جمعه, 18 دی 1394 09:35

قیام 19 دی ، جرقه انفجار نور و پیروزی انقلاب اسلامی

قیام 19 دی ، جرقه انفجار نور و پیروزی انقلاب اسلامی

مرتضي مکي - هیچ انقلاب و نهضتی بدون پیشینه شکل نگرفته است. انقلاب ها و نهضت های سیاسی و اجتماعی بر بستر یک سری از تحولات ایجاد شده و پیروز شده اند.

انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مثتثنا نیست. همه انقلاب ها و نهضت ها یک نقطه جهش و جرقه بر ای آغاز دارند. نقطه آغاز نهضت امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران به قیام خونین 15 خرداد سال 1342 (1963 میلادی) برمی گردد. اما جرقه ای که باعث سریع تر شدن روند تحولات منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد به یک سال قبل از انقلاب در ژانویه سال 1978 برمی گردد. زمانی که اعلام خبر درگذشت مشکوک آقا مصطفی فرزند عالم امام خمینی(ره) در عراق موجی از اندوه و تاثر در آحاد مردم ایران ایجاد کرد.

به همین مناسبت در شهرهای مختلف به ویژه قم که کانون اصلی هدایت جریان انقلاب اسلامی بود، مجلس بزرگداشتی برای فرزند مرحوم امام خمینی (ره) برگزار شد. رژیم شاه که تجربه قیام 15 خرداد و تحرکی که امام خمینی (ره) در مردم علیه رژیم دیکتاتوری پهلوی ایجاد کرد را هنوز در خاطر داشت، از موج همدردی که در ایران به دلیل درگذشت آقا مصطفی (فرزند امام) با امام خمینی ایجاد شده بود به شدت احساس خطر کرد. راه کار رژیم شاه برای رفع این خطر خدشه دار کردن شخصیت و اعتبار امام خمینی(ره) بود.

دستگاه امنیت شاه «ساواک» این ماموریت را به روزنامه اطلاعات با چاپ مقاله توهین آمیزی علیه امام خمینی(ره) سپرد. در هفتم ژانویه سال 1978میلادی مقاله ای در روزنامه اطلاعات با عنوان «استعمار سرخ و سیاه»، با امضای مستعار شخصی به نام احمد رشیدی مطلق درج گردید. نویسنده این مقاله، که در سالروز کشف حجاب به چاپ رسید، به حضرت امام خمینی (ره) اهانت کرده بود. نویسنده سعی کرد رابطه نامرئی بین آن دو استعمار را روشن کرده و به مردم معرفی کند.

نگارنده مقاله در عین حال که آگاهانه روحانیون را به عنوان ارتجاع سیاه، مورد توهین و حمله قرار داده بود; آنان را عاملی در دست مالکان، برای ایجاد مشکل در راه پیشبرد انقلاب سفید و ناپایدار ساختن ثبات سیاسی کشور معرفی کرده است. اما به طور زیرکانه سعی نموده خط فاصلی بین روحانیون تندرو مخالف با روحانیون طرفدار رژیم و محافظه ‏کار بکشد و با معرفی عده معدودی از آنان به عنوان مخالفان اصلاحات، اختلاف درون گروهی روحانیون را برجسته ساخته و از همبستگی گروهی آنان ممانعت ‏به عمل آورد. مؤلف مقاله، امام خمینی(ره) را جزء معدود علمای مخالف ذکر کرده و در ریشه‏ یابی علل مخالفت، ایشان را وابسته به «مرکز استعماری انگلیس‏» می‏ داند. یعنی همان توهمی که شاه را تا پایان حیاتش همراهی کرده و انقلاب را ناشی از درافتادن وی با قدرت های بزرگ می‏ دانست.


اولین حرکت اعتراض آمیز در برابر انتشار مقاله موهن در روزنامه اطلاعات، توسط روحانیت و مردم قم، فردای انتشار آن یعنی روز نوزدهم دی ماه شکل گرفت. در این روز دروس حوزه تعطیل شد و مراجع نیز درس خود را تعطیل نمودند. پس از آن بازار قم هم به حوزه ملحق گردید و مردم به همراه علما و روحانیان به منزل مراجع می رفتند و آمادگی خود را برای اقدام علیه این حرمت شکنی اعلام می نمودند.

مراجع هم با سخنان خود، ضمن آرام ساختن مردم و روحانیت و تسلی دادن به آنها، علاوه بر محکوم ساختن نظام در این اقدام توهین آمیز بر ادامه مبارزه واعتراض ها تاکید نمودند. مردم به توصیه علما و مراجع، آرام راهپیمایی می کردند. مأموران شهربانی و ساواک که در یکی از میادین قم راه مردم را سد کرده بودند به دنبال یک برنامه ساختگی، با شکستن شیشه بانک به سوی مردم بی دفاع که حتی شعار هم نمی دانند، آتش گشودند.

با مشاهده اولین شهید، خشم و نفرت مردم نسبت به نظام بیش از پیش شد و ترس و وحشت از دل ها رخت بر بست . جمعیت با شعار «اللّه اکبر» و «لا اله الا اللّه» و با در دست داشتن سنگ و چوب به سوی ماموران شاه حمله کرده و درگیری به اوج خود رسید. غروب روز نوزدهم دی ماه، فضای شهر پر از غم و غربت شده بود. تظاهر کنندگان پراکنده شده بودند.

تنها چیزی که در منطقه درگیری به چشم می خورد عبا، عمامه و کفش هایی بود که از روحانیان و مردم به جا مانده و آغشته به خون بود. مردم به خیابان های اطراف رفته، این شعار را سر می دادند «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی». این شعار زیبا در پایان آن روز غم انگیز، عشق بی کران مردم را به رهبر محبوب خویش نشان می داد. ده ها نفر در این روز شهید و مجروح شدند. قیام دلیرانه مردم قم نقطه شروع مبارزه ای بی امان تا لحظه سقوط رژیم پهلوی بود. به دنبال قیام 19 دی، نهضت به شهرهای دیگر کشیده شد و حماسه چهلم ها شکل گرفت.

تبریز، یزد، جهرم، تهران، مشهد و شهرهای دیگر کشور شاهد قیام هایی خونین در گرامی داشت شهدا بودند. ابتدا شهر تبریز در چهلم شهدای قم به خاک و خون کشیده شد و پس از آن شهرهای دیگر به همین ترتیب شاهد حماسه هایی جاوید بودند. حماسه چهلم ها نهضت را به ثمر رساند و با بازگشت امام خمینی (ره) به کشور به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. نظام شاهنشاهی تا پیش از قیام مردم در 19 دی، مسئله مبارزه و خشم و نفرت مردم از حکومت طاغوت را جدّی تلقی نمی کرد.

فراگیر شدن نهضت و قیام های پی در پی، پایه های نظام مستبد شاهنشاهی را به لرزه در آورد و نظام دریافت که در معرض خطر جدّی نابودی قرار دارد. لذا تمام توان خود را برای سرکوب مبارزات و قیام ها به کار گرفت. اما در این کار توفیقی به دست نیاورد.

قیام 19 دی تاثیرات جدی در انسجام گروه های مختلف در مبارزه با رژیم محمدرضا پهلوی داشت. یکی از مهمترین این تاثیرات نزدیکی و همبستگی مراجع، علما و فضلای دارای دیدگاه ها و گرایش های مختلف سیاسی و ایجاد جبهه ‏ای متحد در قبال عملکرد ضدمذهبی رژیم بود. هرچه فشارهای سیاسی و عملکرد فرهنگی و ضد مذهبی حکومت در سطح جامعه گسترده‏ تر می‏ شد، انسجام میان جریان های سیاسی مختلف مخالف شاه نیز بیشتر می شد. اعتراض مراجع و علما به رژیم در واقعه‏19 دی نمایش جالبی از این همبستگی گروهی روحانیون بود.

اگر تا پیش از درگذشت حاج آقا مصطفی فرزند امام خمینی(ره) برخی از مراجع و علمای برجسته در حمایت از نهضت امام خمینی در مبارزه با رژیم شاه و موثر بودن این نهضت در دستیابی به اهدافش تردید داشتند، بعد از قیام 19 دی مردم قم این تردیدها کنار رفت و اکثر علما از مبارزه با رژیم شاه حمایت کردند. همین حمایت ها باعث شد که اقشار مختلف مردم ایران در مبارزه با رژیم شاه شرکت کنند.

واقعه‏19 دی، رهبری نیروهای مذهبی و در راس آنان علما را بار دیگر مطرح ساخت و زمینه رهبری امام خمینی(ره) در کل نهضت اسلامی را هموار نمود. عنوان «امام‏» که دلالت مستقیم بر پیشوایی و رهبری دارد در مورد امام خمینی(ره) در همین ایام در سطح گسترده به کار برده شد.

امام خمینی(ره) نیز ضمن پافشاری بر نابودی رژیم سلطنتی، توسل به هرگونه رفتار و عملکرد خشونت‏ آمیز را برای نیل به اهداف والای خود، رد نموده به این ترتیب قشر عظیمی از نیروهای مذهبی و غیرمذهبی را به سوی خود جلب کرد. 19 دی را می توان انفجار فشارهای متراکم توده ‏های مردمی دانست که زمینه‏ های آن از مدت ها پیش شروع شد و با چند حادثه دیگر از جمله 15 خرداد 42 و درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی آماده انفجار بود و مقاله توهین ‏آمیز روزنامه اطلاعات جرقه این انفجار را زد.111/118

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید