چهارشنبه, 06 خرداد 1394 10:43

بشارت حیات طیّبه

بشارت حیات طیّبه

سوره نحل دارای 128 آیه است. بخشى از آیات آن در مکه و بخش دیگری در مدینه نازل شده است. در این سوره بیش از همه درباره نعمتهاى الهی سخن به میان آمده است. ازجمله این نعمتها، باران، انواع گیاهان و میوه‏ ها و مواد غذایى است. همچنین به حیواناتى اشاره شده که خدمتگزار انسان هستند و منافع و برکات بسیاری برای او دارند. هدف آیات این است که انسان به آفریننده این همه زیبایی و نعمت توجه کند و انگیزه شکرگزارى در او تقویت شود.



این سوره را به این دلیل نحل خوانده اند که در آن، به زنبور عسل و آیات الهى که در زندگى این حشره وجود دارد و به عسل به عنوان یک ماده غذایی پرارزش و شفابخش اشاره شده است.

در آیاتی از این سوره درباره دلایل توحید، عظمت آفرینش، معاد و تهدید مشرکان بحث شده است. همچنین در این سوره درمورد مسائلی از قبیل عدل، احسان، هجرت و جهاد / و نهى از ظلم، فحشاء، پیمان ‏شکنى و وسوسه های شیطانی سخن به میان آمده است.


در روزهایی که پیامبر اسلام (ص‏) با مشرکان و مخالفان درگیر بود و آنها را از شرک و بت پرستی برحذر می داشت، عده ای از دشمنان سرسخت آن حضرت می گفتند اگر تو در ادعای خود راستگویی، از خدایت بخواه که بر ما عذاب نازل کند. ولی خداوند بنا به رحمت واسعه خویش، نزول عذاب را به تأخیر می انداخت. به آنان مهلت می داد تا شاید بیندیشند، از لجاجت دست بردارند و مشمول رحمت الهی شوند. ولی آنان از این فرصت بهره نبرده، روز به روز بر دشمنی خویش افزودند تا آنجا که زبان به استهزاء و توهین به رسول خدا گشودند. در پاسخ آنان و برای تسلّی خاطر رسول خدا، آیات اولیه سوره نحل نازل شد و آنها را از شتاب در این امر باز داشت.

«فرمان خدا (مبنی بر مجازات مشرکان) فرا رسیده است. پس در آن عجله نکنید. خداوند منزه و برتر از هر چیزی است که با او شریک می سازند/ خداوند فرشتگان را همراه با وحی که از فرمان اوست، بر هر کس از بندگانش بخواهد می فرستد که مردم را هشدار دهید که معبودی جز من نیست، پس تنها از من پروا کنید»



آیات سوره نحل براى ریشه کن ساختن شرک و توجه دادن مردم به خدای واحد از دو راه وارد می شوند: نخست از طریق دلایل عقلى بوسیله نظام شگرف آفرینش و عظمت خلقت/ و دیگر از طریق بیان نعمتهاى گوناگون خداوند/

به عنوان نمونه از آیات 3 به بعد به برخی از نعمتهای الهی اشاره می کند: «آسمانها و زمین را به حق آفرید، او از آنچه با او شریک مى‏سازند برتر است / انسان را از نطفه ای آفرید، پس آنگاه او آشکارا دشمنی می ورزد.» (آیات 3 و 4)

بعد از اشاره به مسئله آفرینش آسمان و زمین، درمورد انسان به این مسئله می پردازد که او از نطفه ای بى‏ ارزش آفریده شده، درعین حال، تکبر او بدان حد است که دربرابر خالق خود، اظهار دشمنی می کند.


پس از آفرینش انسان، به نعمت مهم دیگر یعنى خلقت چهار پایان ، و فوائد مختلفى که از آنها عاید مى‏ شود، اشاره می کند.

«و چهار پایان را آفرید در حالى که براى شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها مى‏ خورید / و برای شما در آنها به هنگامى که از چراگاه بر مى‏ گردانید و هنگامى که (صبحگاهان) آنها را به چراگاه مى‏ فرستید، شکوه و جلوه ای است» (آیات 5 و 6 )

از فواید مختلفى که چهارپایان برای انسان دارند، به سه نوع اشاره کرده: نخست به پوشش می پردازد. با استفاده از پشم و پوست آنها، انسان برای خود پوشش یا سرپناه می سازد، مانند لباس و لحاف و کفش و کلاه و خیمه / منافع دیگر آنها اشاره به شیر و مشتقات آن است / و سوم گوشت است.

جالب اینکه در میان این همه فواید، قبل از هر چیز مسئله پوشش و مسکن را مطرح مى‏ کند، زیرا بسیارى از مردم (بخصوص بادیه‏ نشینان ) هم لباسشان از پشم و مو یا پوست تهیه مى‏ شود ، و هم خیمه‏ ها و چادرهایشان که آنها را از سرما و گرما حفظ مى‏کند. به هر حال، این دلیل بر اهمیت پوشش و مسکن و مقدم بودن آن بر هر چیز دیگر است.


جالب اینکه قرآن تنها به منافع معمولى و مادی این چهار پایان اکتفا نمى‏ کند، بلکه تاثیرات روانى برخورداری از این حیوانات را نیز در نظر می گیرد. مى‏ فرماید: به هنگامى که این حیوانات را از چراگاه برمى‏ گردانید ، و هنگامى که صبحگاه آنها را برای چرا کردن به کوه و صحرا می فرستید، برای شما جلوه ای خاص دارد. منظره دیدنی حرکت دسته جمعى گوسفندان و چهارپایان به سوى بیابان و چراگاه ، سپس بازگشتشان به سوى استراحتگاه، هم زیباست و هم از نوعی جنب و جوش و تلاش در جامعه حکایت می کند. درواقع این حقیقت را به تصویر می کشد که شکوه جامعه‏ در حرکت و تلاش است، نه رکود و جمود/ بی تردید، جامعه ای که از منابع طبیعی خود به صورت بهینه بهره برداری می کند و کشاورزی و دامداری خود را توسعه می دهد، خودکفا شده و از فقر و تنگدستی رهایی می یابد.


قرآن در توضیح منافع مهم این حیوانات برای انسان می فرماید:

«آنها بارهاى سنگین شما را به شهرى که جز با مشقت زیاد به آن نمى‏ رسید، حمل مى‏ کنند ، همانا پروردگارتان رئوف و رحیم است / و اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و هم مایه زینت شما باشد و چیزهایی را ( وسائل نقلیه دیگرى ) مى‏ آفریند که شما نمى‏ دانید!» (آیات 7 و 8)

از نشانه های رحمت و رأفت خداوند است این است که چهار پایان را قدرتمند آفریده و آنها را رام و تسلیم بشر کرده است. قابل توجه اینکه حتى در زمان ما که عصر تکنولوژی و زندگی ماشینى است، باز در موارد بسیاری ازجمله عبور از درّه ها، شیبهای تند و مناطق صعب العبور کوهستانی، بهترین گزینه استفاده از همین چهار پایان است.

در آیه هشتم به سراغ گروهى از حیوانات مى ‏رود که انسان براى سوارى از آنها استفاده مى‏ کند. خداوند اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا انسان بر آنها سوار شود. سوار شدن بر مرکب، علاوه بر آنکه مایه رفاه و آسایش است، نوعی زینت و جمال نیز بشمار می رود.


به دنبال نعمتهاى مختلفى که در آیات گذشته بیان شد، از آیه 10 به بعد طی چند آیه به تعدادی دیگر از نعمتهای الهی می پردازد.

«اوست آنکه برای شما از آسمان آبی فرستاد که نوشیدنی شما از آن است و گیاهانی که (چهارپایان خود را) در آن می چرانید نیز از آن است / خدا به وسیله آن (آب باران ) برای شما زراعت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر نوع میوه ای می رویاند. همانا در این امر نشانه ای روشن است برای آنانکه می اندیشند » (آیات 10 و 11)

باران، آبى حیات بخش و زلال است که انسان از آن مى‏ نوشد، حیواناتش نیز در گیاهان و علفزارهایی که از این آب می رویند، چرا می کنند. از آب باران محصولات کشاورزی و همچنین زیتون و نخل وانگور و خلاصه همه گونه میوه می روید. مسلما در آفرینش این میوه ‏هاى رنگارنگ و پربرکت، برای اهل تفکر، نشانه روشنى از خداست.



همانطور که می بینیم آیه از میان انواع میوه‏ها، زیتون و خرما و انگور را انتخاب کرده است. دانشمندان علوم تغذیه مى‏گویند: کمتر میوه‏اى است که از نظر غذایى به اندازه این سه میوه، برای انسان مفید و سازنده باشد.

روغن زیتون ماده ای نیروبخش است. آنها که مى‏ خواهند همواره سالم بمانند، باید از این اکسیر طبیعی استفاده کنند. به نظر متخصصان، روغن زیتون براى رفع عوارض کلیه‏ ها و سنگهاى صفراوى و ناراحتی های کلیوى و کبدى، دارویی مؤثر است.

با پیشرفت دانش پزشکى و علم تغذیه، اهمیت دارویى «خرما» نیز به اثبات رسیده است. کلسیم موجود در خرما عامل اصلى استحکام استخوانهاست و نیز فسفر آن به فعالیتهای مغزی کمک می کند و مانع ضعف اعصاب و خستگى می شود. خرما داراى پتاسیم است که براى ماهیچه‏ ها و بافتهاى بدن انسان ارزشمند است.

به گفته کارشناسان علم تغذیه، در انگور به قدرى عوامل مفید وجود دارد که مى‏ توان آن را یک داروخانه طبیعى دانست. انگور در تصفیه خون، دفع رماتیسم، نقرس، و زیادى اوره خون، اثر درمانى دارد. انگور معده و روده را لایروبى مى‏ کند، موجب تقویت اعصاب، نشاط آفرین و برطرف کننده اندوه است.


ادامه آیات این سوره با برشمردن الطاف و نعمتهای الهی چون باران، کوههایی که برای ثبات و هموار کردن زمین پدید آمده اند، تنوع شگرف رنگها و نقش دریاها در زندگی انسان، نشانه های دیگری از قدرت و حکمت خالق بی همتا را به تصویر می کشد و انسانها را به تدبر در جهان هستی فرا می خواند .


«آیا آنها مخلوقات خدا را ندیدند که چگونه سایه‏ هایشان از راست و چپ حرکت دارند و با خضوع براى خدا سجده مى‏ کنند؟» ( آیه 48)

این آیه به یکی دیگر از نشانه های عظمت خدا می پردازد. در اینجا خداوند حرکت سایه‏ هاى اجسام را در راست و چپ به عنوان نشانه‏اى از عظمت خود مطرح مى‏کند و آنها را در حال سجده براى پروردگار مى‏ داند. به عبارتی نه تنها خود اشیاء، بلکه آثار و لوازم و خواص اشیاء همچون سایه آنها دربرابر خداوند خاضعند.

بدون شک سایه‏ هاى اجسام، نقش مؤثرى در زندگى ما دارند. همانگونه که نور آفتاب، مایه زندگى و نموّ موجودات است، سایه‏ ها نیز براى تعدیل تابش نور، نقش حیاتى دارند. تابش یکنواخت آفتاب آنهم در زمانی طولانى، همه چیز را پژمرده مى‏ کند، ولى نوازش متناوب سایه‏ ها آنها را در حد متعادل نگه مى‏ دارد. این آیه از سجده سایه‏ ها سخن می گوید، ولى در آیه بعد، این مسئله را به عنوان یک برنامه عمومى براى همه موجودات بیان کرده، می فرماید:

گوینده:

«و آنچه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و فرشتگان، براى خدا سجده مى‏ کنند و هیچگونه تکبّرى ندارند» (آیه 49)

حقیقت سجده، نهایت خضوع و تواضع است. وقتی همه هستی حتی سایه آنها دربرابر خدا خاضعند، چرا بشر تکبر بورزد و سرکشی کند؟ همه مخلوقات خدا در جهان آفرینش، تسلیم قوانین عمومى عالم هستند؛ و از طرفی این قوانین همگى از ناحیه خداست، پس در حقیقت همه در پیشگاه او سجده مى‏ کنند.

این تعبیر که جنبندگانى که در آسمان و زمین هستند، خدا را سجده مى‏ کنند، به صراحت این را می رساند که علاوه بر زمین، در آسمانها نیز موجودات زنده و جنبنده‏اى وجود دارد.


از آیات 65 به بعد طی چند آیه به نعمتهای گوناگون پروردگار می پردازد. نخست مى‏گوید: خداوند از آسمان آبى فرستاد و زمین را بعد از آنکه مرده بود، بوسیله آن حیات بخشید.

مسئله حیات زمین به وسیله نزول باران از آسمان، در آیات متعددى از قرآن مطرح شده است. زمینهاى خشکیده و مرده بوسیله بارانهای پى در پى و به دنبال آن تابش آفتاب، به حرکت درمی آیند. انواع گلها و گیاهان در زمین پدیدار مى‏ شود و در پی آن، حشرات و پرندگان و انواع حیوانات، زمزمه حیات و زندگى سر مى‏ دهند. این براستى از شاهکارهاى آفرینش است.


قرآن در آیه بعد به نعمت وجود چهارپایان اشاره می کند:

«و بی گمان برای شما در وجود چهار پایان (درسهاى) عبرتى است، ما شما را از آنچه درون شکم آنهاست از میان غذاهاى هضم شده و خون، شیر خالصی که برای نوشندگان گواراست ، سیراب مى کنیم» (آیه 66)

شیر این ماده تمیز و خالص، این غذاى نیرو بخش و گوارا ، از میان غذاهاى هضم شده مخلوط با تفاله‏ ها ، و از لابلاى خون بدست مى‏ آید. این درواقع شگفت آور است که از سرچشمه‏ اى آلوده و تنفرانگیز، محصولی چنین خالص و مفید و گوارا به دست می آید.



به دنبال بحثهاى قبلی درزمینه نعمتهاى الهى، در آیه 68 از «زنبور عسل» و ماده غذایی مهم یعنی عسل سخن به میان آمده است:

«پروردگارت به زنبور عسل وحى (الهام غریزى) کرد که از کوهها و درختان و داربستهایى که مردم می سازند، خانه هایى برگزین / سپس از تمام میوه ها بخور، و راههاى پروردگارت را خاضعانه طی کن. از درون شکم آنها نوشیدنى رنگارنگی خارج مى شود که در آن شفاى مردم است. در این امر، نشانه اى است براى کسانی که می اندیشند» (آیات 68 و 69)

آیه به این نکته اشاره می کند که به زنبور وحی می شود که در کوهها، درختان و جاهای دیگر خانه هایی بسازد. در قرآن، وحى در معانى مختلفى به کار رفته، مثل وحى به پیامبران / وحى به معنى الهام (مانند آن وحی که خدا به مادر موسی کرد). گاه نیز کلمه وحی به صورت ناآگاه و الهام غریزى است که خداوند در نهاد جانداران ازجمله زنبور عسل قرار داده است.


قرآن به زندگى اسرارآمیز زنبور عسل اشاره کرده است. امروزه بررسیهای علمی ثابت کرده که زنبور عسل ، زندگى اجتماعى شگفت انگیزى دارد.

در این آیه، نخستین ماموریت زنبور، خانه ‏سازى ذکر شده است. اغلب ما خانه‏ هاى زنبورهای عسل را دیده ایم. زنبور این خانه های شش ضلعى را با ظرافت و مهندسى فوق العاده دقیقى مى‏ سازد. چنانکه قرآن اشاره کرده، این خانه ها گاهى در صخره‏ هاى غیر قابل عبور کوهها و گاهى در لابلاى شاخه‏ هاى درختان و گاهى در کندوهایى است که انسانها در اختیارشان مى‏ گذارند. روش کار زنبورها نیز جالب است. هنگام صبح گروهى از زنبورها برای شناسایی مناطق پر گل از کندو خارج می شوند. آنها پس از شناسایی به شیوه ای مرموز، سمت و سو و فاصله گلها را از کندو به اطلاع همنوعان خود مى‏ رسانند. آنگاه زنبورهای عسل از گلهای گوناگون و رنگارنگ تناول می کنند. لذا نوشیدنى خاصى که از آنها خارج مى‏ شود، عصاره انواع گلها و میوه هاست که رنگهاى متنوعی نیز دارد. این نوشیدنی پاک، داروى شفابخش مهمى براى مردم است. انسان از طریق عسل، از خواص درمانی گلها و گیاهان بهره می برد. شیوه خانه سازی، استفاده از گلها و تولید عسل توسط حیوان کوچکی چون زنبور، نشانه روشنى از عظمت پروردگار جهان است.



آیه 90 سوره نحل، نمونه‏ اى از جامع ترین تعالیم اسلام را در زمینه مسائل اجتماعى و انسانى و اخلاقى بیان مى‏ کند و می فرماید: «خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان مى‏دهد ، و از فحشا و منکر و ظلم (و تجاوز) نهى مى‏ کند، خداوند به شما اندرز مى‏دهد شاید متذکر شوید»

«عدل» همان اصلی است که تمام نظام هستى بر محور آن مى‏گردد. آسمانها و زمین و همه موجودات با عدالت برپا هستند. جامعه بشری نیز که گوشه ای کوچک از این عالم پهناور است، از این قانون جهانشمول مستثنی نیست و نمی تواند بدون عدل به حیات سالم و انسانی خود ادامه دهد.

عدالت با همه اهمیتش، گاه به تنهایى کارساز نیست. لذا در این آیه عدل با احسان همراه شده است. این دو با هم تاثیر بسزایی در بهبود امور جامعه دارند. در حدیثى از على (ع) می خوانیم: «عدل آن است که حق مردم را به آنها برسانى، و احسان آن است که بر آنها تفضل کنى .»

در همین آیه، به دوری از فحشاء و منکر و ظلم فرمان داده شده و از انسانها خواسته شده از ظلم و تجاوز به دیگران خودداری کنند. این آیه به عنوان یکى از مواد منشور جهانى اسلام، همواره مورد توجه صاحب نظران بویژه قرآن شناسان بوده است. زیرا اگر عدل و احسان در سطح جهان احیا شود و با انحرافاتی چون فحشاء و منکر و ستم مقابله شود، جهانى آباد و آرام و خالى از هرگونه فساد و بدبختى پدید خواهد آمد.



مردى خدمت پیامبر (ص) عرض کرد: اى رسول خدا! همسایه‏ اى به نام «اِمرؤُ القیس» دارم که قسمتى از زمین مرا غصب کرده است. پیامبر (ص) امرؤ القیس را فرا خواند و از او در این مورد سؤال کرد. او در پاسخ همه چیز را انکار نمود، پیامبر به او پیشنهاد کرد که سوگند یاد کند. هنگامى که امرؤ القیس برخاست تا سوگند یاد کند، پیامبر به او مهلت داد و فرمود: "برو و در این باره بیندیش و بعدا سوگند یاد کن." پس از آن، آیاتی نازل شد که مردم را از سوگند دروغ و عواقب آن برحذر داشت. هنگامى که پیامبر این آیات را خواند، امرؤ القیس گفت: درست است، من قسمتى از زمین او را غصب کرده‏ ام، ولى نمى‏ دانم چه مقدار است؟ اکنون هر مقدار حق اوست بگیرد و معادل آن هم بر آن بیفزاید، به خاطر استفاده‏ اى که در این مدت از زمین او کرده‏ ام.

در این هنگام آیه 97 سوره نحل نازل شد و به کسانى که عمل صالح توأم با ایمان دارند، بشارت «حیات طیّبه» - زندگی پاک - داد:

«هرکس عمل صالح انجام دهد خواه مرد یا زن در حالى که مؤمن باشد، حتماً به او زندگی پاک و پسندیده ای مى‏ بخشیم و آنها را نیکوتر از آنچه که انجام داده اند، پاداش خواهیم داد»

نتیجه ایمان و عمل صالح، حیات طیّبه در این جهان است. «حیات طیّبه» یعنى زندگى پاکیزه از هر لحاظ، زندگی ای که از هرگونه آلودگی اعم از ظلم و خیانت و عداوت وکینه پاک است. در بعد اجتماعی نیز به معناى تحقق جامعه‏ اى قرین با آرامش، امنیت، رفاه، صلح، محبت و دوستی است. چنین جامعه ای از نابسامانیها و درد و رنجهایى که ناشی از تجاوز و ظلم و طغیان و سرکشی است، دور است.



آیه 114 سوره نحل از انسانها می خواهد از چیزهای حلال و پاکیزه ای که خداوند روزیشان کرده است، بخورند و شکر نعمتهاى او را به جای آورند. اسلام ریاضت و رهبانیت را نمی پذیرد. از انسانها می خواهد از روزی های خدا به شرط آنکه پاک و حلال باشد، استفاده کنند و شکر نعمت را بجا آورند. به این ترتیب، خوردن غذاهای ناپاک ممنوع است. همچنین مصرف غذاهایی که از طریق حرام و خلاف تهیه شده، ممنوع است، ولو آنکه خود آن غذا پاکیزه باشد.

زهرا قربان عسگری

گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

110/110

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید