چهارشنبه, 30 ارديبهشت 1394 07:43

ملاصدرا، گوهری درخشان در آسمان فلسفه و عرفان

 ملاصدرا، گوهری درخشان در آسمان فلسفه و عرفان

الهام آخوندان- صدر الدین محمد شیرازی، معروف به «صدرالمتالهین» و «ملاصدرا»، حکیم، عارف، محدث و مفسر بزرگ شیعه و اسلام در سال 980 (نهم جمادی الاولی) هجری قمری در شیراز به دنیا آمد. پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهیم قوامی ـ سیاستمداری دانشمند و مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام، هیچ فرزندی نداشت ولی سرانجام بر اثر دعا و تضرع فراوان به درگاه الهی، خداوند پسری به او داد که نامش را محمد گذاشتند.


صدرا در دوران کودکی به همراه پدر به قزوین رفته و در کنار اساتید فراوان به آموزش علوم مقدماتی و متوسطه پرداخت و زودتر از دیگران به دوره عالی رسید. در دوران جوانی، صدرالمتالهین با شیخ بهایی آشنا گردید که سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا توسط این دانشمند جهاندیده کم نظیر بنا نهاده شد. شیخ بهاء نه فقط در علوم اسلامی (بویژه در فقه و حدیث و تفسیر و کلام و عرفان) متخصص بود بلکه در نجوم و ریاضیات نظری و مهندسی و معماری و پزشکی هم استاد بود.
تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی و الهی سیدامیر محمد باقر بن شمس الدین مشهور به میرداماد عهده دار گشت. میرداماد نابغه بزرگ دیگر، از همه دانش های روزگار خود باخبر بود ولی حوزه درس او به فقه و حدیث و بیشتر به فلسفه اختصاص داشت. وی در دو شاخه مشائی و اشراقی فلسفه اسلامی ممتاز و سرآمد بود و خود را همپایه ابن سینا و فارابی و استاد تمام فلاسفه پیرو آن دو می دانست. ملاصدرا بیشترین بهره خود را در فلسفه و عرفان از میرداماد گرفت و همواره او را مرشد و استاد حقیقی خود معرفی می کرد.

با انتقال پایتخت صفویه از قزوین به شهر اصفهان، شیخ بهایی و میرداماد نیز به همراه شاگردان خود به این شهر آمدند و بساط تدریس خود را در آنجا گستردند. ملاصدرا نیز همراه آنها به اصفهان آمد و پس از مدتی به شهر خود شیراز بازگشت. اما رقبای او که از طرفی موقعیت اجتماعی خود را نزد دیگران در خطر می‌‌دیدند یا به انگیزه دفاع از عقاید خود و برخی شاید از روی حسادت، بنای بد رفتاری را با وی گذاشتند و آرای نو او را به مسخره گرفتند و به او توهین کردند.
این رفتارها و فشارها با روح لطیف ملاصدرا نمی‌ساخت، از اینرو از شیراز به صورت قهر بیرون آمد و به شهر قم رفت و در روستایی به نام کَهَکْ در نزدیک شهر قم منزل گزید. ملاصدرا مدتی درس و بحث را رها کرد و عمر خود را به عبادت و روزه و ریاضت گذراند و از این فرصت که برایش فراهم شده بود استفاده کرد و مراحل و مقامات معنوی عرفانی را با شتاب بیشتری طی کرد و به بالاترین درجه معنویت رسید. وی در این دوران ـ که از نظر معنوی دوران طلائی زندگانی اوست توانست به مرحله کشف و شهود غیب برسد و حقایق فلسفی را نه در ذهن که با دیده دل ببیند و همین سبب شد که مکتب فلسفی خود را کامل سازد.
ملاصدرا در تمام این مدت به نوشتن کتب معروف خود مشغول بود یا رساله‌هایی در پاسخ فلاسفه همزمان خود می‌نوشت. حکیم وارسته پرورش شاگردان بزرگ را نیز به عهده داشت. دو تن از شاگردان معروف او به نام «فیاض لاهیجی» و «علامه فیض کاشانی» هستند که مکتب او را ترویج کردند.

صدرالمتألهین از نویسندگان خوش قلم و پرکار در فلسفه اسلامی است و آثار قلمی او لطیف و در کمال فصاحت و بلاغت است. تألیفات ملاصدرا بیش از چهل عنوان کتاب می باشد که هر یک در نوع خود شاهکاری بی‌نظیراست. آثار او به جز رساله سه اصل در علم اخلاق و چند نامه، جملگی به زبان عربی (زبان رسمی مراکز علمی آن عصر) نوشته شده و دارای نثری روشن و فصیح و مسجع و برای آموزش فلسفه و عرفان بسیار آسان و سهل است. در میان آثار فلسفی او، بخشی خصلت عرفانی بارزتری دارند و بعضی دارای لحن برهانی و استدلالی تر هستند، هر چند که از تمامی آنها بوی عرفان به مشام می‌رسد.
از ویژگی های بسیار مهم نوشته‌های ملاصدرا که از دستاوردهای انحصاری خود او است تطبیق بین مفاهیم و بیانات شرع و براهین فلسفی است به نحوی که در هیچ مسأله فلسفی تا استشهاد بر آیات قرآن و آثار معصومین ننماید نظر قاطع خود را ابراز نمی‌دارد. او همواره در کتاب هایش افتخار می‌کند که هیچ کس را ندیده که همچون خود او اسرار قرآن کریم و سنت معصومین را فهمیده باشد. تمام نوشته‌های فلسفی او پر از آیات قرآن و روایات است و تمام تفاسیرش سرشار از برداشت های عرفانی و عقلی است.

آثار ملاصدرا

صدرالمتألهین در درک ظاهر و فهم اسرار قرآن و حدیث تبحّری ویژه داشت و کتاب هایی نیز به تفسیر آیات و احادیث اختصاص داده و سوره هایی از قرآن را تفسیر نموده که از تفاسیر ارزشمند فلسفی به شمار می‌آیند و تاکنون چندین بار چاپ شده است.
برخی از کتب او کتاب درسی است و برای آموزش مقدماتی و یا تکمیلی عمیق فلسفه و عرفان از دیدگاه مکتب مخصوص او به نام «حکمت متعالیه» بسیار مناسب است. برخی دیگر نیز برای توضیح و اثبات نظریه های ویژه خود اوست. چند کتاب او را می توان در اخلاق و آداب انسانی دانست. ملاصدرا که خود یک «مُحدّث» (یعنی متخصص در حدیث و روایات منقول از پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمه اهل بیت علیهم السلام) بود کار مهمی در حدیث نیز دارد و آن شرح کتاب حدیث معروف الکافی تألیف کُلینی رازی است.

"الحکمة المتعالیة فی الأسفار الأربعة العقلیة"یکی از کتب معروف صدر المتالهین است. ابتکاری که انحصاراً در این کتاب مهم و جالب به کار رفته آنست که موضوعات کتاب در قالب چهار مرحله سیر و سلوک روحی و معنوی عرفا دسته بندی شده که هر مرحله را یک سفر فرض کرده است. بنابراین همانطور که سیر عارف در مرحله اول از خود و خلق به سوی خدا و در مرحله دوم و سوم از خدا به خدا (از ذات به صفات و افعال خدا) و در مرحله چهارم از جانب خدا به سوی مردم است، این کتاب نیز از موجودات آغاز و به آخرت و خدا و مردمی که محشور شده اند باز می گردد. این کتاب در واقع دائرة المعارفی فلسفی است و مجموعه ای از مسائل مهم فلسفه اسلامی همراه با آراء فلاسفه گذشته، از زمان فیثاغورس تا زمان ملاصدرا و پاسخ به آنها با استدلال های جدید و قوی است،به همین سبب در دوره عالی فلسفه حوزه های علمی دینی تدریس می شود.
المشاعر نیز کتاب کوچکی است درباره وجود و موضوعات پیرامونی آن، که کتابی عمیق و پرمایه است. این کتاب به وسیله پرفسور هانری کربن به زبان فرانسه ترجمه شده و مقدمه ای بر آن نگاشته است.
شرح الهدایة، المبدأ و المعاد، المظاهر الإلهیة،حدوث العالم، اکسیر العارفین، ایقاظ النائمین، الواردات القلبیة، الحکمة العرشیة و کتابهای دیگری هستند که از تالیفات ارزشمند این دانشمند بزرگ اسلامی به شمار می رود.

صدرالدین محمد آثار فلسفی متفکرانی چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و همچنین دانشمندانی چون ابن سینا و خواجه نصرالدین طوسی را دقیقا بررسی نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسایل مبهم مکاتب را بخوبی دانست. او اگر چه از مکتب اشراق بهره ها برد ولی هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گرچه شاگرد مکتب مشاء گردید لیکن هرگز مقید به این روش نشد. ملا صدرا پایه گذار حکمت متعالیه می باشد که حاوی ژرف ترین پاسخ ها به مسائل فلسفی است. ملاصدرا علاوه بر سالک و رهرو در عرفان به عنوان موفق ترین سالکین در فلسفه می باشد که با طی کردن مراحل مختلف گنجینه با ارزشی را برای ساخت قلعه ای از دانش کشف نمود که با نور جاودانی حقیقت می درخشد.
صدر المتالهین نه فقط یک متفکر و فیلسوف و مؤسس یک مکتب فلسفی، بلکه دارای دانش های مرسوم زمان خود در رشته های ریاضی و نجوم و پزشکی و علوم اسلامی مانند تفسیر و حدیث است. او نه فقط یک استاد موفق فلسفه و یک نویسنده توانای کتب فلسفی مفید است، بلکه با نگاه دیگری، یک عارف و عابد و دارای توانایی های فوق طبیعی و کشف و شهود بوده است.


ملاصدرا هفت بار برای زیارت خانه خدا پیاده سفر کرد و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست. پیکر این حکیم وارسته را به شهر نجف بردند و درکنار آرامگاه امام علی علیه‌السلام به خاک سپردند.

110/110

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید