دوشنبه, 18 خرداد 1394 10:28

همه تسبیح او می گویند

همه تسبیح او می گویند

 سوره اِسراء با 111 آیه، سوره هفدهم قرآن است و در مکّه نازل شده است. این سوره به خاطر اشاره به معراج پیامبر، "اِسراء" و به سبب بازگویی داستان بنی اسرائیل، "بنى اسرائیل" نامگذاری شده است.

 «پاک و منزه است خدایى که بنده‏ اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصى که اطرافش را پر برکت ساختیم، بُرد تا آیات خود را به او نشان دهیم. همانا او شنوا و بیناست»



نخستین آیه این سوره درباره سفر شبانه پیامبر (ص‏) از مسجدالحرام به مسجد الاقصى سخن می گوید که مقدمه‏ اى براى معراج بوده است. این سفر که در یک شب صورت گرفت، با توجه به امکانات بشر در آن زمان به هیچوجه از طرق عادی امکان پذیر نبود و کاملا جنبه اعجاز آمیز و خارق العاده داشت.

براساس آیات قرآن و احادیث، معراج پیامبر، حادثه ای است که بطور قطع رخ داده است. بدین صورت که خداوند در یک شب رسول اکرم (ص) را از مسجدالحرام (در مکه) تا مسجدالاقصی (در فلسطن) و از آنجا به آسمانها سیر داد. پیامبر در آن شب، عوالم بالا، عجایب آفرینش و ملکوت عالم را دید و به معارف والایی دست یافت. طبق برخى از روایات، پیامبر(ص) در مسجدالاقصى با حضور انبیاى بزرگی مانند ابراهیم، موسى و عیسى نماز گزارد، در حالی که امام جماعت آنها بود. سپس از آنجا سفر آسمانى رسول خدا (ص) آغاز شد و آسمانهاى هفتگانه را یکى پس از دیگرى پیمود. در آسمانها صحنه‌هاى تازه‌اى را مشاهده نمود و با پیامبران و فرشتگان ملاقات کرد. بهشت و جهنم را دید، جایگاه بهشتیان و نعمتهایی که در آن متنعم هستند و عذابهای دوزخیان را مشاهده کرد. پیامبر در آن جهان سراسر نورانى، به اوج شهود باطنى و قرب الى الله رسید. در آنجا مخاطب پروردگار عالم قرار گرفت و دستورات مهمی از جانب حق تعالی دریافت کرد. بسیاری از احادیث قدسى در این سفر بر آن حضرت وارد شده است. نمازهاى پنجگانه در سفر معراج بر پیامبر (ص) واجب شد و جبرئیل همراه پیامبر این نمازها را خواند. این نمازها، همان فریضه هایی است که مسلمانان جهان پنج بار در شبانه روز آنها را بجا می آورند.


پیامبر در این سفر شگفت انگیز آسمانی، پس از مشاهده آثار عظمت خدا در پهنه عالم و ملاقات با انبیاء الهی و عبادت به درگاه حق تعالی، همان شب قبل از طلوع فجر به مکه بازگشت و نماز صبح را در مکه خواند. پیامبر در سفر معراج کاملا بیدار و هوشیار بود و برخلاف عده ای که معراج را سیری صرفاً روحانی می دانند، این سیر، جسمانی بوده و جسم و جان پیامبر در این سفر شرکت داشته است.

این سیر شبانه به خاطر آن بود که خداوند نشانه های عظمت خود را به پیامبر نشان دهد تا روح بزرگ پیامبر (ص) در پرتو مشاهده آیات الهی، عظمت بیشترى یابد و آمادگى او براى هدایت انسانها افزونتر شود. به تعبیر دیگر، از اهداف معراج، بالا بردن سطح فهم بشر از این دنیای مادی و گشودن افقهای تازه دربرابر انسان بوده است. امام صادق (ع) درباره علت وقوع معراج، می فرماید: «خداوند هرگز مکانی ندارد و زمان بر او جریان نمی یابد ( محدود در زمان نیست)، ولی او می خواست به فرشتگان و ساکنان آسمانش با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها، احترام کند و نیز از شگفتیهای عظمتش به پیامبرش نشان دهد تا پس از بازگشت برای مردم بازگو کند.»


پس از بازگشت از معراج، پیامبر به بیت‌المقدس رفت و ازآنجا راهی مکه شد. در بین راه کاروان تجارى قریش را دید، در حالى که آنان شترى را گم کرده بودند و به دنبال آن می‌گشتند. رسول خدا پس از بازگشت به مکه، مردم را درجریان رویدادهای مهم این سفر قرار داد. اما قریش بنا به عادت دیرینه شان، به تکذیب ایشان برخاستند. رسول خدا حوادثى را که در میان مکه و بیت‌المقدس رخ داده بود و نیز از شتر گمشده کاروان قریش خبر داد. چیزى نگذشت طلیعه کاروان ابوسفیان پدیدار شد و آنها نشانه هایی را که پیامبر داده بود، تایید کردند.


برگی از تاریخ پر ماجرای بنی اسرائیل 

آیات 2 تا 8 سوره اسراء به گوشه ای از تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل می پردازد. از آیه 4 به بعد به دو بار فساد و طغیان این قوم اشاره می کند.

«ما به بنى اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد ، و برترى جویى بزرگى خواهید نمود»

سپس در آیات بعدی، سرگذشت و فراز و فرودهای این قوم را در هر دو مرحله توضیح می دهد:

- هنگامى که نخستین وعده فرا رسد و شما دست به فساد و خونریزى و ظلم و جنایت بزنید، ما گروهى از بندگان توانمند و جنگجوى خود را به سراغ شما مى‏ فرستیم تا به خاطر اعمالتان، شما را درهم بکوبند. این قوم جنگجو براى یافتن نفراتتان هر خانه و دیارى را جستجو مى‏کنند. این وعده ای تخلف ناپذیر است. سپس بار دیگر الطاف الهى به سراغ شما آمده و شما را بر آنان پیروز کنیم . و شما را با ثروت سرشار و فرزندان تقویت نمائیم و نفرات شما را بر نفرات دشمن فزونى دهیم.

اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کرده اید و اگر بدی کنید (باز هم) به خود بدی کرده اید . سپس وعده دوم الهى فرا مى‏رسد: هنگامى که این وعده دوم فرا مى‏رسد، باز گروهى جنگجو و نیرومند بر شما چیره مى‏ شوند. چنان بلایى به سرتان مى‏ آورند که آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مى‏ بارد. آنها به مسجد الاقصی وارد می شوند، همانگونه که بار اول داخل شدند و تمام بلاد و سرزمینهایى را که زیر سلطه درآورده‏ اند، درهم مى‏ کوبند و ویران مى‏ کنند. با این حال، باز درهاى توبه و بازگشت بسته نیست. باز هم ممکن است خداوند به شما رحم کند، ولی اگر بازگردید و دوباره فساد و برترى‏ جویى کنید، ما نیز بر می گردیم و قهر خود را می فرستیم. (این مجازات دنیا است) و ما جهنم را براى کافران، زندانی سخت قرار داده‏ ایم .


البته درباره اینکه دو بار فساد و طغیان بنی اسرائیل منطبق با کدام حوادث تاریخی است، محققان دیدگاههای مختلفی دارند. اما به هر حال این قوم در طول تاریخ خود، فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشته است. هم اکنون نیز گروهى افراطی از این قوم که صهیونیستها هستند، به طغیانگری و فساد و تجاوز روی آورده اند. آنها سرزمین فلسطین را غصب، مردم آن را آواره و زنان، کودکان و مردان فلسطینی را به قتل می رسانند. آنها به هیچ اصل و قانونی پایبند نیستند.

از نگاه قرآن، بازگو کردن فساد بنی اسرائیل و شکست آنها، تنها برای نقل حوادث نیست، بلکه درس عبرتى است براى همه تا بدانند ستمگری و فسادانگیزى در پیشگاه خدا بدون پاسخ نمی ماند. پیام این آیات به آیندگان این است که اگر راه نیکی و درستکاری را برگزینند، سربلند و رستگار می شوند و اگر سرکشی و طغیانگری پیشه کنند، سرنوشتی بد درانتظار آنهاست. به هرحال، رفتارهای خوب یا بد امتها، سرانجام دامان خودشان را خواهد گرفت.


در آیات 9 و 10 به این موضوع می پردازد که این قرآن به استوارترین و پایدارترین راه هدایت می کند و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام مى‏ دهند مژده مى‏ دهد که براى آنان پاداشی بزرگ است و به آنها که ایمان به آخرت ندارند، وعده عذاب می دهد.

در آیه 11 به مسئله شتابزدگی در انسان اشاره کرده، مى‏ فرماید انسان همانگونه که نیکی را طلب مى‏ کند (به خاطر شتابزدگی و نادانی) شرّ و بدی را هم می طلبد، چرا که او همواره عجول است. به این ترتیب، این آیه انسان را ذاتاً عجول و شتابزده معرفی می کند. عجله و شتابزدگی از آفات اندیشه و عمل انسان است. عجول بودن انسان براى کسب منفعت بیشتر، سبب مى‏ شود که تمام جوانب امور را مورد توجه قرار ندهد. چه بسا همین عجله، موجب شود نتواند خیر واقعى را تشخیص دهد و گاه هواها و هوسهاى سرکش، چهره حقیقت را در نظرش دگرگون می سازد و به جای خیر، دنبال شرّ می رود. درواقع یکى از علل بى‏ ایمانى، شتابزدگی و اشتباه گرفتن خیر و شرّ است.


آیه بعد درباره آفرینش شب و روز و منافع و برکات این دو / و وجود حساب و کتاب در عالم سخن مى‏گوید تا هم بشر را به شناخت خدا راهنمایی کند و هم لزوم دقت در عواقب کارها را به انسان گوشزد نماید. مى‏ فرماید:

«ما شب و روز را دو نشانه (از قدرت خود) قرار دادیم. سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنى بخش (به جاى آن) قرار دادیم تا (در پرتو آن) فضل و روزی از پروردگارتان بجوئید (و تلاش کنید ) و عدد سالها و حساب را بدانید و ما هرچیز را به روشنی بیان کردیم»
(آیه 12)

در نظام آفرینش، شب و روز، درواقع تقویمی طبیعی ،آسان، قابل فهم و وسیله ای برای نظم و برنامه ریزی است. این حقیقتی انکار ناپذیر است که تمام جهان هستى بر محور حساب و اعداد مى‏ گردد و هیچیک از نظامات این عالم بدون حساب نیست. طبیعى است انسان نیز که جزئى از این مجموعه است نمى‏ تواند بى‏ حساب و کتاب زندگى کند.


«پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید، هرگاه یکى از آنها - یا هر دوی آنها - نزد تو، به پیرى رسیدند کمترین اهانتى به آنها روا مدار و آنها را از خود نران و با آنان سنجیده و بزرگوارانه سخن بگو. از روی مهربانی و لطف، بال تواضع خویش را برای آنان فرود آور و بگو پروردگارا آن دو را مشمول رحمت قرار داده، همانگونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند» (اسراء 23و 24)



در منطق اسلام، توحید زیربنای همه فعالیتهاى مثبت و کارهاى نیک و سازنده است. در همین رابطه در قرآن به حق شناسی درباره پدر و مادر تاکید شده و در آیاتی، احسان به والدین درکنار توحید و اطاعت از خدا آمده است. را بطه عاطفی میان پدر و مادر و فرزندان، رابطه ای است ارزشمند که قوام و پایداری جامعه به آن بستگی دارد. از همین رو، خداوند بر احسان به پدر و مادر و قدرشناسی از زحمات آنها تاکید بسیار کرده است. از نگاه قرآن، پدر و مادر شایسته احترام و تکریمند، حتی اگر کافر باشند.


در آیات 23 و 24 سوره اسراء به این اشاره می کندکه فرزندان باید با پدر و مادر برخوردی مؤدبانه و احترام آمیز داشته باشند. در این خصوص از دوران پیرى سخن می گوید و مى فرماید: هرگاه یکی از آنها یا هر دو به سن پیری برسند، کمترین سخن اهانت آمیز به آنها مگو. از محبت در حق آنها دریغ نکن. بر سر آنها فریاد مزن، با گفتار سنجیده و لطیف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو. دربرابر آنها فروتن باش و بگو پروردگارا ! آنها را مشمول رحمت خویش قرار ده، همانگونه که در کودکى مرا تربیت کردند. درواقع هرچه نیاز جسمی و روحی والدین بیشتر باشد، احسان به آنها ضروری تر است. فراموش نکنید شما هم در کودکى ضعیف و ناتوان بودید، ولی آنها از هیچگونه محبتی درحق شما دریغ نکردند.

روزی پدر پیری نزد پیامبر عرض کرد من روزی قوی و پولدار بودم و به فرزندم کمک می کردم، اما امروز او پولدار شده و به من کمک نمی کند. پیامبر گریست و فرمود: " هیچ سنگ و شنی نیست که این قصه را بشنود و نگرید." سپس به آن فرزند فرمود: "تو و دارایی ات از آنِ پدرت هستید."

به هرحال، قرآن با این رویکرد عالی تربیتی، کوچکترین بى احترامى به پدر و مادر را نمی پذیرد.


سوره اسراء در ادامه، فصل دیگرى از سلسله تعالیم اسلام در رابطه با اداى حق خویشاوندان و مستمندان و در راه ماندگان و نیز انفاق، بدور از هرگونه اسراف و تبذیر را بیان مى‏کند. در این زمینه آیات به اعتدال در امور توجه می دهد. در آیه 29 سوره اسراء آمده است:

«هرگز دستت را بر گردنت بسته ندار (که هیچ انفاق نکنی) و بیش از حد آن را باز نگذار که سرزنش شده و حسرت خورده (به کنجی) نشینی»

به تعبیر آیه، دست خود را بر گردن خویش بسته قرار نده. این کنایه لطیفى است از اینکه دست بخشنده داشته باش و چون بخیلان نباش که گویى دستهایشان را به گردنشان بسته‏ اند و قادر به کمک و انفاق نیستند. از سوى دیگر، دست خود را بی اندازه گشاده مدار و بی حساب بخشش نکن که سبب شود خودت درمانده شوى. گاه بذل و بخشش بیش از حد، توان انسان را کم و او را از ادامه کار و فعالیت و سامان دادن به امور زندگى باز می دارد و خانه نشین می کند.

روزی پیامبر(ص‏) در خانه بود. سؤال کننده‏ اى بر در خانه آمد. چون چیزى براى بخشش آماده نبود، او تقاضاى پیراهن کرد. پیامبر تنها پیراهن خود را به او بخشید. همین امر سبب شد که حضرت نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود. در این حال، آیه 29 سوره اسراء نازل شد تا پیام دهد که سخاوت آن نیست که تنها پیراهنی را که داری، بدهی.


پرهیز از زنا و قتل نفس، نخوردن مال یتیم، دوری از کم فروشی و تکبر و مسائلی مانند آن از موضوعاتی است که در ادامه آیات این سوره مورد بحث قرار گرفته است. حرمت شدید قتل نفس یکی از این احکام است. در آیه 33 می فرماید:

«و کسى را که خداوند خونش را حرام شمرده به قتل نرسانید جز به حق / و آن کس که مظلوم کشته شود، قطعاً براى ولی او سلطه (حق قصاص) قرار داده ایم، پس نباید در قتل (و قصاص) زیاده روی کند، چرا که او مورد حمایت است» احترام خون انسانها از مسائل مورد توجه همه ادیان آسمانى و قوانین بشرى است، ولى اسلام اهمیت ویژه اى به این مسئله داده است تا آنجا که در سوره مائده، قتل یک انسان را همانند کشتن همه انسانها شمرده است.

البته اگر فردی مرتکب قتل شود، در این صورت احترام خون او برداشته شده، به اولیای مقتول اجازه قصاص داده می شود. طبق این آیه کسى که مظلوم کشته شود، اولیای دم او حق دارند درخواست قصاص کنند، در عین حال او هم نباید بیش از حق خود مطالبه کند و در قتل اسراف نماید، زیرا اولیاى مقتول مادام که از حد خود تجاوز نکنند، از نصرت الهى برخوردارند.


بدون شک در هر جامعه‏ اى بر اثر حوادث مختلف، کودکانی یتیم مى شوند. ملاحظات انسانى ایجاب مى‏کند این افراد از هر جهت زیر پوشش حمایتی خیرخواهان جامعه قرار گیرند. به همین دلیل، اسلام به این مسئله اهمیت فوق العاده ای داده است. در آیه 34 سوره اسراء همگان را از تعدی به حقوق و اموال یتیمان برحذر می دارد.

آیه در ابتدا به اهمیت حفظ مال یتیم پرداخته، مى‏ فرماید: به اموال یتیمان نزدیک نشوید. نه تنها اموال یتیمان را نخورید، بلکه حتى حریم آن را محترم بشمارید. ولى از آنجا که ممکن است این دستور دستاویزى براى افراد ناآگاه شود تا اموال یتیمان را بدون سرپرست رها کرده و به دست حوادث بسپارند، بلافاصله استثنائی را براى این حکم ذکر مى‏ کند: مگر به طریقى که بهترین راه است. به این ترتیب، هرگونه تصرف در اموال یتیمان که به منظور حفظ و افزایش اموال آنها و نیز پیشگیرى از هدر رفتن آن باشد، مجاز است، و خدمتى است به یتیمان که قادر به حفظ اموال خویش نیستند. البته این وضع تا زمانى ادامه دارد که یتیم به رشد و بلوغ جسمی و فکرى برسد و بتواند اموال خود را حفظ و نگهدارى کند.


از آیه 39 به بعد ، سوره اسراء مباحثى را درزمینه توحید و رد شرک مطرح مى‏ کند. سپس براى اثبات عظمت مقام پروردگار، به مسئله تسبیح موجودات جهان دربرابر ذات اقدس الهی پرداخته و مى‏ فرماید:

«آسمانهاى هفتگانه و زمین و هرکه در آنهاست، همه تسبیح او را مى‏ گویند، هیچ موجودى نیست مگر آنکه تسبیح و حمد خدا مى‏گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏ فهمید. او بردبار و آمرزنده است» (44)

البته در آیات مختلف قرآن، از تسبیح و حمد موجودات عالم هستى برای خداوند سخن به میان آمده، ولی شاید از همه صریحتر همین آیه باشد که بدون استثناء همه موجودات عالم اعم از زمین و آسمان، ستارگان و کهکشانها ، انسانها و حیوانات و همه چیز را در این تسبیح و حمد عمومى شریک مى‏داند. به بیان دیگر، عالم هستى یکپارچه زمزمه و غوغاست. هر موجودى به نوعى به حمد و ثناى حق مشغول است و ندای خداجویی در همه عالم طنین افکنده که بى خبران آن را نمی شنوند، اما آنهایی که دلشان به نور ایمان زنده و روشن است، این صدا را به گوش جان مى‏ شنوند.

تسبیح به معنى پاک و منزه شمردن از عیوب است. نظم شگفت هستى، بیانگر این حقیقت است که خالق این جهان از هر عیب و نقصی مبرّاست. آفرینش با ندای درونی خود از صفات کمال خدا، از علم و قدرت بى انتها و حکمت فراگیر او سخن مى‏ گوید.


«نماز را از زوال خورشید تا تاریکى شب (نیمه شب) برپا دار ، و همچنین قرآن سپیده دم (نماز صبح) را، چرا که قرآن (به هنگام) فجر مورد مشاهده ( فرشتگان) است» (78)

در این آیه و آیه بعد به مسئله نماز و توجه به خدا و نیایش مى‏ پردازد که عامل نیرومندى براى مبارزه با شرک و وسیله‏ ای برای رهایی از وسوسه های شیطانى است. نماز انسان را به یاد خدا مى‏ اندازد و گرد و غبار گناه را از دل و جانش مى‏ شوید. نماز تاثیر فراوانی بر سلامت روان دارد و بازدارنده از گناهان و زشتیهاست. آیات 78 و 79 به صورت اجمالى و کلی به وقت نمازهاى پنجگانه اشاره می کند. ولی جزئیات اوقات این نمازها در این آیات بیان نشده است. البته با توجه به سایر آیات و روایاتى که در این زمینه وارد شده، وقت نمازهاى پنجگانه مشخص مى‏ شود.


موضوع اهمیت و تاثیر قرآن از مباحثی است که در چند آیه از سوره اِسراء مطرح شده است. آیه 82 این سوره به نقش کلیدی قرآن در سلامت روح و جان انسانها اشاره می کند و آن را نسخه‏ اى شفابخش براى نابسامانیهاى فرد و جامعه می داند.

«و آنچه از قرآن فرو می فرستیم، مایه شفا و رحمتی براى مؤمنان است و ستمگران را جز خسران نمى‏ افزاید»

درواقع قرآن انسان را از انواع بیماریهاى فکرى و اخلاقى پاکسازی می کند. افرادی که تحت تربیت تعالیم بلند قرآن قرار می گیرند، فضایل انسانى در وجودشان جوانه می زند و به اخلاق الهی متخلّق می شوند.

زهرا قربان عسگری

 

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

 

110/110

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید