شنبه, 24 مرداد 1394 17:50

یا موسی؛ اِنَّکَ بِِِالوادِ المُقَدّسِ طُویً

یا موسی؛ اِنَّکَ بِِِالوادِ المُقَدّسِ طُویً

سوره طه بیستمین سوره قرآن است. آیات این سوره در مکه نازل شده، لذا از سوره های مکی به شمار می رود. این سوره ۱۳۵ آیه دارد و همانند سایر سوره‌های مکی درباره مبداء و معاد بحث می کند. این سوره آثار و برکات توحید و آثار و تبعات منفی شرک را بر می شمرد. در این سوره ماجرای حضرت موسی به تفصیل بیان شده و حدود 80 آیه آن به داستان موسی (ع) اختصاص یافته است. تعدادی از آیات آن درمورد عظمت قرآن و صفات خداوند است، بعضی نیز سرگذشت آدم و حوا و ماجراى وسوسه ابلیس و سرانجام هبوط آنها را توصیف مى‏ کند.

در پایان سوره نیز اندرزهای بیدار کننده ای وجود دارد.


این سوره با حروف مُقطّعه "طه" آغاز شده و به همین دلیل نام معروف آن سوره طاها است.


«به نام خداوند بخشنده مهربان - طه - ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به زحمت و مشقت بیفتی. جز آنکه مایه یادآوری است براى کسى که (از خدا ) مى‏ ترسد» (آیات 1 تا 3)

به این ترتیب، نخستین آیات سوره طه با نوعی تسلی دادن به رسول خدا (ص) آغاز شده است. پیامبر گرامی اسلام (ص‏) بعد از نزول آیات قرآن، به خاطر احساس مسئولیت و تعهد در انجام وظیفه، رنج زیادی را متحمل می شد و بسیار عبادت مى‏ کرد. آنقدر به نماز می ایستاد که پاهایش متورم می شد. این آیات به پیامبر یادآور می شود که این همه رنج و مشقت را تحمل نکند. چراکه قرآن، از جانب خداوند بر او نازل شده تا توسط آیاتش مردم خدا ترس را از خواب غفلت بیدار و آنها را هدایت کند.


«و آیا خبر موسى به تو رسیده است؟ هنگامى که آتشى (از دور) مشاهده کرد، پس به خانواده خود گفت قدرى درنگ کنید که من آتشى یافتم، شاید مقداری از آن را براى شما بیاورم، یا به وسیله آن (آتش) راهی بیابم.» (آیات 9 و 10)

داستان موسی (ع) و فرعون، داستانی بسیار عبرت انگیز است. این داستان نمونه ای از کشمکش حق و باطل است که در طول تاریخ استمرار یافته است. داستانهای قرآنی تماماً واقعی هستند، با این حال، در ورای نقل ظاهر حوادث و رویدادها ، قرآن حقایقی برتر و والاتر را به بشر می آموزد تا او در آن بیندیشد و تامل کند. به عنوان مثال با بیان گردنکشی فرعون و سرانجام او، به همه مستکبران و قدرتهای شیطانى در طول تاریخ اخطار می دهد که اگر طغیان کنند، گرچه از قوی ترین و مجهزترین نیروهای نظامی برخوردار باشند، دربرابر قدرت خدا تاب مقاومت ندارند، نقشه‏ هایشان نقش بر آب می شود و سرانجام حتمی آنها شکست و نابودی است. از سوی دیگر، به مومنان یادآور می شود که مسیر خود را در دفاع از توحید و خداپرستى و مبارزه با فراعنه و ساحران هر عصر و زمانی بیابند و دربرابر انحرافات، بیدار و هوشیار باشند.


مجموعه آیاتى را که در این سوره درباره موسى و بنى اسرائیل و فرعون و فرعونیان سخن مى‏ گوید، مى‏ توان به چهار بخش تقسیم کرد:

بخش اول: از آغاز نبوت موسى و اولین جرقه‏ هاى وحى سخن گفته و به تعبیر دیگر، به کلاسی پر محتوا اشاره می کند که موسى در آن وادى مقدس در آن بیابان تاریک و خلوت، در آن درسهای اصلی را آموخت.

بخش دوم: درمورد دعوت موسى و برادرش هارون از فرعون و فرعونیان به آئین یکتاپرستى و سپس درگیریهاى آنها با دشمنان سخن مى‏گوید.

بخش سوم: درباره خروج موسى و بنى اسرائیل از مصر و چگونگى نجات آنها از چنگال فرعونیان و غرق شدن و هلاکت آنهاست.

در بخش چهارم، انحراف بنى اسرائیل از آئین توحید/ و مبارزه قاطع موسى با انحرافی که سامری در بنی اسرائبل بوجود آورد، مورد توجه قرار می گیرد.


موسى (ع‏) به همراه همسر و فرزندانش از مَدیَن عازم مصر شدند. در شبى سرد و ظلمانى آنها راه را گم کردند. موسی در صدد بود آتشی بیابد تا توسط آن خود و خانواده اش را گرم کند. در این اثناء همسر باردارش دچار درد وضع حمل شد. طوفانى از حوادث، او را محاصره کرد. در این هنگام شعله‏ اى از دور به چشمش خورد. به خانواده‏ اش گفت قدری درنگ کنید که من آتشى دیدم، بروم مقداری از آن را براى شما بیاورم و یا بوسیله (آن) آتش راهی بیابم.

موسى هنگامی که نزد آتش آمد، صدایى شنید که او را مخاطب ساخته مى‏گوید: اى موسى! من پروردگار توام، کفشهایت را بیرون آر که تو در سرزمین مقدس طُوى (طوا) هستى. موسى آتش را در درون درختی مشاهده کرد و این خود دلیلی روشن بر این بود که این آتش، یک آتش معمولى نیست، بلکه نوری الهى است!

با شنیدن نداى روح پرور "من پروردگار توام"، شور و هیجان وصف ناپذیرى سراپای وجود موسی را فرا گرفت. این کیست که با من سخن مى‏ گوید؟ این پروردگار من است، کسی که در آغوش رحمتش از طفولیت تاکنون پرورش یافته‏ ام و آماده رسالتی عظیم شده‏ ام! او کفش خود را از پاى درآورد، چرا که در سرزمین مقدسى گام نهاده که نور الهى در آن جلوه‏ گر است و در آن پذیراى مسئولیت پیامبری و هدایت مردم مى‏ شود.


سپس خداوند فرمود: من تو را به پیامبری برگزیده‏ ام، پس به آنچه به تو وحى مى‏ شود گوش فرا ده ! در پی آن موسی نخستین جمله وحى را به این صورت از جانب خداوند دریافت کرد:

«همانا من الله هستم، معبودى جز من نیست. پس (تنها) مرا بندگی کن و نماز را برپا دار، تا به یاد من باشى» (آیه 14)

در این آیه پس از بیان مهمترین اصل دعوت انبیاء که مساله توحید است، موضوع پرستش خدای یگانه به عنوان ثمره درخت توحید بیان شده و به دنبال آن دستور نماز، یعنى مهمترین عبادت داده شده است.
بدیهی است پیامبران الهی براى آنکه رسالت و ارتباط خود را با خدا ثابت کنند، نیاز به معجزه دارند. در غیر این صورت، هر کسی مى‏تواند دعوى پیامبرى کند. ممکن است این اعجاز در محتواى دعوت و کتاب آسمانى باشد یا به اشکال دیگر از قبیل معجزات حسى و جسمى باشد.

موسى (ع‏) پس از آنکه فرمان نبوت را در آن شب در آن سرزمین مقدس، دریافت کرد، دو معجزه بزرگ از جانب خدا به او داده شد. آیات 17 تا 23 سوره طه در این باره چنین می فرماید:

خداوند از موسى سؤال کرد: چه چیز در دست راست تو است اى موسى؟ موسى در پاسخ گفت: این قطعه چوب عصاى من است که بر آن تکیه مى‏کنم و برگ درختان را با آن براى گوسفندانم مى‏ ریزم و در آن منافع دیگری نیز برای من هست. به او فرمان داده شد ای موسی عصایت را بیفکن ! موسى بدون فوت وقت عصا را انداخت، ناگهان آن عصا به مار عظیمى تبدیل شد و شروع به حرکت کرد. خدا به موسى دستور داد که آن را بگیر و نترس، ما آن را به همان حالت اولیه اش بر مى‏گردانیم !


آیات سپس به دومین معجزه مهم موسى اشاره می کند. خدا به موسی دستور داد: دست خود را در زیر بازو و بغل خویش فرو بر، تا سفید و روشن بیرون آید، بى‏ آنکه عیبى در آن باشد. این (نیز) معجزه دیگرى براى تو است. دست موسى در آن حالت، نورانیت فوق العاده‏ اى پیدا کرد.

تبدیل عصاى موسى به ماری عظیم و نیز درخشندگى دست او و سپس بازگشت به حالت اول، امری خارق العاده محسوب مى‏ شود که بدون اتکاء به یک نیروى ما فوق بشرى، یعنى خداوند مقتدر و دانا، امکان پذیر نیست.


پس از این معجزات، رسالتى عظیم به موسی ابلاغ شد. درواقع نقطه آغاز حرکت موسی، ابلاغ فرمان الهى به قدرتمندترین و خطرناکترین فرد آن روزگار بود. خداوند مى‏فرماید:

«(ای موسی) به سوى فرعون برو که طغیان کرده است» (آیه24)

درواقع پیام این آیه این است که براى اصلاح همه جانبه در جامعه، باید از سردمداران فساد و کفر شروع کرد. این فرمان خداوند، نشان می دهد که هدف انبیاء در درجه اول، مبارزه با طاغوتها و مستکبران است.

ولی از آنجا که نخستین ابزار موفقیت رهبران برجسته، روح بزرگ، عقل توانا، استقامت، صبر فراوان و به طور کلی شرح صدر است، موسی(ع ) زبان به نیایش می گشاید و از خداوند می خواهد به او شرح صدر بدهد، کار را بر او آسان گرداند و مشکلات را از سر راهش بردارد، گره از زبانش بگشاید تا سخنانش را بفهمند و برادرش هارون را یاور و وزیر او قرار دهد تا به وسیله او پشتش محکم شود.

خداوند دعای موسی را اجابت کرد و در آیه 36 سوره طه فرمود:« ای موسی به یقین آنچه را درخواست کردى به تو داده شد»


 

زهرا قربان عسگری

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

محتوای بیشتر در این بخش: « یاد کن مریم(س) را فرزند نیل »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید