شنبه, 17 مرداد 1394 12:22

تهران؛ دیاری با 5000 سال تاریخ

تهران؛ دیاری با 5000 سال تاریخ

یافته های مطالعاتی که تاکنون درمورد استان تهران انجام شده است، نشان می دهد کهن ترین نشانه حضور انسان در این منطقه در«کیلان»(Kilan) در اطراف دماوند پیدا شده است که به 14000 سال پیش می رسد. این مطالعات حاکی از آنست که انسان های آن زمان به صورت غارنشین زندگی می کرده و از طریق شکار روزگار می گذراندند. از 8000 سال پیش تا دوره تاریخی (ماد)به تدریج بر آثار و محوطه های باستانی متعلق به انسان در سطح استان افزوده شده است.


سابقه سکونت در تهران به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد باز می‌گردد. در دی ماه ۱۳۹۳ اسکلت یک انسان متعلق به حدود ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد در منطقه مولوی تهران کشف گردید. پیش از این گمان می‌رفت سابقه زندگی در منطقه تهران امروزی به کشفیات قیطریه که متعلق به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد بود، بر می‌گردد. و قبل از کشفیات اخیر، اعتقاد بر این بود که تاریخ تهران از زمان اشکانیان یعنی حدود دوهزارسال پیش آغاز می شود. درآن دوره تهران (دهران) دهکده ای بود در شمال ری(اراگا) که شهری مهم و آباد بود. داریوش در کتیبه ی بیستون از ری نام برده است.

نام و آوازه ری در دوره ساسانیان به اوج خود رسید و هم اکنون نیز آثار متعددی از این دوره در اطراف ری بر جای مانده است. ری تا قرن چهارم هجری از شهرهای بزرگ مشرق زمین بود ولی بعدها در اثر حمله مغول (در سال 617 هجری قمری برابر با 1220م) به دست لشگریان مغول ویران شد.درباره تاریخ ری و وضعیت کنونی آن در برنامه های بعد سخن خواهیم گفت.

ذکر این نکته ضروری است که درآن زمان تهران، دهی بزرگ با باغهای پر درخت و ییلاقی برای مردم شهر ری بود. مردم آن در خانه های خود زیرزمینهایی داشتند که هنگام حمله دشمنان به آنها پناه می بردند و با استفاده از آذوقه ای که ذخیره می کردند، می توانستند ماهها در برابر دشمنان مقاومت کنند. به همین سبب، تهران از آسیب لشکریان مغول در امان ماند و پس از ویران شدن شهر ری اهمیت بیشتری یافت.


قدیمی ترین نوشته ای که نام تهران در آن آورده شده "المسالک والممالک" ابواسحق استخری(Abu Ishaq Ibrahim ibn Muhammad al Istakhri) است که درسال 340 هجری قمری تالیف شده است. پس از استخری، یاقوت حموی (Yaqut al-Hamawi) و ابن حوقل بغدادی(Ibn Hawqal) نیز هر یک مطالبی در باره تهران نوشته اند. مثلاً یاقوت حموی در معجم البلدان نوشته است:

«تهران قریه ای بزرگ است که خانه های آن زیر زمین ساخته شده اند و راهی به هیچ یک از خانه های زاغه مانند آن نیست مگر به دلخواه و خواست ساکنان آن.»

محمد قزوینی صاحب آثارالبلاد نیز در باره تهران گفته است:

«خانه های اهالی تهران در زیرزمین ساخته شده هرگاه دشمنانی به آن حمله ور شوند، مردم تهران فی الفور از خانه های خود در زیرزمین بیرون آمده و به مقابله با آنان می پردازند. »


آثار جغرافی نویسان و پژوهش گران درباره تهران این موضوع را تأیید می کند که تهران در قدیم از روستاهای ری بوده و ری به سبب قرار گرفتن در تقاطع محورهای قم، خراسان، مازندران، قزوین، گیلان و ساوه و مرکزیت سیاسی وبازرگانی و اداری ومذهبی خود، از قدیم مورد توجه خاص قرار داشته است. لذا همواره این مرکز مهم سوق الجیشی مورد تهاجم و حمله قرار می گرفته است.

روستای تهران نیز بواسطه وجود حوزه های زیرزمینی و موانع طبیعی فراوان و دشواری نفوذ در آن، پناهگاهی امن برای دولتمردان و اشخاص فراری بوده است.


دوره صفویه، آغاز دوران گسترش و اهمیت تهران است. شاه طهماسب صفوی(984- 930 ه.ق) که قزوین را به پایتختی خود انتخاب کرده بود، گاهی اوقات برای زیارت جد اعلای صفویه «سیدحمزه» به شاه عبدالعظیم می رفت. تهران که منطقه ای خوش آب و هوا و دارای باغ ها و جویبارهای فراوان بود، مورد توجه شاه قرار گرفت و رفته رفته دراین قریه سکونت های طولانی کرد. شاه تهماسب صفوی در دوران حکومت خود بناها و برج و باروهای محکمی درتهران ساخت. در سال 961 قمری (1553یا 1554م)، بارویی دور تهران کشیده شد و 114 برج (به تعداد سوره های قرآن) درتهران بنا کردند.

در این زمان، تهران دارای چهار دروازه به اسامی دروازه شمیران، دروازه قزوین، دروازه دولاب و دروازه حضرت عبدالعظیم بود وبعدها دو دروازه دیگر به اسامی دولت و محمدیه به آن افزوده شد. برای ساختن باروها از محل هایی خاک برداری کردند که بعدها این محل ها به چاله میدان و چال حصار معروف شدند.


پیترو دلاواله(Pietro della Valle) سیاح معروف ایتالیایی که درسال 1028 هجری قمری مطابق با 1618میلادی و به هنگام سلطنت شاه عباس صفوی به ایران آمده بود و دیداری نیز از تهران داشته، در باره این شهر نوشته است:

«تهران از کاشان بزرگتر است ولی تعداد نفوس و سکنه آن کمتر از کاشان است. یک سوم زمین های شهر به ساختمان ها و دو سوم به باغها اختصاص دارد. درهمه کوچه های خیابان گونه شهر تهران، درختان چنار کاشته اند و ضخامت برخی از این چنارها به اندازه ای است که اگر چهار نفر دست به دست هم بدهند به دشواری خواهند توانست تنه یک درخت را در میان بگیرند.»

پس از فروپاشی صفویه و روی کارآمدن افشاریه، نادرشاه در سال 1152قمری (1739م) حکومت تهران را به فرزند ارشد خود رضا قلی میرزا سپرد. پس از مرگ نادر شاه افشار که هرج و مرج سیاسی برکشور حاکم شد، درسال 1172قمری (1758یا 1759م )کریمخان زند عهده دار حکومت ایران شد و در تهران به سلطنت رسید. کریمخان زند به مدّت ۴ سال تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محوّطهٔ ارگ بناهای جدیدی احداث نمود. کریم خان زند به علت درگیریهایی که با محمد حسن خان قاجار داشت و هم چنین به علت دورکردن پایتخت از ترکمن صحرا ،پایتخت را از تهران به شیراز منتقل کرد.

با انتقال پایتخت از تهران به شیراز، نه تنها تهران عظمت و اعتبار خود را از دست نداد بلکه با گذشت مدت زمانی کوتاه، مجدداً مرکزحکومت شد.

اولین پادشاهی که تهران را به پایتختی برگزید آغامحمد خان قاجار بود. آغا محمد خان پس از زد وخوردهایی که با غفورخان (حاکم تهران) داشت توانست مدعیان خود را وادار به شکست کند و استقرار و تمرکزی به وجود آورد. آغا محمد خان قاجار در سال 1174 هجری شمسی (1795 میلادی)، در تهران تاجگذاری کرد. وی پس از رسیدن به قدرت، دستور داد به نامش سکه بزنند و تهران را نیز که به عنوان پایتخت خود برگزیده بود دارالخلافه نامید. انتخاب تهران به عنوان پایتخت از سوی آغامحمد خان قاجارچند علت داشت؛ مهمترین آنها نزدیکی تهران به اراضی حاصلخیز ورامین و مجاورت آن با محل استقرار ایلات افشار ساوجبلاغ و و نیز ایلات غرب ساکن در ورامین بودکه طرفدار آغامحمدخان بودند.

علت دیگر نزدیکی تهران به شهراسترآباد ومازنداران بود که درحقیقت محل سکونت و زندگی سران نیروهای طرفدار آغا محمد خان قاجار بود. از این زمان است که تهران، همان قریه کوچک که فقط بیست هزار نفر جمعیت داشت شروع به پیشرفت وترقی نمود. در زمان فتحعلی شاه قاجار (1212-1250ق برابربا 1797-1834م ) که بعد از آغا محمد خان قدرت رابه دست گرفت، تهران بیش از پیش آباد گردید. بناها و عمارتهای جدیدی در تهران ساخته شد و در نتیجه آبادانی نسبی شهر، گروهی ازساکنان شهرستانهای دور و نزدیک به پایتخت آمدند و متعاقب آن جمعیت تهران افزایش محسوسی یافت.

ژاک موریه( Morier) که درسال 1222 قمری(1807م) به تهران سفرکرده در سفرنامه خود به توصیف شهر تهران پرداخته و آماری از تعداد حمامها و کاروانسراها و میادین بزرگ شهر ارائه داده است.


دوره ناصرالدین شاه که به عصر ناصری شهرت یافته است، دوران تحول اجتماعی سیاسی و فرهنگی ایران محسوب می شود. در این دوره تحت تاثیر تمـدن صنعتی اروپا و سیاستهای استعماری غرب، ایران وارد مرحله نوینی شد که نتایج آن پس از مرگ ناصرالدین شاه بلافاصله به صورت نهضت مشروطیت و تحولات دیگر به منصه ظهور رسید. در این دوره شاهد اصلاحات عمرانی و افزایش جمعیت تهران هستیم.

 

ادامه دارد

سیمین ریاحی

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید