یکشنبه, 20 دی 1394 20:10

نگاهی به نقش روسیه در مبارزه با تروریسم در سوریه (روابط سیاسی روسیه و سوریه)

نگاهی به نقش روسیه در مبارزه با تروریسم در سوریه (روابط سیاسی روسیه و سوریه)

آتوسا دینیاریان- از آغاز بحران سوریه در ژانویه 2011 میلادی، فدراسیون روسیه از معدود قدرت هایی است که از نظام سیاسی سوریه دفاع کرده است.

 

در راستای این رویکرد حمایتی، دولت روسیه انواع حمایت های سیاسی و اقتصادی را برای حفظ نظام بشار اسد به عمل آورده است. اما تحول جدید و بی سابقه ای که روی داده ، ورود نظامی مستقیم فدراسیون روسیه در عرصه تحولات میدانی سوریه است . اهمیت این موضوع در این است که پس از فروپاشی شوروی و پایان دوره جنگ سرد، برای نخستین بار است که روسیه در خارج از مرزهای خود ، دست به عملیات نظامی می زند. این موضوع پرسش ها و تحلیل هایی داشته است . از جمله اینکه دلایل تصمیم روسیه برای ورود به عرصه نظامی در تحولات سوریه چیست؟ ارتباط ورود نظامی روسیه با تحولات میدانی و سیاسی سوریه در مقطع کنونی چیست؟ در این مجموعه برنامه که در سه قسمت تهیه شده است ضمن بررسی این موضوع ،نگاهی به روابط این دو کشور طی چند دهه گذشته خواهیم داشت.

تحولات غیر منتظره، عمیق و پرشتاب در منطقه خاورمیانه که از آن با عنوان «بیداری اسلامی» یاد می شود، علاوه بر پیامدهای داخلی، ورود و نقش آفرینی بازیگران مختلف منطقه ای و بین المللی را در پی داشته است. روسیه از جمله بازیگرانی است که مطابق با اهداف و منافع خود و با بهره گیری از ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی به این تحولات ورود پیدا کرده است. برخلاف بحران های تونس، لیبی، مصر، بحرین و یمن که روس ها اقدام جدی و تاثیرگذاری از خود نشان ندادند، در عرصه تحولات سوریه شاهد نقش آفرینی مستقیم و تاثیرگذار فدراسیون روسیه هستیم که بخش مهمی از این امر به پیشینه دیرپا و نزدیک دو کشور بر می گردد .

اگرچه روابط اتحاد جماهیر شوروی و سوریه ،روابطی خوب و نزدیک بود اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مناسبات فدراسیون روسیه با سوریه در ابتدای دهه 1990 میلادی به سطح بسیار پایینی تنزل یافت واساسا" منطقه خاورمیانه جایگاه سنتی و منزلت استراتژیک خود را نزد روس ها از دست داد. به گونه ای که در فاصله سالهای 1989 تا 1992 میلادی حدود 94 درصد از میزان توافق های نظامی روسیه با کشورهای خاورمیانه از جمله عراق، سوریه و لیبی کاسته شد . گوینده: البته پایان جنگ سرد نیز در این روند تاثیرگذار بود.

به طور مشخص بعد از نشست پاریس و تعهد کشورها به کاهش تنش های دوران جنگ سرد، روسیه در قرار دادهای نظامی دوران شوروی تجدید نظر کرد. با وجود همه این تحولات، سوریه همچنان مرکز توجه سیاست خاورمیانه ای روسیه قرار داشت. در این سالها روسیه بعد از مذاکرات صلح مادرید، در قالب کمیته چهار جانبه، روند گفتگوهای صلح خاورمیانه را دنبال می کرد. با ظهور گفتمان اوراسیاگرایی از سال های 1996 میلادی به بعد در صحنه سیاسی روسیه با محوریت افرادی چون یوگنی پریماکف و بوریس یلتسین ،به تدریج منطقه خاورمیانه جایگاه و منزلت خود را نزد سیاستگذاران روسی بازیافت. مسافرت تاریخی امیر عبدالله، ولیعهد وقت عربستان سعودی به مسکو در سال 2003 ( به عنوان نخستین سفر یک مقام سعودی به روسیه در تاریخ روابط دو کشور)، دیدار پوتین از مصر ، پذیرش هیات سیاسی حماس پس از دستیابی به قدرت در انتخابات پارلمانی فلسطین در مارس 2006 ، سفر تاریخی پوتین به سه کشور عربستان سعودی، قطر و اردن در فوریه 2007 ، نشانه های بارزی از تحولات ایجاد شده در مناسبات روسیه با کشورهای منطقه خاورمیانه در این مقطع به شمار می رود.

در نتیجه تحول در سیاست خاورمیانه ای روسیه، مناسبات مسکو و دمشق نیز در حوزه های مختلف گسترش یافت. مرگ حافظ اسد و جانشینی بشار اسد در سال 2000 میلادی ، هم زمان با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین در ساختار سیاسی روسیه موجب شد به موازات گسترش مناسبات سیاسی، روابط دو کشور در حوزه نظامی توسعه یابد . فروش جنگنده های میگ 31، استقرار سیستم های دفاع موشکی اس اس 26 یا اسکندر در سوریه، انتقال ناوگان دریای سیاه سوریه در مدیترانه و تقویت توان دفاعی سوریه با سلاح های جدید و مدرن، بخشش 70 درصد از بدهی های خارجی سوریه با هدف بازگرداندن توان مالی و اقتصادی سوریه برای خرید تجهیزات دفاعی روسیه، ارسال موشک های اسکندر از طریق ناو لجستیکی روسیه مستقر در بندر طرطوس پس از درخواست ترکیه از ناتو برای استقرار سامانه موشکی پاتریوت در خاک ترکیه و تجهیز پایگاه طرطوس به عنوان تنها پایگاه نظامی روسیه در خاورمیانه از مهمترین محورهای همکاری نزدیک و راهبردی روسیه با سوریه طی دو دهه گذشته


در حوزه اقتصادی نیز دو کشور روابط بسیار نزدیکی برقرار کردند که بخش اصلی آن سرمایه گذاری گسترده روسیه در بخش نفت و گاز سوریه بود. به گونه ای که در سال 2009 میلادی (دو سال قبل از آغاز بحران سوریه) حجم سرمایه گذاری روسیه در سوریه از مرز 20 میلیارد دلار گذشت

. اما آغاز بحران سوریه که از اعتراض ها در شهر درعا در مارس 2011 میلادی آغاز شد و به تدریج به سایر نقاط این کشور کشیده شد، روابط سنتی و دیرپای روسیه و سوریه وارد مرحله جدیدی شد که می توان آن را نقطه عطفی در تاریخ مناسبات دو کشور به شمار آورد. در جریان بحران سوریه که هر روز ابعاد وسیع تر و پیچیده تری به خود گرفت، مسکو در موضعی مخالف با کشورهای غربی، ترکیه و برخی کشورهای عربی به محوریت عربستان سعودی، در کنار نظام سیاسی حاکم بر سوریه قرار گرفت و انواع حمایت های سیاسی، اقتصادی و نظامی (ارسال تجهیزات نظامی و ارائه مشاوره نظامی) را از دولت بشار اسد به عمل آورد. شاید بتوان نماد حمایت قاطعانه روسیه را وتوی چندین قعطنامه شورای امنیت علیه نظام سیاسی حاکم بر سوریه دانست. روسیه به این روند حمایتی از زمان شروع بحران در مارس 2011 میلادی تا سپتامبر 2015 میلادی با قدرت ادامه داد .

موضوع جدید و متفاوتی که در این رویکرد حمایتی رخ داده است، ورود نظامی مستقیم روسیه در عرصه تحولات میدانی سوریه از 30 سپتامبر 2015 میلادی است که نخستین عملیات نظامی ارتش روسیه خارج از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و حوزه کنونی جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (سی. آی. اس) به شمار می رود. ورود نظامی روسیه بسیاری از معادلات میدانی و سیاسی سوریه را دچار تغییر و تحول نمود؛ به گونه ای که می توان از آن به عنوان یک نقطه عطف در روند بحران چهار ساله سوریه یاد نمود.


روسیه در بحران سوریه بر چهار محور اساسی تاکید دارد که به نوعی می توان آن را دیدگاه و موضع کلان فدراسیون روسیه در قبال بحران سوریه دانست. اول آنکه روسیه با هرگونه اقدام نظامی غرب در سوریه تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دموکراسی مخالف است و بر راه حل مساله از طریق ابتکارات دیپلماتیک تاکید دارد؛ دوم: روسیه بر احترام به استقلال سوریه و تعیین سرنوشت توسط مردم این کشور بدور از مداخله خارجی تاکید دارد. سوم:روسیه از ایجاد آشتی ملی بین سوری ها حمایت می کند و با هرگونه جنگ داخلی مخالف است و چهارم اینکه روسیه از اقدامها و ابتکارات سازمان ملل در ایجاد وفاق ملی در سوریه حمایت می کند.

دولت روسیه بنا به دلایل متعدد از جمله حفظ ثبات در منطقه خاورمیانه، جلوگیری از گسترش دامنه تروریسم و افراط گرایی در منطقه خاورمیانه و سرایت آن به داخل مرزهای روسیه، جلوگیری از نفوذ بیشتر غرب در خاورمیانه به ویژه تکرار سناریوی لیبی، حفظ روابط سنتی و نزدیک روسیه با دولت سوریه و محافظت از منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی روسیه در سوریه (به ویژه حفظ پایگاه نظامی طرطوس) ، از همان ابتدای وقوع بحران سوریه به حمایت قاطعانه و گسترده از نظام سیاسی حاکم بر سوریه به محوریت بشار اسد پرداخت.

به طور کلی،دولت روسیه موضوع سوریه را یک بحران داخلی می داند که با ورود عناصر خارجی، ابعاد منطقه ای و بین المللی یافته است و لذا مسائل و اختلافات آن باید در فرایند سیاسی و بدون ورودخارجی حل . روسیه ، نظام سیاسی سوریه به رهبری بشار اسد را دولت قانونی این کشور می داند و با وجود راه حل های مختلفی که برای حذف بشار اسد در فرایند انتقال قدرت سیاسی در سوریه از سوی ترکیه و کشورهای مرتجع عربی و غربی مطرح شده است بر نقش و جایگاه بشار اسد در شرایط کنونی سوریه برای حفظ انسجام و یکپارچگی جامعه روسیه و نیز نقش وی در فرایند انتقال سیاسی تاکید و ایستادگی می کند.112/112

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید