دوشنبه, 28 ارديبهشت 1394 10:11

دمی با خیام

دمی با خیام

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
برخیز و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شده است و سبزه خاشاک شده است


افسون قنبری- 28 اردیبهشت در ایران با نام خیام شاعر، فیلسوف ، ریاضیدان و منجم بزرگ قرن پنجم هجری قمری ( یازده میلادی) پیوند خورده و هر سال اندیشمندان، محققان و دوستداران خیام با برگزاری مراسم بزرگداشت در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و آرامگاه او یاد و خاطره این شاعر پرآوازه را گرامی می دارند.


حکیم ابوالفتح عمر خیامی معروف به خیام فیلسوف، ریاضیدان، منجم، نویسنده و شاعر پرآوازه ایران در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری (اواخر قرن یازده و اوایل قرن دوازده میلادی) است. سال ولادت او معلوم نیست و از ابتدای زندگی او تاکنون اطلاعات دقیقی به دست نیامده است . برخی او را هم عصر شیخ الرئیس ابوعلی سینا، دانشمند و پزشک بزرگ مسلمان دانسته اند چرا که از آن روزگار مکاتباتی به دست آمده که به قول مرحوم عباس اقبال آشتیانی مورخ و محقق معاصر می تواند مصداق هم عصری خیام و ابن سینا باشد.
ابوالحسن بیهقی که دراواخر قرن پنجم هجری قمری (اواخر قرن یازده میلادی) می زیسته ، در کتاب خود به نام «تاریخ بیهق» از دیداری که با خیام داشته سخن گفته و شرح مفصلی درباره خیام نوشته است. به اعتقاد او خیام که در آن روزگار در ایام جوانی به سر می برد بسیار زیرک و باهوش بود و در علوم حکمی همچون ابوعلی سینا سرآمد روزگار خود بوده است. به گفته راوندی مورخ معاصر «خیام در علوم و معارف عصر خود نظیر پزشکی، نجوم و حکمت، مهارت و استادی داشت و علاوه بر این از مشاهیر حکما و منجمین و اطبا و ریاضیدانان زمان خود بود و در مسائل اسلامی نیز همچون فقه و لغت تبحر داشت».


از جمله کارهای علمی خیام که بیشتر محققان در آن اتفاق نظر دارند جدول حرکت واحوال ستارگان است که با همکاری ابوالعباس لوکری و به دستور ملکشاه سلجوقی در سال 467 هجری قمری (1074/م) تنظیم شده است. همچنین از خیام رسالاتی در حکمت و ریاضیات به زبان عربی و فارسی به یادگار مانده که بسیاری از آنها هنوز هم قابل بررسی و استفاده و رجوع است. رساله جبر و مقابله و رساله ای در شرح کتاب اقلیدس از آن جمله است.
از خیام اشعاری به پارسی و عربی و همچنین کتابی به نثر به نام نوروزنامه به یادگار مانده است .در این کتاب که نثری ساده و شیوا دارد، درباره علل پیدایش نوروز و اینکه چه کسی بنیانگذار آن بود، آیین جشنها و دیگر مسائل مربوط به این موضوع سخن گفته شده است. از این کتاب می توان به عنوان منبعی برای آگاهی از وضعیت شاهان داستانی ایران ، آیین کشورداری آنان و پیشه ها و رسوم و فنون دوران آنان استفاده کرد .


مردی کتاب دوست از کتابفروشی در لندن پرسید: چه کتابی بیش از همه در انگلستان به فروش می رسد وی تأملی کرد و گفت : کتاب مقدس. آن مرد پرسید: پس از کتاب مقدس؟ کتابفروش بی درنگ گفت : رباعیات خیام .
این حقیقت کار خیام است. هیچ مجموعه شعری چه نو و چه کلاسیک نیست که تا این حد در اروپا و آمریکا رواج یافته و خوانده شده باشد و در عین حال هیچ شاعری نیست که همچون خیام، این چنین ستایش دیگران را برانگیخته باشد. خیام در اروپا همچون حافظ در ایران است. همه کسانی که با شعر و ادب آشنا هستند ، خیام را می شناسند و رباعیاتش را در کتابخانه های خود نگاه می دارند. به اعتقاد «آرتور آربری» مترجم رباعیات خیام «در انگلستان خانه ای نیست که روزگاری این کتاب به شکلی و هیأتی در آن راه نیافته باشد. سربازان انگلیسی در دو جنگ جهانی آن را با خود به میدان جنگ می بردند».


«ادوارد فیتز جرالد» اولین کسی بود که رباعیات خیام را ترجمه کرد و از این زمان خیام در سراسر اروپا به عنوان یکی از گویندگان بزرگ جهان شهرت یافت و رباعیات او به زبانهای مختلف از جمله فرانسه، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، روسی، عربی، ترکی ، ارمنی و دیگر زبانهای زنده دنیا به تکرار و توسط افراد مختلف ترجمه شد. چاپهای «ژوکوفسکی»، «فریدریش روزن»، «کریستین سن» و «آربری» از جمله ترجمه های معتبر رباعیات خیام به زبانهای اروپایی به شمار می رود.
شهرت و حسن قبول خیام در عرصه جهان تا بدانجاست که «فرد ریچاردز» نقاش و شاعر انگلیسی درباره او نوشته است که : «در شهرت خیام همین بس که بسیاری از ابیات رباعیات او به صورت مَثَل رایج در فرهنگ تضمین ها * و نقل قولها ضبط شده است. »


علت این همه شهرت و محبوبیت از نظر محققان و پژوهندگان آثار خیام ، متفاوت است. برخی او را به دلیل ژرفای اندیشه اش می ستایند و برخی دیگر به لحاظ روانی کلامش . عرفا خصوصاً در قرن ششم هجری قمری ( دوازده میلادی) به دلیل تطبیق داشتن اشعارش با حال و هوای آنها و دنیا دوستان به دلیل مسرت و نشاطی که در اشعار خیام وجود دارد او را ستوده و گاه به نقد و بررسی اشعارش پرداخته اند. به قول مولوی شاعر برجسته قرن ششم هجری قمری (قرن دوازده میلادی) «هر کسی از ظن خود یار او شده و پی به اسرار و حکمت شعر و اندیشه او نبرده است. »
به باور دکتر عبدالحسین زرین کوب محقق و اندیشمند معاصر : « از رباعیات خیام بوی صدق و صفا شنیده می شود. صدق و صفای کسی که ریاورزی و پرده پوشی نمی کند و هر چه را به حس و عقل خود درم یابد، بدون واهمه بیان می کند. فکر روشن در قالب بیان ساده و بی پیرایه او می درخشد و انسان را به باطن می بردو به فکر و تأمل وا می دارد.


چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه تست
فردا همه از خاک تو بر خواهد رست


درک تفکر خیام ، علی رغم سادگی گمراه کننده رباعیات او سخت دشوار است، اشعار خیام مانند مشتی ماسه نرم است که هر چه در نگه داشتنش بیشتر می کوشی ، از میان انگشتان فرو می ریزد . متاسفانه بسیاری از مترجمان و مفسران اشعار خیام، رباعیات او را با دیدگاه مادی بررسی و ترجمه کرده اند . به همین دلیل در اکثر موارد چهره ای غیر واقعی از خیام به جهانیان معرفی شده است.


«فیتزجرالد» که به عنوان بزرگترین مترجم رباعیات خیام شناخته شده است نیز در اولین ترجمه خود از رباعیات به اشتباه رفته و از دیدگاه مادی به ترجمه و تفسیر و بررسی اشعار خیام پرداخته است.
پروفسور «چارلز. اف. هورن» در مقدمه ای بر رباعیات خیام که در جلد هشتم از سری کتابهای مقدسه و ادبیات کلاسیک مشرق چاپ شده از دیدگاه عرفانی در رباعیات خیام تأمل کرده و نوشته است: «مایه تأسف است که خیام در نظر بسیاری از خوانندگان مغرب زمین به عنوان شاعر ملحد که تنها شوق او شراب و برخورداری از لذت دنیوی است شناخته شده و این همان اشتباه رایجی است که به طور کلی درباره عرفان ایران رخ داده است. در واقع غرب ، خیام را با قیاس به نفس از دیدگاه خود نگریسته است . در صورتیکه مدح و ثنای شراب و عشق در رباعیات خیام از جمله استعارات و کنایاتی است که در زبان عرفا معانی خاصی دارد و از آن جمله شراب و مستی ، کنایه از لذت روحانی و شوق عرفانی و عالم معنوی است. و عشق ، پیوند دوستی و اخلاص و ارادت و بندگی انسان در پیشگاه معشوق ازلی است. خیام دانش و معرفت خود را به جای آشکار کردن ، در پرده های گوناگون پنهان کرده و تصور غربیان از خیام به عنوان مردی خوشگذران تصوری باطل و بیهوده است.»


با نگاهی به اشعار خیام می توان دریافت که او اندیشمند و فیلسوفی صاحب نظر است. پایه اصلی اندیشه های خیام، تأمل در راز هستی و سرنوشت انسان و در واقع مرگ و زندگی است. جهانی که خیام تصویر می کند در خارج از حیطه مذهب و اسطوره قرار دارد. به اعتقاد «الیزابت الدن کرتیس» یکی از مترجمان رباعیات خیام به زبان انگلیسی در قرن نوزدهم ، «خیام سراینده فریاد بشری است که هیچ ملتی نظیر آن را نداشته است». آنچه در رباعیات خیام متجلی است انعکاسی از روحی پرشور و فکری جستجوگر است که در جهان غور می کند و دریافتهای او ناظر به سرگذشت همه افراد بشر است.


هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری


110/110

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید