پنج شنبه, 30 مهر 1394 08:17

عاشورا در ادبیات فارسی

عاشورا در ادبیات فارسی

افسون قنبری- شهادت امام حسین (ع) و عاشورا حادثه ای است که امروز به عنوان یک فرهنگ به آن نگریسته می شود. عاشورا روایتی است که چون تقویم در دفتر روزگار ورق خورده و سال به سال نو شده است. گذر زمان هرگز بر آن غبار ننشانده و رخوت تاریخ آن را به کنار ننهاده است. عاشورا چشمه زلالی است که هر بهار می جوشد و درخت سرسبزی است که سال به سال برومندتر می شود. هیچ واقعه ای به اندازه واقعه عاشورا، در تاریخ تکرار و  واخوانی نشده است.



تأثیر شگرف این حادثه در طول تاریخ در قالب آثار متعدد هنری، از جمله شعر عاشورایی بازتاب داشته است. شعر عاشورایی که آغاز سرایش آن به لحظاتی پس از واقعه در شعر عربی بر می گردد در شعر فارسی هم پای شعر دری شناخته شده است و مانند همه گونه های ادبی، دوره های مختلفی به خود دیده است. فراز و نشیب های سیاسی و تحولات اجتماعی در شکل گیری این دوره ها مؤثر بوده اند. دوره های شعر عاشورایی فارسی را می توان در چهار دوره خلاصه کرد. دوره اول شامل قرون اولیه شعر فارسی تا قبل از تشکیل حکومت صفویه می شود و دوره دوم, عصر صفویه را در بر می گیرد. دوره سوم شامل دوره های کوتاه حکومت افشاریه و زندیه و نیز دوران طولانی حکومت شاهان قاجار می شود و دوره چهام دوره معاصر است.
حماسه و تغزل از اصلی ترین درون مایه های شعر عاشورایی است که در هر دوره ای سلطه و غلبه هر یک از این درونمایه ها متفاوت بوده است.

دوره اول اشعار عاشورایی که فرون اولیه شعر فارسی تا حکومت صفویه را در بر می گیرد بیشتر به شعر حماسی عاشورا اختصاص دارد. دلیل این امر شرایط سیاسی حاکم بر آن دوران است که تعصبات مذهبی رواج داشت و با تفکرات شیعه مبارزه می شد. بر همین اساس در فاصله قرن های سوم تا پایان قرن هشتم حجم اشعار عاشورایی کم است و علت آن جو حاکم بر آن دوران و تبعیت حکومت ها از خلفای بغداد بود.
در اشعار عاشورایی این دوره از شعر فارسی، موضوع عاشورا، شخصیت امام حسین (ع)، چگونگی شهادت وی و یارانش و عناصر این واقعه به صورت تلمیح بیان شده است. تلمیح در شعر فارسی از جمله صنایع ادبی است و شاعر با استفاده از این صنعت شعری داستانی را به صورت فشرده در یک یا چند بیت می گوید. علت استفاده گسترده از این صنعت شهری در دوره اول شعر عاشورایی شرایط سیاسی ایران و شاعران بوده است. قطران تبریزی در یک بیت واقعه کربلا و بستن آب به روی امام حسین و یارانش و تشنگی آن حضرت و خاندان و یارانش را در یک بیت در قالب مرثیه ای که برای ممدوح خود سروده به تصویر کشیده است.

رفتی زجهان به تشنگی بیرون
مانند شهید کربلا بودی



باید گفت که در این دوران سرودن اشعار و ابیات عاشورایی تنها خاص شاعران شیعی نبوده است. کم نیستند شاعران اهل تسننی که از تعصبات سیاسی حاکم پیروی نمی کردند و در توصیف بزرگمردی های امام حسین (ع) و خاندان و یاران بزرگوارش و همچنین زنده نگداشتن واقعه عاشورا قلم زده اند.
در اواخر دوره اول با گرایش سلجوقیان و خوارزمشاهیان و همچنین حاکمان مغول به مذهب تشیع، شعر عاشورایی به عنوان برجسته ترین نوع ادب آیینی رونق گرفت. زیبا ترین اشعار آیینی این دوره از آن خواجوی کرمانی و ابن حسام است.

دوره دوم شعر عاشورایی دوران حکومت شیعی صفویه را در بر می گیرد. به اعتقاد دکتر صفا: «جهانجوی نوخاسته صفوی» با ابراز علاقه به خاندان پیامبر از احساسات و عواطف ایرانیان نسبت به ائمه اطهار به خوبی استفاده کرد و کار دولت خود را به سرعت پیش برد». دولت صفویه که اقبال و پایداری خود را در ترویج مذهب شیعه می دانست، به تبلیغ بزرگترین نماد شیعه یعنی واقعه عاشورا پرداخت. در همین دوران مرثیه سرایی و منقبت خوانی از رخوت به در آمد و رشد چشمگیری کرد. و این آغازی شکوهمند و پردامنه برای شعر عاشورایی بود. در این دوره، شعر عاشورا به موضوعی عام در شعر بدل شد. براگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) در این دوران، نیاز به شعر عاشورایی را بیشتر کرد و این عصر را تبدیل به عصر رواج و رونق شعر عاشورایی کرد. محتشم کاشانی از جمله سرآمدان این دوران است. ترکیب بند محتشم که برای واقعه کربلا سروده، هنوز هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است و پیر و جوان ابیاتی از آن را در خاطر دارند.


باز این چه شورش ست که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

دوره سوم شعر عاشورایی که شامل حکومت های کوتاه افشاریه و زندیه و حکومت طولانی قاجاریه می شود، با تمام فراز و نشیب هایش می توان آن را ادامه صفویه دانست. تدبیر سیاسی حاکمان این دوره همچون صفویه بر پاسداشت شعائر دینی و اسلامی خاصه عزاداری بر واقعه عاشورا و حضرت امام حسین (ع) بود. شعر این دوره را به تعبیری می توان تکرار شعر دوره های قبل دانست چرا که به دلیل نازک اندیشی های سبک هندی و افراط در پروراندن مضمون های غریب شعر، فهم شعر حتی برای خواص دشوار شده بود به همین دلیل شاعران به شیوه شاعران قرن شش بازگشتند. به همین دلیل غیر از چند شاعر سرآمد عاشورایی باقی اشعار شاعران مضامینی تکراری دارند. نیاز جوشقانی، حجه الاسلام نیر تبریزی و عمان سامانی سرآمدان شعر عاشورایی عصر قاجاریه به شمار می روند. منظومه عرفانی گنجینه الاسرار عمان سامانی، مشهورترین شعر عاشورایی و از نظر مضامین و هنر شاعری گوی سبقت را از ترکیب بند محتشم در شعر عاشورایی ربوده است.
عمان در گنجینه الاسرار تصاویری جاویدان از قتلگاه کربلا و واقعه عاشورا خلق کرده است. صحنه آمدن حضرت زینب به رزمگاه و نزد برادرش حسین تصویری بی بدیل است که دل هر خواننده ای را به کربلا می برد.
پس ز جان بر خواهر استقبال کرد


تا رخش بوسد الف را دال کرد (1)
همچو جان خود در آغوشش کشید
این سخن آهسته در گوشش کشید:
کای عنان گیر من آیا زینبی
یا که آه دردمندان در شبی
پیش پای شوق زنجیری مکن
راه عشق است این عنان گیری مکن
جان خواهر در غمم زاری مکن
با صدا بهرم عزاداری مکن
معجر از سر، پرده از رخ وامکن
آفتاب و ماه را رسوا مکن...

دوره چهارم به دوران معاصر تعلق دارد. این دوره را اگر بخواهیم از مشروطه تا عصر حاضر در نظر بگیریم زمان گسترده ای است که با توجه به مسائل سیاسی اجتماعی این دوران طولانی در این مجال اندک نمی گنجد و نیازمند مطلبی مستقل است. به همین دلیل به طور گذرا به شعر پس از انقلاب اسلامی بسنده می کنیم چرا که شعر این دوره بیشتر از سایر دوران ها درگیر مباحث آئینی و مذهبی شده است.
در اشعار عاشورایی پیش از انقلاب اسلامی بیشتر جنبه تاریخی، روحی و عاطفی واقعه عاشورا بیان شده است. کمتر شعری را می‎توان یافت که پیام‎‎ها، ‎معارف بلند،‎ مرثیه‎‎ها و انگیزة قیام امام حسین(ع) در آن نهفته و یا به گوشه‎ای از آنها اشاره شده باشد. هر چه می‎بینیم،‎ اشعاری است که بر محور بزرگی و هولناکی حادثه و مصائب اهل بیت (ع) می‎چرخد. با پیروزی انقلاب اسلامی مضامین اشعار عاشورایی تغییر کرد و معارفی از عاشورا از هدف قبام امام حسین (ع) به اشعار راه یافت. شاعران معاصر با در نظر گرفتن ظلم ناحق و مظلومیت حضرت حسین (ع) ماجرا را بیشتر از زاویه ظلم ستیزی، حرکت مصلحانه و انقلابی حضرت و در نهایت عاقبت کار نگریسته اند. این زاویه که بیشتر در میان شعرای متاخر دیده می شود شاعر تلاش می کند ورای به شعر کشیدن "در کربلا چه شد؟" به "چرا رخ دادن ماجرا" یا "چرایی حادثه کربلا" بپردازد.
شعر عاشورایی معاصر در واقع موتور محرکی برای مبارزه و قد علم کردن در برابر هر ظالمی و دفاع از هر مظلومی و به غلیان کشیدن حس ایثار و دفاع از حقیقت و روحیه مبارزه و حتی نقد یاران نیمه راه است.

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم (شادروان سیدحسن حسینی)


110/110

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید