دوشنبه, 21 دی 1394 16:37

علل و ريشه هاي رفتاري عربستان در قبال ايران

علل و ريشه هاي رفتاري عربستان در قبال ايران

جمشيد امين زاده - بحران دیپلماتیک بین ایران و عربستان وارد دومین هفته خود شده است . ادامه این رفتار غیر متعارف ، وزیر خارجه ایران را ناگزیر از ارسال نامه ای به سازمان ملل کرد.

محمد جواد ظریف با ارسال نامه ای برای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد به نظر می آید «برخی» در عربستان مصمم به کشاندن کل منطقه به سوی بحران هستند. ظریف اعلام کرد ایران «هیچ میلی» به تشدید تنش ندارد و امیدوار است عربستان سعودی نیز راه منطق را در پیش بگیرد. ظریف تصریح کرد سعودی ها می توانند به حمایت از تروریست های افراطی ادامه دهند و نفرت فرقه ای را ترویج دهند یا مسیر حسن همجواری را انتخاب کنند و نقشی سازنده در امنیت منطقه ایفا کنند.


مقام های عربستان که برای قطع رابطه با ایران شتاب و عطش فراوانی از خود نشان دادند اکنون تلاش می کنند با صف بندی های منطقه ای و فرا منطقه ای با کمک دیگر کشورها و با ارائه به اصطلاح ادله و شواهد ، براقدامات تحریک آمیز خود سرپوش بگذارند و هر آنچه را که خود بوجود آورده اند به پای ایران بنویسند .آنها تلاش می کنند از این جنجال یک فرصت برای خود فراهم کنند تا از پذیرش مسئولیت های بین المللی در قبال جان هزاران تن از حجاج در فاجعه منا و بمبارن های وحشیانه در یمن و حمایت از گروه های تروریستی در سوریه شانه خالی کنند.


البته پیش از این نیز روابط سیاسی دو کشور شاهد تلاطم هایی بوده است . در سال 1987،‌ روابط بین عربستان سعودی و ایران به دنبال کشته شدن 402 حاجی در مراسم حج که 275 نفر آنان ایرانی بودند تیره شد وروابط دیپلماتیک بین دو کشور قطع شد.از زمانی که برنامه هسته ای ایران نیز مطرح شد ، عربستان در لاک به اصطلاح نگرانی های ادعا شده از سوی اسراییل و غرب فرو رفت و ادعا کرد که ایران،‌ منطقه را در خطر قرار داده است.

اسناد فاش شده توسط ویکی لیکس نشان داد رهبران عربستان سعودی از واشنگتن خواستند موضعی سخت در برابر ایران به سبب برنامه هسته ای این کشور اتخاذ کند و حتی ‌ خواهان استفاده از نیروی نظامی شدند.


در سال 2011 نیز عربستان سعودی،‌ برای مقابله با معترضان بحرینی به سیاستهای ظالمانه آل خلیفه ،نیروهایش را به این کشور اعزام کرد تا شیعیان را در بحرین سرکوب کنند و زمانیکه ایران از حقوق ملت مظلوم بحرین حمایت کرد ،تهران را به ترویج خشونت در بحرین متهم کرد.

مجموعه رفتارهای ریاض حاکی از اقدامات از قبل محاسبه شده علیه ایران است که با هدف تحریک در روابط با تهران دنبال می شود . مقامات عربستان ادعا می کنند که تهران موضع تهاجمی علیه اعدام شیخ نمر اتخاذ کرد و ریاض این ادعا را یک تهدید بنیادین علیه نظام بین المللی می داند.

«عادل الجبیر» وزیر امور خارجه عربستان سعودی در گفتگویی با خبرگزاری رویترز اعلام کرد ایران باید تصمیم بگیرد که آیا یک دولت - ملت عادی است یا «یک انقلاب» ؟ عربستان حتی پیش از این نیز در باره نشستن مقابل ایران بر سر یک میز در گفتگوهای صلح سوریه که ماه گذشته در نیویورک برگزار شد ؛ بهانه تراشی های زیادی کرد.


مقایسه رفتار سعودی‌ها در قبال فاجعه منا و حادثه سفارت و کنسولگری عربستان در ایران، دوگانگی قابل تعمقی را در برخورد با این دو واقعه نشان می دهد که شگفت‌آور است. تصاویر منتشر شده از حادثه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، از نظر مقامات سعودی شاید در وهله نخست «تحریک آمیز» و «غیر قابل توجیه» باشد، اما این تصورات و قضاوت در باره آن تنها تا زمانی می تواند یکطرفه باشد که موضع ایران در این زمینه شفاف نباشد .در حالیکه مقامات ایرانی اولا بر مشکوک بودن حادثه و حضور عوامل نفوذی در این قضیه تاکید کرده اند و ثانیا بدون فوت وقت، از این رویداد ابراز تاسف کردند و عوامل آن را مورد پیگرد قرار دادند.

در این زمینه رییس جمهور و وزیر کشور و قوه قضاییه وارد عمل شدند و خاطیان بازداشت و تحت پیگرد قضایی و تحقیق پیرامون این مسئله قرار گرفته اند . اما عربستان در موارد مشابه از جمله مسأله مرگ بیش از شش هزار حاجی در منا - که بخش زیادی از آنان ایرانی بودند- کاملا برعکس عمل کرد.

کشورهایی که حجاج خود را در این حادثه از دست داده بودند، فقط خواهان کشف علت واقعی حادثه بودند و تا جایی که شواهد و اقدامات نشان می دهند ، سعودی ها یک «کمیته تحقیق» برای بررسی ابعاد حادثه تشکیل دادند و تنها نتیجه ای که از «تحقیقات» این حادثه منتشر شد، این بود که قضا و قدر مسؤول جان باختن آن همه حاجی در منا بوده است!

ریاض در آن قضیه هم یکطرفه عمل کرد و به جای پاسخگویی، تمام کسانی را که خواهان مشخص شدن سرنوشت حجاج خود بودند، به «دخالت در امور داخلی عربستان» و «تهدید استقلال و حاکمیت» آن متهم کرد. این مقایسه ساده ، بسیاری از واقعیت را نشان می دهد. اکنون این سئوال مطرح است که آیا عربستان سعودی، برای خود حقوق بین المللی جدا گانه ای قائل است که دیگران آن حقوق را ندارند؟!

تحرکات منفی به سیاست راهبردی عربستان در منطقه تبدیل شده است .این تحرکات به بهانه های و روش های مختلف از جمله از طریق نشست های دوره ای و یا فوق العاده شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب در تمام سال های گذشته تا کنون دنبال شده است.

همین رویه در نشست فوق العاده روز شنبه شورای همکاری درشهر ریاض و در اجلاس روز یکشنبه اتحادیه عرب در قاهره تکرارشد . شرکت کنندگان در نشست شورای وزارتی پیامدهای مسئله سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در شهر مشهد را بررسی ودولت ایران را مسئول حوادث رخ داده معرفی کردند و این اقدامات را تروریستی دانستند.

شورای همکاری و اتحادیه عرب با صدور بیانیه هایی کلیشه ای تأکید کردند چنین اقداماتی به نفع صلح و امنیت در منطقه و جهان نیست و با اصول حسن همجواری و مداخله نکردن در امور داخلی کشورها و احترام به حاکمیت آنها مغایرت دارد و به بحرانی شدن اوضاع و شعله ور شدن بحرانی های بیشتر در منطقه منجر می شود.

اما آنها در این نشست ها هر بار بخود اجازه داده اند که بر مبنای ادعای واهی و توهمات تاریخی امارات در خصوص تمامیت ارضی ایران و جزایر ایرانی خلیج فارس ؛ادعای ارضی را مطرح کنند . ازدید این آنها فتنه افکنی های عربستان و حمایت از سازمانهای تروریستی افراطی و آموزش و تأمین مالی و تحریک آنها برای متزلزل کردن ثبات و امنیت کشورهای منطقه ، اقداماتی موجه است .

آیا این مواضع را می توان رفتاری متعارف از نظر دیپلماتیک دانست و آیا نباید درباره هیاهویی که عربستان برای تخریب وجهه ایران براه انداخته است تعمق کرد ؟ شورای همکاری خلیج فارس از ابتدا با هدف اقدام و مداخله علیه جمهوری اسلامی ایران تاسیس شد و درطول هشت سال جنگ تحمیلی از هیچ کمکی به رژیم صدام برای غلبه بر ایران درجنگ تجاوز کارانه اش کوتاهی نکرد.

عربستان با اجاره هواپیماهای آواکس آمریکا پول های نفت را صرف جاسوسی و تقویت موضع دشمنان ایران کرد وزمانیکه صدام به کویت حمله و آنرا را اشغال کرد آنها از نقش خود در جنگ علیه ایران در حمایت از صدام ابراز پشیمانی کردند ؛اما اکنون ظاهرا" گذشته خود را فراموش کرده اند و خود را در جایگاهی موجه می بینند که باید در مقابل به اصطلاح تهدیدهای ایران ؛ تصمیم های جمعی بگیرند و رابطه شان را باایران قطع کنند.


اقدامات دولت سعودی در مذاکرات هسته ای ایران همگام با رژیم صهیونیستی و اقداماتی که برای شکستن قیمت نفت انجام داد از نمونه های دیگر رفتار غیر منطقی عربستان است که البته جمهوری اسلامی ایران با سعه صدر با آن برخورد کرده است.

آنگونه که جواد ظریف وزیر خارجه ایران گفته است ؛ اتفاقاتی که در تهران و مشهد افتاد به هیچ وجه قابل قبول نیست . تمامی مقام های جمهوری اسلامی این اقدامات را به شدت محکوم کردند.ظریف گفت ایران خود را برای حفاظت از دیپلمات‌های تمامی کشورها به طور شرعی و قانونی موظف می‌داند و با تمام افرادی که در تعرض به سفارت عربستان ، کوتاهی یا قانون شکنی کردند برخورد جدی می‌کند؛ اما مسئله این است که عربستان برای ارتقای وجهه اش در منطقه وغرب دست به هر کاری می زند.


مقامات عربستان سعودی هر ساله میلیون ها دلار به شرکت های فعال در زمینه روابط عمومی در آمریکا پرداخت می کنند تا این شرکتها وجهه ای مثبت برای عربستان ترسیم کنند. این شرکتها هرچه در توان دارند برای سرپوش گذاشتن و کم اهمیت جلوه دادن اقدام عربستان دراعدام مخالفان سیاسی انجام می دهند و این گونه وانمود می کنند که عربستان در تشدید تنش های فرقه ای در منطقه خاورمیانه [غرب آسیا] نقشی ندارد.


شرکت کورویس ام اس ای گروپ Qorvis/MSLGroup مهمترین دریافت کننده بودجه عربستان سعودی در این زمینه است. گزارش های منتشر شده نشان می دهد این شرکت هر ماه دویست و چهل هزار دلار از عربستان دریافت می کند تا اقداماتی رابه منظور بهبود جایگاه و وجهه عربستان سعودی، تقویت وجهه اش در مبارزه با تروریسم، پیشبرد صلح در خاورمیانه و غیره سازماندهبی کند.


نشریه نیویورک تایمز در این زمینه می نویسد ، شرکت قورویس صفحاتی در توئیتر برای مقامات بلندپایه سعودی ایجاد کرده است و یک پایگاه اینترنتی را -به نام -Operation Renewal of Hope با تمرکز بر مداخله نظامی ده ماهه عربستان سعودی در یمن مدیریت می کند.


عربستان سعودی با این رفتارها فقط سبب تشدید بی ثباتی ها در منطقه شده است و این تحرکات بجای تقویت وجهه عربستان نقاط ضعف حاکمان ریاض را آشکار کرده است . این رفتار منفعلانه نشان می دهد مقام های عربستان برای پوشاندن خطای های خود برنامه ریزی غلط کرده اند. آنها با قطع روابط خود با ایران به کشورهای دیگر هم فشار می آورند تا راه آنها را دنبال کنند.

ریاض همه این اقدامات را با هدف کسب موقعیت برتر و منزوی کردن ایران انجام می دهد که در واقع به بهای ایجاد تنش و براه افتادن جنگ در یمن و سوریه و گسترش فعالیت گروه تکفیری صهیونیستی داعش در سوریه و عراق تمام شده است.


این وضع شاید برای مدتی مصرف تبلیغاتی برای طراحان آن داشته باشد در حالیکه عربستان در حال تکه پاره کردن جهان اسلام از یکدیگر است . سیاست های ریاض مملو از تناقض و به دور از همه هنجارها و رسوم جامعه بین المللی است و قطعا" آنها بازنده این بازی سیاسی هستند.111/115

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید