چهارشنبه, 06 خرداد 1394 11:13

سنایی؛ شورآفرین غزل عرفانی

سنایی؛ شورآفرین غزل عرفانی

«در تاریخ ادبیات فارسی، وقتی گفته می شود «شعر قبل از سنایی و شعر بعد از سنایی» خواننده اهل و آشنا، تمایزی شگرف میان این دو مرحله احساس می کند. هیچ کدام از قله های شعر فارسی، حتی سعدی و حافظ و مولوی، چنین مقطعی را در تاریخ شعر فارسی ایجاد نکرده اند».

این سخن دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی بیانگر جایگاه رفیع و تأثیرگذار ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، شاعر، حکیم و عارف بزرگ قرن پنجم و اوایل قرن ششم (اواخر یازده و اوائل قرن دوازدهم میلادی) در ادبیات فارسی است. او از شاعران بزرگ ادبیات ایران و بنیانگذار شیوه مثنوی سرایی عارفانه و الهام بخش عطار و مولاناست.

ابوالمجد آدم سناییی غزنوی، شاعر، حکیم و عارف بزرگ ایرانی در سال 464 هجری قمری در شهر غزنه متولد شد و در 11 شعبان 525 هجری قمری (8 می 1131) درگذشت و در همین شهر که در آن روزگار در قلمرو ایران قرار داشت و هم اکنون در شرق افغانستان کنونی قرار دارد به خاک سپرده شد.

دوران کودکی و جوانی سنایی در غزنین گذشت. او در غزنه به تحصیل علوم و معارف پرداخت و در تمام علوم و معارف زمان خود از ادبیات عرب گرفته تا فقه و حدیث و تفسیر و طب و نجوم و حکمت و کلام به درجات عالی رسید تا بدانجا که از خلال یک یک آثارش این مقام علمی به روشنی قابل دریافت است.


خاندان سنایی از خاندان های اصیل ایرانی غزنه بودند و پدرش مردی بهره مند از معرفت بود. به روایتی که در آثار سنایی می توان استناد آن را یافت. پدر وی در تعلیم و تربیت فرزندان بزرگان عصر خود از مقام و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده است. سنایی در چنین خانواده ای و محیطی چون غزنه که در آن ایام کانون مهم فضل و ادب به شمار می رفت، به کسب علم و معرفت پرداخت و زمانی که هنوز بسیار جوان بود از آنچه که در آن روزگار برای یک شاعر درباری لازم و کارآمد بود بهره فراوان داشت. او به دلیل آشنایی با معارف مهم زمان خود و همچنین زبان تند و طبع شکوفایش توانست از همان آغاز جوانی در نزد ادبا و فضلا برای خود جایی پیدا کند.

سنایی بخشی از عمر خود را به سفر گذرانذ و به بلخ و سرخس و هرات و نیشابور و دیگر شهرهای خراسان سفر کرد و در این سفرها بود که در محضر درس عرفا و علمای عصر، همچون محمد بن منصور سرخسی حضور یافت و از معارف آنان بهره مند شد.


بخشی از اشعار سنایی را مدایح او تشکیل می دهد که آین اشعار حاصل ایامی است که در دربار حکام مختلف به سر می برد و به مدح امرا و حکام می پرداخت و چون دیگر شاعران عصر خود زندگی را در طرب و شادی می گذرانید. این گونه زندگی و شاعری او ادامه داشت تا اینکه سنایی به یکباره قصد زیارت خانه خئدا کرد و از بلخ عازم مکه شد. به اعتقاد منتقدان آثارش، زیارت مکه اندیشه های دیگر در دل وی پدید آورد. به قول دکتر «ذبیح الله صفا» محقق، مورخ و نویسنده برجسته معاصر «از ظلمت طمع رهایی یافت و جمال حق شیدایش ساخت. چنانکه دست از جهان و جهانیان بشست و شاعری مستغنی شد».

هنگامی که سنایی از مکه به بلخ بازگشت، آثار تحول و انقلاب فکری در وی ظاهر شد و از ستایشگری و زندگی در دربار دلش گرفت، پس به پارسایی گرایید. که همین امر در اشعار او نیز آثار خود را به جای گذاشته است. بسیاری از اشعار مذهبی و زاهدانه او که موجب امتیاز شعر سنایی نسبت به دیگر شاعران کلاسیک می شود، در این ایام و در بلخ سروده شده است.


سنایی بعد از سفرهای بسیار و انقلاب روحی و معنوی پس از چندی به غزنه بازگشت و انزوا گزید و به جمع آوری شعرهای عرفانی و اخلاقی خود پرداخت. از وی علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و رباعیات او که شامل چهارده هزار بیت می شود، جند اثر منظوم دیگر نیز به یادگار مانده است.

پرفسور احمد آتش محقق ترک درباره آثار سنایی بر این باور است که: «سنایی دیوان خود را گردآوری کرده، بعداً نیز به درخواست احمد بن مسعود تیشه شاید ترتیباتی جدید در آن به وجود آورده است. همچنین او کلیاتی هم جمع آوری کرده است، که شاید شامل حدیقه نیز بوده است. اما قبل از اینکه حدیقه و یا کلیات شکل نهایی خود را بیابند، سنایی درگذشته، لذا دوستان و شاگردان شاعر با آنچه می توانند به دست آورند، و شاید هم کامل کردن مقدمه ناقص مانده، نسخ جدیدی از دیوان، حدیقه و کلیات ترتیب داده اند. اختلافات فاحش در محتوی و ترتیب آثار بزرگ او می تواند بدین صورت توضیح داده شود. نسخ قدیمی و ارزشمندی از کلیات سنایی در دست است که ظاهرشان دلیل بر تهیه آنها در زمان های قدیم است و برای شاعران دیگر نیز چنین نمونه های مشابهی نشان داده نشده است.»


حدیقه الحقیقه، سیر العباد الی المعاد، کارنامه بلخ و مکاتیب سنایی از جمله آثار وی به شمار می آید. دیوان اشعار سنایی، قصاید، قطعات، ترکیب بندها و ترجیع بندها، غزلیات و رباعیات و نیز قلندریات او را در بر می گیرد. در نسخ قدیمی کلیات او ، محتویات بر اساس موضوع تقسیم بندی شده اند. به عقیده تذکره نویسان دیوان سنایی 30000 بیت بوده است. در حال حاضر در نسخه تصحیح مدرس رضوی که در تدوین آن از مهمترین نسخ خطی در دسترس استفاده شده است، 13780 بیت موجود است. با این حال در این چاپ و در چاپ دکتر مظاهر مصفا استاد دانشگاه تهران تعداد اشعار بیشتری از آن مقداری که در مقدمه کلیات سنایی شخصاً از سوی سنایی بیان شده است، موجود است. به عنوان مثال در کلیات سنایی گفته می شود که در مجموع 137 قصیده، 206 غزل و 443 رباعی موجود است. اما در نسخه چاپی بیش از 300 قصیده، 408 غزل و 537 رباعی به چشم می خورد. در نسخ خطی دیوان که در هندوستان و لندرا Londra موجودند، به اشعاری بر می خوریم که در نسخه چاپی -که خود دارای اشعار بیشتری است- وجود ندارند.


«کارنامه بلخ» مثنوی کوچکی است که صرفاً کارنامه نیز نامیده می شود، و شامل 497 بیت است. مصححان آثار سنایی این مثنوی را ترجمه حال سنایی دانسته اند و از این نظر اهمیت ویژه ای برای آن قائلند. شادروان استاد مدرس رضوی سنایی پژوه تصحیح و چاپ کرده است. «کارنامه» از نظر لغوی به معنی کتاب کار است و به کتابی اطلاق می شود که بیانگر کارهای مهمی باشد که شخصی از عهده آنها برآید. به عنوان مثال کارنامه اردشیر پاپکان. کتاب سنایی نیز به این دلیل کارنامه نام گرفته است که در آن از کارهای بعضی از بزرگان و رجال عصر به شکلی استهزاگونه بحث شده است، به همین خاطر مطایبه نامه نیز خوانده می شود. برای اطلاع از زندگی شخصی و خانوادگی سنایی، منظومه «کارنامه بلخ» می تواند بهترین کتاب برای محققان و پژوهندگان آثار وی به شمار رود، چرا که سنایی در این کتاب در قالب منظومه کوتاهی در حدود پانصد بیت گوشه هایی از زندگی شخصی خود و پدر و بعضی از معاصرانش را به نظم درآورده است.


کتاب «حدیقه الحقیقه و طریق الشریعه» سنایی که به «الهی نامه» نیز شهرت دارد، مثنوی است که سنایی با وصف خدا و پیامبر آغاز کرده و در آن باب هایی را به عقل و علم و عشق و حکمت اختصاص داده است. او در این کتاب از حکایات شیرین و شنیدنی بسیاری برای بیان اعتقادات و افکار خویش بهره جسته است. شرح های بسیاری تاکنون بر این کتاب نوشته شده و شاعران بزرگی همچون نظامی و خاقانی از آن در سرودن منظومه های خود تأثیر گرفته اند. حدیقه در ادبیات ایران اولین مثنوی عرفانی است و مولانا جلال الدین محمد مولوی این اثر را بسیار می پسندیده و موضوعات مهم آن را به تمامی در مثنوی آورده است. معتبر ترین نسخه حدیقه سنایی تصحیح استا مدرس رضوی است.

«سیرالعباد الی المعاد» اثر دیگر سنایی است که منظومه ایست رمزی و عرفانی. در این منظومه نوعی سفر به عالم روحانیت با زبانی استوار و زیبا بیان شده است. به اعتقاد بسیاری از محققان و پژوهندگان آثار سنایی، این کتاب از جمله معروفترین و مشهور ترین منظومه های عرفانی زبان فارسی به شمار می رود.

عقل نامه، عشق نامه، طریق التحقیق و بسیار منظومه های دیگر را نیز به سنایی منسوب کرده اند که دز صحت این ادعا از نظر منتقدان و سبک شناسان تردید است.



شهر غزنین در روزگار سنایی که هنوز دولت و شکوه فراوان محمود غزنوی و فرزندانش از آن رخت نبسته بود، در شادی و شادکامی غوطه می خورد و عرفا و زاهدان به مناجاتی در گوشه خلوت دلبسته بودند و شاعران نیز به پیروی از سنت شاعران درباری به مدح و ستایشگری امیران دل خوش بودند. اما در این میان سنایی از جمله مردان آگاه زمان خود بود که نتوانسته بود به این خوشی های زودگذر تن دهد و همه روزگار خود را در خواب و غفلت سپری کند. با نگاهی به اشعار سنایی خصوصاً اشعاری که او پس از انقلاب فکری اش سروده است می توان به اعتقادات او پی برد. او با اشعار خود کوشش بسیار کرده است که خفتگان را از خواب غفلت برانگیزد. فریادهای اعتراض سنایی نسبت به غفلت روزگار و مردم جامعه اش پر از درد و زاری، بیم و نومیدی و نیش و سرزنش است. او دنیای روزگار خود را می دید و مردم را که بدان دل خوش کرده بودند می نگریست و حیرت می کرد و با خشم و نفرت بانگ بر می داشت که اینجا هیچ جای امید نیست. او همچون ناصر خسرو، مردم را از فرو رفتن در گرداب زندگی دنیوی بیم داده و از مفاسد روزگار انتقاد کرده و مرگ را یادآور شده است.

پیش از آن کاین جان عذر آور فرو میرد ز نطق

پیش از آن کاین چشم عبرت بین فرو ماند ز کار

در فریب آباد گیتی چند باید داشت حرص

چشمتان چون چشم نرگس دست چون دست چنار


با نگاهی به اشعار سنایی به سادگی می توان اشعار پیش از تحولات فکری او را از آن دسته از اشعارش که پس از انقلاب روحی و فکری سروده است جدا کرد. چرا که به اعتقاد بیشتر منتقدان آثارش، اشعار این دوره از عمر او از نظر قدرت و عمق تأثیر و همچنین قوت معانی با اشعار گذشته او تفاوت بسیار دارد.

او در دوران آغاز شاعری به شیوه استادان کهن همچون فرخی و ناصرخسرو و دیگر شاعران متقدم شعر گفته است. اما پس از آن و در دوره دوم شاعری، هم در شیوه سخن و هم در زبان و تفکر، مبدع و مبتکر بوده است تا بدانجا که برخی از شاعران پس از او همچون خاقانی، جامی و امیر خسرو دهلوی از او تقلید کرده اند.

مضامین و تصویرهای بدیع، ترکیب های تازه و خوش آهنگ از جمله خصوصیات بارز اشعار سنایی است که پس از او مورد توجه بیشتر شاعران و عارفان نامی ایران قرار گرفته است.

سنایی را می توان مبدع شیوه ای تازه در شاعری دانست. شیوه ای که به تعبیر خاقانی شاعر پرآوازه قرن ششم هجری قمری (قرن دوازدهم میلادی) شیوه زاهدانه است. سنایی در این گونه از اشعار خود به بیان معانی زهد و توحید و عرفان در قالب تعبیرات شاعرانه پرداخته است .

توحید خدا، ستایش قرآن، توصیف پیامبر و تذکر و تأکید بیشتر بر آنچه مکارم اخلاق نامیده می شود،موضوع عمده اشعار زاهدانه سنایی است. سنایی در این گونه از اشعار خود با استفاده از نکته سنجی و ریزبینی دقیق خود، معانی زیبایی را خلق کرده است که در نوع خود بی نظیر است.

سنایی کسی است که از گمراهی و بی پروایی عامه دچار خشم و نفرت می شود و از عشرت جویی و سرگرمی های حقیر اهل زمانه خصوصاً درباریان شکایت می کند. اما او همه این گلایه ها را با زبانی زیبا و با تعبیراتی عارفانه و شیوا بیان می کند و به انسان ها گذر عمر را یادآور می شود. او به نقد مسائل سیاسی و اجتماعی عصر خود می پردازد، و اندرز می دهد و تمام پستی و بلندی جامعه خود را بازگو می کند که در این عرصه به قول دکتر شفیعی کدکنی، او شاعری است ممتاز که همتا ندارد نه پیش از او نه پس از او .

بمیر ای حکیم ! از چنین زندگانی

کزین زندگانی چو مردی بمانی

از این زندگی، زندگانی نخیزد

که گرگ است و ناید ز گرگان جدایی


گذرا بودن دنیا، ترک دنیا، لزوم اهمیت ندادن به مطاع دنیا و ارزش والای انسانی از جمله مضامین جاری اشعار سنایی است. این دسته از اشعار سنایی که شامل تمام کتاب حدیقه الحقیقه و بخشی از دیوان اشعار او می شود با نام «زهدیات» معروف است. دکتر عبدالحسین زرین کوب محقق و اندیشمند معاصر درباره اینگونه اشعار سنایی معتقد است که: «حدیقه الحقیقه که به الهی نامه نیز معروف است منظومه ای است ده هزار بیتی که موضوع آن توحید و عرفان و اخلاق است. سنایی در این کتاب هدف معینی را دنبال کرده است که این هدف همانا تعلیم مقاصد عرفانی است که وی این اهداف و افکار خود را به شیوه خیال انگیز و شاعرانه بیان کرده است. حدیقه را به تعبیری می توان نوعی دایره المعارف عرفانی دانست که در قالب شعر تدوین شده است».


سنایی یکی از بزرگترین استادان شعر زاهدانه است و به اعتقاد بسیاری از سنایی پژوهان شخصیت والای اصیل او را به عنوان انسانی بزرگ، در این دسته از اشعار او می توان دید. در چنین اوقاتی، سنایی اینگونه شخصیتی پیدا می کند: یک شخصیت بزرگ دینی؛ مصلحی که خواهان اصلاح جامعه است، اصلاحی که از روح انسانی شروع می شود. در این دسته از اشعار سنایی در جایگاه مرشدی است که از تمامی قصورات و حقارت ها پاک شده است. او در روح خود شعله عشق الهی را حمل می کند و دیگران را نیز بدان دعوت می نماید. سنایی با انتقاد از حقارت های انسان و حرص و آز حیوانی و بشری او، می خواهد که انسان ها را به راهی که صحیح می پندارد رهنمون شود. سنایی در مدایحی که در چنین احوالاتی نوشته به عنوان یک شخصیت بسیار صمیمی و مهربان، ممدوح خود را پند داده است.


سنایی در سرودن اشعار با مضامین فوق، مهارت بزرگی از خود نشان داده است. او موفق شده مسایل بسیار ظریف عرفانی و احساسات دینی را با بهترین و موجزترین بیانات و در عین حال همراه با احساس تفهیم کند. هر چند که در چنین احوالی گاه از کلمات نامناسب نیز استفاده کرده است. سنایی توانسته است موضوعات عرفانی را که تا آن زمان به وسیله "خواجه عبدالله انصاری" و کمی نیز "ابوسعید ابوالخیر" و "احمد جام" وارد شعر شده بود با مهارتی بی نظیر و به شکلی کاملاً شاعرانه بیان کند. زیبایی چنین اشعاری با اشعار شاعران هم عصر و حتی بعد از او قابل قیاس نیست. در ادبیات ایران سنایی با حدیقه خود اولین شاعری است که موفق شده است در موضوعات عرفانی یک مثنوی بزرگ پدید آورد.



به اعتقاد متخصصان ادبی، در عرصه شعر و شاعری همیشه توفیق از آن شاعرانی است که حال و هوای تازه ای را وارد یکی از پایه های شعر یعنی محتوا و قالب می کنند. با نگاهی به اشعار سنایی می توان دریافت که او در عصر خویش تنها کسی بود که توانست حال و هوای تازه ای را وارد ساختار سنتی شعر فارسی خصوصاً قصیده و غزل کند . او توانست بسیاری از تجربیات زاهدانه و بخش عظیمی از اندیشه های عرفانی را وارد عرصه و ساختار شعر فارسی کند.



تا پیش از سنایی تجارب روحانی عارفان و زاهدان قرن های دوم تا پنجم هجری قمری (قرن هشتم تا یازدهم میلادی)به صورت نثر در کتاب هایی چون «رساله قشیریه» و «احیاء علوم دین» عرضه شده بود. سنایی این تجربیات را وارد مجموعه ای از ساختارهای سنتی و تجربه شده شعر فارسی کرد و موجب تحول اساسی این عرصه از ادب فارسی شد و حال و هوای شعر را به کلی متحول کرد. به اعتقاد بیشتر محققان و منتقدان آثار سنایی او در این زمینه هم سرآغاز است و هم نقطه کمال و اوج.

تو با من و من پویان هر جای تو را جویان

ای شمع نکورویان آخر چه وصال است این

در وصل تو عقل و جان چون من شده سرگردان

ای وهم ز تو حیران آخر چه جمال است این


دکتر شفیعی کدکنی محقق و شاعر برجسته معاصر درباره تأثیر سنایی و جایگاه شعر او در ادب عرفانی معتقد است که: «حرکت عرفانی که با شعر سنایی آغاز و وارد شعر فارسی شد همان چیزی است که پس از مختصر تغییراتی در اجزای سخن، غزل های آسمانی حافظ را نیز شکل می دهد. در این گونه اشعار دو سوی وجود انسانی یعنی بُعد خاکی و بُعد آسمانی به هم گره می خورند. الوهیت و بندگی با تصاویری که در آن عوالم ملک و ملکوت به هم آمیخته، بلند پروازانه ترین لحظه های شاعر را در تاریخ شعر فارسی به وجود می آورد».

تصاویری که در شعر سنایی جلوه ظاهری یافته است از تجربه روحی شاعر و ذهنیت فلسفی و منظومه فکری او نشأت گرفته است. از نگاه عارفانه سنایی تمامی کائنات بهره مند از حیات است و جریان حیات و زندگی در همه جا ساری و جاری است.

برای آشنایی با سنایی و شناخت پایگاه او و بدعت ها و بدایعی که در شعر فارسی خصوصاً غزل و قصیده به وجود آورده است باید اشعار او را با شاعران پیش از او و حتی هم عصر او مقایسه کرد.



دکتر شفیعی کدکنی که در کتاب «تازیانه های سلوک» اشعار و افکار سنایی را بررسی کرده معتقد است که: «فضای غزل پیش از سنایی و حتی عصر او فضایی خاموش است، هیچ حرکت و حیات و تپیدنی در آن نیست.» سنایی شور و حالی دیگر را به غزل بخشید. و به مدد عرفان و زبان منسجم، غزلی نو آفرید، غزلی که به جرأت می توان گفت تمامی دیوان کبیر مولوی متأثر از آن غزل، و شیوه شاعری سنایی است.

از عصر سنایی به بعد مضامین عرفانی، رایج ترین مضامین شعر فارسی شده است در مجموعه آثار بازمانده ار سنایی و به نام سنایی به ویژه قصاید و غزلیات و نیز حدیقه الحقیقه او تقریباً تمامی مفاهیم و معانی عرفانی ثبت شده است. سنایی این مفاهیم را آنجا که ضرورت داشته به طور کامل بیان کرده و شرح و توضیح داده است و گاه از آن گذشته و تنها به اشاره ای اکتفا اکتفا کرده است. بسیاری از محققان و منتقدان آثار سنایی معتقذند که هیچ اندیشه ای از اندیشه های محوری عرفان وجود ندارد که رگه ای از آن در شعر سنایی انعکاس نیافته باشد، به همین دلیل بیشترین استفاده هایی که تصوف وعرفان و حتی فلسفه و حکمت از شعر داشته است، متوجه کارهای سنایی است و آثار سنایی بهترین منبع در این خصوص به شمار می رود.



سنایی را می توان نخستین کسی دانست که اندیشه انسان کامل را وارد شعر فارسی کرده است. او با در نظر گرفتن سه اصل معرفت خدا، جهان و انسان، توانسته است ظریفترین اندیشه های عرفانی را عرضه کند و یک نظام عرفانی کامل را در قصاید و غزلیات و نیز در حدیقه الحقیقه تبیین نماید. این جهان بینی همان است که در آثار عطار و مولوی گسترش یافته و به نقطه اوج رسیده است و پس از مولوی می توان گفت که هیچ چیز تازه ای بر آن افزوده نشده است.

با نگاهی به اشعار سنایی می توان دریافت که او حتی در عرفان نیز ساکن نمانده و در آن سوی مضامین عرفانی اشعارش که تقریباً همه بی سابقه است بخش عظیمی شعر اجتماعی و اخلاقی وجود دارد.

سنایی نگران پیرامون خود است و با اشعار خود به ستیز با ناروایی های اجتماعی و بیداد حاکم بر جامعه اش می پردازد. نقدهای اجتماعی سنایی چندان زنده و آیینه وار است که در انحصار شرایط تاریخی عصر او نمی ماند.

این چه قرن است اینکه در خوابند بیداران همه

وین چه دور است اینکه سرمستند هوشیاران همه



این جنبه از شعر سنایی تا بدانجا قوی، زیبا و محکم است که شعر او را می توان در ردیف بهترین شعرهای اجتماعی – سیاسی زبان فارسی قرار داد و سنایی را بزرگترین سراینده شعر اجتماعی در تاریخ ادبیات کلاسیک فارسی دانست. شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است. مضامین اغلب قصاید او در نکوهش دنیا داری و دنیاداران است. او با زاهدان ریایی و حکام ستمگر که هر کدام توجیه گر کار دیگری هستند، بی پروا می ستیزد و از بیان حقیقت ترسی ندارد. سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی که دامن گیر زمانه شده است، نشان می دهد که شاعری اهل درد و دین است. لبه تیز تیغ زبان او در اغلب موارد متوجه دنیا دوستان و حاکمان ظالم است. سنایی بارها با تصویر زندگی زاهدانه پیامبر و معصومین و صحابه و تأکید بر آن در قصایدش، سعی دارد جامعه آرمانی خود- که عرصه ظهور در واقعیت پیدا کرده است- را نشان دهد. در حوزه زهد و عرفان نیز نکوهش دنیا، تفکر درباره مرگ، توصیه به گسستن از آرزوهای طولانی و بی حد و حصر، تذکر به خویشتن حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست.



اگر فردوسی و ناصر خسرو را استثنا کنیم، سنایی از اولین شاعران تفکر مدار تاریخ شعر فارسی است که با تزریق اندیشه عرفانی به کالبد شعرش، زمینه تحولی وسیع را در نگرش و شیوه فکر شاعران پس از خود به وجود آورد و سایه سنگینش بر شعر فارسی تا چند قرن پس از او گسترده شد.

راهی که سنایی در پیش گرفت، فقط منحصر به یک قالب نماند؛ بلکه قدرت شاعر در به کارگیری الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، همراه با اندیشه های بدیعی که داشت، به او این امکان را داد تا هم در غزل و هم در مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند در صورتی که تا پیش از او، موضوع قصیده محدود به مدح پادشاهان و وابستگان درباری و احیاناً توصیفات طبیعی همچون بهاریه ها و خزانیه ها و ..... بود و نمایندگان مشخص این نوع قصاید، شاعرانی همچون عنصری ،فرخی و منوچهری بودند.

سنایی از اولین شاعرانی بود که طرح مسائل اجتماعی و عرفانی و زهد و حکمت معنوی را در قصیده رایج کرد به طوری که هنوز بسیاری از قصاید او نمونه برتر قصاید اجتماعی، عارفانه و زاهدانه اند.



در حوزه غزل نیز سنایی پنجره اشراق و جذبه های معنوی را گشود و غزل را زبان عشق و شور عارفانه کرد. سنایی در قالب مثنوی به بیان حکمت معنوی و ستایش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم با بیانی تمثیلی پرداخت که الهام بخش بسیاری از شاعران پس از خود، همچون خاقانی و نظامی و عطار و مولوی در سرودن مثنوی های عرفانی شد.

خاقانی برای اثبات ارج و عظمت شعرش، خود را با سنایی مقایسه کرده و مدعی است که جانشین شایسته سنایی است.

چون زمان عهد سنایی در نوشت

آسمان چون من سخن گسترد بزاد

چون به غزنه ساحری شد زیر خاک

خاک شروان ساحری نوتر بزاد

زبان شعر سنایی در قصاید و مثنوی هایش زبانی سنگین و سخت است. اما غزلیات سنایی به حکم مضمون عاشقانه ای که دارند، لطیفترند. هنگام داوری درباره شعر سنایی همواره باید دو دوره فکری او را در نظر داشته باشیم؛ زیرا شعر او پیش از تحول و انقلاب درونی اش بیشتر با وضع موجود زمانه هماهنگ بود و او در این زمان شاعری مداح و مقلد محسوب می شد؛ اما پس از تحول درونی، شعر و تفکر او نیز متحول شد.

 

افسون قنبری

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید