سه شنبه, 03 شهریور 1394 12:38

نی نامه؛ هسته اصلی مثنوی مولانا

نی نامه؛ هسته اصلی مثنوی مولانا

 

پژوهشگران مثنوی معنوی، شاهکار جلال الدین محمد بلخی شاعر و عارف بلند آوازه ایرانی را کتابی تعلیمی - هدایتی و مولانا را پیام آور ژرف اندیش این تعالیم دانسته اند. این اثر ارزشمند، برجسته ترین اثر جلال الدین محمد مولوی و همچنین معروفترین مثنوی زبان و ادب فارسی است.

مثنوی مولوی یک کتاب تعلیمی است و در آن راه و روش رسیدن به حقیقت تعلیم داده می شود و دربرگیرنده آراء، تعلیمات و افکار مولوی است.
نوآوری از ویژگی های خاص مولوی است. با نگاهی به اشعار به یادگار مانده از او می توان دریافت که وی در شیوه شاعری، زبان شعری، استفاده از صناعات و مضامین ادبی، موسیقی شعر و بسیار موارد دیگر، با دیگر شاعران هم عصر و حتی پس از خود تفاوت داشته است. تا روزگار مولوی و حتی مدتی پس از او، رسم بر آن بود که شاعران دیوان شعر و یا حتــی منظومه ها و مثنوی های خود را با ستایش خداوند متعال و توصیف پیامبرآغاز می کردند که از آن جمله می توان به مناجات های فردوسی، رودکی، عنصری، خاقانی، منوچهری و حتی سنایی و عطار و بسیاری شاعران دیگراشاره کرد. اما مولوی از این شیوه سنتی پیروی نکرده و در ستایش باری تعالی طرحی نو در انداخته است. به قول دکتر زرین کوب، محقق، مورخ و ادیب برجسته معاصر: «تمــام مثنوی هم از آغاز تا پایان، تغزلی مولوی وار است. با یاد خدا و با نغمه عشق که عارف را در جستجوی او در آتش شوق و درد به ناله و فریاد می آورد.»

عشقی که به حضرت حق در درون مولوی موج می زده، مسلما در قالب الفاظ و عبارات کلیشه ای و رسمی قابل بیان نبوده است. او نمی توانست مانند دیگر شاعران تنها به وصف آسمان و زمین و مخلوقات آفریدگار هستی بسنده کند. شور و هیجانی که از دل این عارف سالک برمی خاست، در قالب الفاظ و عبارات اهل ادب محدود نمی شد. مدح آغازگر مثنوی، مدح عاشقی است نسبت به معشوق و به قول دکتر غلامحسیـن یوسفی، ادیب و محقق برجسته معاصر ایرانی: «یاد کردی عاشقانه از خدا، به صورتی لطیف و شاعرانه است.» به اعتقاد دکتر زرین کوب و سایر محققان، آغاز دفتر اول مثنوی که حکایت و شکایت روح سالک عارف را درغربتکده دنیا از زبان «نی» نقل می کند، جز با یاد خدا و جز در عشق حضرت احدیت آغاز نشده است.

بشنو این نی چون شکایت می کند
از جدائی ها حکایت می کند
از نیستان تا مرا ببریده اند
از نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

«نی» که مولوی شکایت و حکایت آن را در مثنوی به شعر بیان کرده است به تصادف در سخن وی نیامده است. حکایت نی دراندیشه مولوی، معنی و تعالی خاص دارد. به استناد تحقیق استاد فروزانفر مثنوی پژوه معاصر: «در مثنوی و دیوان کیبر بیش از بیست وهشت بار واژه "نی" مایه و موضوع تمثیل قرار گرفته است که این خود از توجه مولوی به معنی و تعالی خاص آن حکایت می کند.»

نی در اساطیر و افسانه های ملل مختلف مظهر تصورات و اندیشه های گوناگون است. اما مولوی «نی» را مظهر و مفهوم اندیشه ای بسیار والاتر و لطیف تر و پرمعنی تر قرار داده است. هرگاه که نی حکایت خود را به زبان شعر بازگو می کند، هرکس از وی قصه ای می شنود. برای لرمانتوف (lermantov) شاعر روس این نغمه ها یادآور رنج ها و خطاهای انسانی است. او در این آواز غم آلود، داستان دختری رنج کشیده را می شنود و به شرح آن می پردازد. اما این آواز برای مولوی عارف بزرگ ایرانی، سرگذشت روح دردمندی است که از نیستان جان ها جدا مانده است.

داستان «نی» مولانا داستان روح مهجوری است که از اصل خویش دورافتاده است و آرزوی بازگشت بدان اصل را دارد. به اعتقاد دکتر زرین کوب: «آنچه در نی مثنوی شنیده می شود، حکایت روحی شکست دیده و پرماجرا است. حکایت روحی است که از دنیای مادی رسته است، مسند تدریس و فقه را کنار گذاشته است و طوفان یک عشق بی مانند همچون عشق به شمس تبریزی را پشت سر گذاشته و سرانجام از خود بدر آمده و مشتاق بازگشت به اصل گشته است. روحی کــه جویای عشقی است که بتواند او را از دنیای رنگ و نیاز، از دنیای تنگ حد و جســم بیرون بکشد و به مبداء نامحدود و ذات باریتعالی ببرد.»

این «نی» به اعتقاد بیشتر مفسرین آثار مولوی، درحقیقت خود مولوی است که از خود و خودی تهی شده است و در اختیار و تصرف عشق و معشوق است. در واقع این شعر و نوای روح انگیزی که از گلوی او بر می آید، از او نیست، بلکه همانگونه که بارها در اشعارش تکرار کرده از معبود و معشوق ازلی است.

ما چو چنگیم و تو زخمه می زنی
زاری از ما نی، تو زاری می کنی
ما چو نائییم و نوا در ما ز تست
ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست


از نگاه مولوی «نی» دارای چنین مفهوم عمیقی است و آغاز زیبای مثنوی نیز تعبیر و تمثیل این نکته است.

تقریبا همه محققین و مفسرین مثنوی اتفاق نظر دارند که آنچه موجب اهمیت «نی نامه» شده، این است که مولوی تمام آنچه را که در مثنوی بیان کرده و در شش دفتر مثنوی موجود است، همه را در ابیات آغازین دفتر اول بیان کرده است. به قول دکتر زرین کوب: «نی نامه که همان هجده بیت آغاز مثنوی است، خود هسته اصلی مضمون تمام شش دفتر مثنوی را دربردارد و تمام این شش دفتر، تفسیرگونه ای بر همان ابیات است و در واقع تطویل همین نی نامه است و با رشته ای نامرئی تمام دفاتر ششگانه مثنوی با همین نی نامه پیوند پیدا می کند. هرآنچه را که مولوی در ادامه این ابیات آورده، در واقع نکته های تازه تر مربوط به همین شکایت روح و حکایت شوق عارف و سالک طریق حق است. حتی قصه ها و تمثیل هایی را نیز که مولوی به ضرورت سخن در سراسر مثنوی بیان کرده، هریک به نوعی به آغاز کتاب مربوط است.

اگر بخواهیم موضوع اصلی دفاتر شش گانه مثنوی معنوی را در کلامی کوتاه بیان و تفسیر کنیم، باید گفت که مثنوی مولوی داستان اشتیاق و وصل سالک و عارفی است که از اصل خود دور مانده است. عارفی طالب و وارسته که از خود گسسته و محو عشق حق شده است.

افسون قنبری

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

110/110

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید