوکراین هزینه سیاسی، نظامی و حتی اقتصادی فراوانی را پرداخت که حاکی از اهمیت این کشور برای کرملین داشت. در مجموع با توجه به بن بست سیاسی موجود در بحران اوکراین، ایستادگی غرب بر سر مواضع خود در قبال اوکراین و شبه جزیره کریمه و ادامه تحریم سیاسی و اقتصادی روسیه از سوی جهان غرب، به باور برخی از کارشناسان، ورود فعالانه و مستقیم نظامی روسیه در تحولات سوریه با هدف اعمال فشار بر جهان غرب صورت گرفته است. روسیه درصد است با داشتن دست بالا در این عرصه بتواند امتیازاتی را از غرب در بحران اوکراین کسب کند و یا دست کم منجر به تعدیل برخی از سیاست های غرب علیه روسیه به ویژه تحریم های اقتصادی شود که اقتصاد این کشور را سخت دستخوش چالش جدی ساخته است

از جمله دیگر دلایل مهم ورود نظامی روسیه در تحولات سوریه را باید پاسخ و مقابله عملی این کشور به سیاست های ترکیه و عربستان سعودی (به عنوان محور اصلی کشورهای مخالف نظام بشار اسد) دانست. ترکیه و عربستان به عنوان کانون اصلی حمایت سیاسی، مالی و نظامی از گروه های تروریستی و تکفیری نقش بسیار مهمی را در اعزام گروه های افراطی و تروریستی به داخل خاک سوریه، آموزش و سازماندهی آنها، ارسال سلاح و تقویت روحیه ای و عقیدتی جریان های تکفیری به ویژه از ناحیه علمای وهابی عربستان ایفا نمودند. اتخاذ چنین رویکردی موجب شد روابط مسکو با ریاض و آنکارا سردترین و بحرانی ترین مراحل خود را طی چند طی دهه اخیر تجربه کند. طی چهار سال گذشته، کشمکش و رویارویی روسیه با ترکیه و عربستان سعودی عمدتاً در عرصه سیاسی (کنفرانس های چندجانبه مربوط به سوریه و شورای امنیت) و یا اقتصادی (افزایش صادرات نفت عربستان سعودی و به نصف رساندن قیمت نفت با هدف تضعیف روسیه و نیز ایران) شکل گرفت و مسکو در مقابل حمایت مستقیم نظامی و مالی عربستان و ترکیه از تروریست های تکفیری مخالف دولت سوریه ، به حمایت سیاسی از نظام بشار اسد و کمک های مالی و تسلیحاتی بسنده نمود.


ورود نظامی مستقیم روسیه در تحولات میدانی سوریه را به نوعی می توان پاسخ و مقابله عملی مسکو با سیاست ها و رویکردهای ترکیه و عربستان سعودی در قبال نظام بشار اسد دانست که مانع از تحقق بسیاری از طرح های مورد نظر آنها از جمله حذف کامل بشار اسد از ساختار سیاسی سوریه شده است.112/112

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید