دوشنبه, 04 خرداد 1394 10:14

این کتاب نوری خاموش ناشدنی است

این کتاب نوری خاموش ناشدنی است

 سوره حِجر، پانزدهمین سوره قرآن کریم  ۹۹ آیه دارد که قبل از هجرت ، در مکه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است.
نام این سوره از آیه هشتاد آن که درباره اصحاب حِجر (قوم صالح) است، گرفته شده است.



در این سوره به تهمتهای ناروای کفّار به قرآن و پیامبر (ص) اشاره شده است. کافران خرافه پرست، پیامبر را که عقل کامل بود، به جنون متهم می کردند و قرآن را هذیان دیوانگان می خواندند. آیات این سوره به رسول خدا (ص) دلداری و تسلّی خاطر می دهد و پیامبر را به صبر و پایداری دربرابر دشمنان توطئه گر دعوت می کند.

در سوره حجر ، شناخت مبداء آفرینش و ایمان به خدا از طریق مطالعه در اسرار عالم مورد اشاره قرار گرفته و در آن مسایلی چون: اهمیّت و عظمت قرآن / معاد و کیفر بدکاران / داستان آفرینش آدم و سرکشی ابلیس / و سرگذشت برخی از اقوام گذشته مطرح شده است.


«الر - این آیات کتاب و قرآن مبین است. کافران (هنگامى که آثار اعمال را ببینند) چه بسا آرزو مى‏ کنند مسلمان بودند. بگذار آنها بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد، ولى به زودى خواهند فهمید» (آیات 1و 2و 3)

این آیات ضمن بیان عظمت قرآن، به کسانی که در لجاجت و مخالفت با آیات روشن الهى اصرار مى ورزند، هشدار مى دهد روزى فرا خواهد رسید که آنها از نتائج شوم لجاجتهای خویش پشیمان می شوند. در آن زمان چه بسا این کافران آرزو مى کنند اى کاش مسلمان بودند. در این زمینه امام صادق (ع‏) می فرماید: " در روز قیامت، منادی ای صدا مى‏زند، به گونه‏ اى که همه مردم صدای او را مى‏ شنوند ( که امروز) جز افرادى که اسلام آورده ‏اند، داخل بهشت نمى‏ شوند. در این هنگام سایر مردم آرزو مى‏ کنند که اى کاش مسلمان بودند."


آیه بعد با لحنى کوبنده مى‏ گوید: اى پیامبر اینها را به حال خود بگذار (تا همچون چهار پایان) بخورند و از لذتهاى این زندگى ناپایدار بهره ببرند و آرزوها آنها را سرگرم سازد، ولى بزودى حقیقت را خواهند فهمید. اینها مانند حیوانات هستند که جز خوراک و لذتهای مادى چیزى را نمى‏ فهمند و هر تلاشی می کنند، براى رسیدن به همین‏ ها است. غرور و غفلت و آرزوهاى دور و دراز چنان آنها را به خود مشغول کرده که دیگر توانایى درک حقایق این عالم را ندارند. اما آنگاه که پرده‏ هاى غفلت از مقابل دیدگانشان کنار رود و خود را در آستانه مرگ و یا در عرصه قیامت ببینند، مى‏ فهمند که چه قدر زیانکار و بدبخت بوده‏ اند !


این آیه به نکته ای ظریف درباره آمال و آرزوهای انسان اشاره می کند. روشن است که امید و آرزو، عامل به گردش آمدن چرخهاى زندگى بشر است و اگر یک روز امید و آرزو از دلهاى مردم کنده شود، کمتر کسى به فعالیت و جنب و جوش می پردازد. پیامبر (ص) می فرماید: «امید مایه رحمت امت من است، اگر نور امید نبود، هیچ مادرى فرزند خود را شیر نمى‏ داد ، و هیچ باغبانى نهالى نمى‏ کاشت»

ولى اگر همین امیدواری از حد معقول بگذرد و به صورت آرزوهای واهی درآید، موجب انحراف و بدبختى می شود. همانند آب باران که مایه حیات و آبادانی است، ولی اگر از حد خود بگذرد، به صورت سیلابی ویرانگر ظاهر می شود. قرآن تاکید دارد که آرزوهای دراز و امیدهاى واهی، انسان را گرفتار توهّم می کند و از مقاصد اصلی باز می دارد.


در آیه 9 سوره حجر آمده است:

«ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع آن را پاسدارى مى‏ کنیم.»

به دنبال بهانه‏ جوئی هاى کفار و استهزاء آنها نسبت به پیامبر و قرآن، این آیه یک واقعیت اساسی را بیان مى‏ کند و آن اینکه قرآن چراغى است که ایزد آن را برافروخته، لذا خاموش شدنی نیست، آفتابى است که هرگز غروب نخواهد کرد، زیرا خداوند خود حافظ آن است. اگر همه جبّاران، قدرتمندان و اندیشمندان دست به دست هم دهند تا نور آن را خاموش کنند، هرگز قادر بر این کار نیستند. چراکه خداوند قرآن را دربرابر هرگونه تحریف و تغییر یا اضافه و کاسته شدن حفاظت کرده است. تا جهان باقی است، این منشور هدایت پابرجاست و نابودى در آن راه ندارد.


نویسندگان وحى بعد از نزول آیات قرآن بر پیامبر، آنها را با دقت فراوان ثبت و یادداشت مى کردند. ابوعبدالله زنجانى در کتاب تاریخ قرآن مى گوید: "پیامبر (ص) نویسندگان متعددى داشت که آیات وحى را یادداشت مى کردند. آنها چهل و سه نفر بودند که از همه مشهورتر خلفاى چهارگانه نخستین بودند، ولى بیش از همه زید بن ثابت و على بن ابى طالب (ع) ملازم پیامبر در این رابطه بودند."

هم اینک همه دانشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی متفق القولند که هیچگونه تحریفى در قرآن روى نداده است و قرآنى که امروز در دست ماست، درست همان قرآنى است که بر پیامبر اکرم (ص ) نازل شده ، حتى کلمه و حرفى از آن کم و زیاد نشده است. به این ترتیب، این کتاب الهی از زمان نزول وحی تا عصر حاضر به صورت یک مجموعه دست نخورده، باقی مانده و با پرتو افشانی خود، بشر را به سوی رستگاری هدایت کرده است.

امروزه همگان شاهدند توطئه های رنگارنگ دشمنان برای توهین و دست اندازی به قرآن، راه به جایی نبرده است. بلکه هرچه بر دامنه علم بشر افزوده شده، پرده از اسرار و حقایق این کتاب بیشتر کنار رفته و اندیشمندان به نکات ظریفتری در این کتاب دست یافته اند. قرآن، قانون اساسى، دستور العمل زندگى، راهکار حکومتداری و رمز سعادت و نیکبختی است. علی (ع) درباره قرآن می فرماید:

«خداوند کتابى بر پیامبرش نازل کرد که نورى است خاموش‏ نشدنى و چراغ پرفروغى است که به تاریکى نمى‏ گراید، طریقه‏ اى است که رهروانش گمراه نمى‏ شوند و مایه جدایى حق از باطل است که برهانش خاموش نمى‏ گردد.» (خطبه 198 نهج البلاغه)


ادامه آیات سوره حِجر به بیان قدرت و عظمت الهی در آفرینش می پردازد. این آیات با اشاره به زیبایی آسمان و کرات آسمانی، آن را از نشانه های آفریدگار جهان ذکر می کند. سپس به نعمت زمین و برکات فراوان آن می پردازد و می فرماید:

«و زمین را گستراندیم ، و در آن کوههاى استوار افکندیم ، و از هر چیز سنجیده و موزون در آن رویاندیم. و براى شما انواع وسایل زندگى در آن قرار دادیم ، و همچنین براى کسانى که شما روزى دهنده آنها نیستید» (آیات 19و 20)

از نعمتهای الهی، گستردگی و مسطّح بودن زمین است، وگرنه کشاورزی و بسیاری از اقدامات دیگر بشر به آسانی امکان پذیر نبود.


از آنجا که آفرینش کوهها ، از نشانه‏ هاى توحید است، آیه به کوهها پرداخته و می فرماید ما در زمین کوه هاى استوار و ثابتى برافراشتیم . کوهها چین‏ خوردگیهاى سطح زمین اند که بر اثر سرد شدن تدریجى پوسته زمین و یا به خاطر فوران مواد آتشفشانى پدید آمده‏ اند. کوهها از ریشه به هم پیوسته‏ اند و مانع لرزش پوسته بیرونی زمین دربرابر فشارهای درونى می شوند. به بیان دیگر، کوهها موجب ثبات پوسته زمین/ و بقای حیات انسانها و دیگر جانداران هستند. کوه ها قدرت طوفانها را در هم می شکنند و جریان باد را کنترل مى‏ نمایند. به علاوه، جایگاه مناسبی براى ذخیره آب به شکل برف یا در دل چشمه ها هستند.


آیه سپس به گیاهان می پردازد که نفش مهمی در زندگى بشر و سایر جانداران دارند. مى‏ فرماید: ما بر روى زمین از هر گیاه موزون رویاندیم. کلمه موزون به این اشاره دارد که حساب دقیق و اندازه‏ هاى متناسب در اجزاى گیاهان بکار رفته است. بدین معنا که هر یک از اجزای آنها از قبیل ساقه، شاخه، برگ، گلبرگ و میوه، حساب و کتاب معینى دارد. بدون شک انواع گیاهان با خواص و آثار متنوع، هر یک دریچه‏ اى است به سوی خداشناسی /

در آیه بعد به مواهب مورد نیاز بشر اشاره کرده، مى‏ فرماید: ما انواع وسایل و نیازمندیهای زندگى را براى شما در زمین قرار دادیم. نه تنها براى شما بلکه براى همه موجودات زنده و کسانى که شما روزى آنها را نمى‏دهید و از دسترس شما خارجند. درواقع همه پدیده های زمین براساس میزان و با تدبیر ایجاد شده اند و اموری تصادفی و بدون برنامه نیستند، بدین منظور که نیازهای معیشتی انسان را برآورده سازند.


در آیه بعد مى‏ فرماید:

«خزائن و گنجینه های همه چیز نزد ما است، ولی ما جز به اندازه معین آنرا فرو نمى‏ فرستیم» (آیه 21)

منبع و سرچشمه همه چیز نزد خداست و او به هیچ وجه محدودیت ندارد. درعین حال همه چیز عالم حساب و کتاب دارد و روزیها به مقدار حساب شده‏اى از طرف خدا نازل می شود. به همین دلیل انسان براى کسب روزی و اداره زندگى خود باید سعی و کوشش کند. این تلاش علاوه بر آنکه تنبلى و سستى را از او می زداید، در او نشاط مى‏ آفریند. اگر تلاش و کوشش لازم نبود و همه چیز بى حساب در اختیار انسان قرار می گرفت، معلوم نبود این جهان به چه سرنوشتی دچار می شد. انسانهاى بیکار، با شکمهاى سیر و رفتارهای مهار نشده، هرج و مرج و آشوب به پا مى‏کردند. لذا انسان باید در کوره سختی های زندگی این جهان آبدیده شود. آیا چیزی بهتر از تلاش و اشتغال سالم، بشر را آبدیده می کند؟

آیات 26 تا 42 این سوره به شاهکار بزرگ خلقت یعنى آفرینش انسان پرداخته و طى آیاتی پرمحتوا بسیارى از جزئیات این آفرینش را بازگو مى‏ کند.

این آیات متذکر می شود که خداوند انسان را از گلی تیره و خشک آفریده و به آن حیات بخشیده است. به عبارتی اصل بشر از خاک است. بقای نسل انسان نیز در گرو تغذیه او از موادی است که آنها نیز از خاک بر می آیند. در برخی آیات این موضوع مورد توجه قرار گرفته که نسل بشر در ابتدا از خاک آفریده و سپس از طریق نطفه او گسترش یافته است. ولی اصالت انسان و جایگاه رفیع وی به خاطر روح الهی است که خداوند در او دمیده است. به همین دلیل انسان این شایستگی را دارد که در مسیر تکاملی خویش به صفات شایسته الهی آراسته شود. همچنین در این آیات، ماجرای سجده فرشتگان بر آدم و انکار ابلیس به دلیل برتری طلبی او بیان شده است. این ماجرا در سوره اعراف نیز آمده است که ما داستان آن را بیان کردیم. نکته قابل توجه در اینجا تاکید خداوند بر ناتوانی شیطان در فریب دادن انسانهای مخلص و با ایمان است. تنها گمراهان هستند که از شیطان پیروی می کنند.


«پرهیزکاران در باغهای (سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‏ هاى آن هستند/ ( به آنها خطاب می شود) با سلامت و امنیت به این باغها وارد شوید/ و ما هرگونه غل (حسد و کینه ای) از سینه آنها بر مى‏ کنیم ( در نتیجه آنان) در حالى که همه برادرند، بر تختها روبروى یکدیگر قرار دارند/ درآنجا هیچگونه رنج و خستگى به آنها نمى‏ رسد و هیچگاه از آنجا اخراج نمى‏ شوند» (آیات 45 تا 48)

در این آیات سخن از بهشت و نعمتهاى مادى و معنوى آن است. پرهیزکاران در باغهاى سرسبز بهشت و در کنار چشمه‏ هاى زلال آن خواهند بود. تعبیر باغها که در بسیارى از آیات قرآن آمده و همچنین تعبیر چشمه‏ ها این حقیقت را روشن می کند که نعمتهای بهشتی متنوع و گوناگون هستند. در آیات مختلف قرآن به انواع مختلفى از چشمه‏ ها در بهشت اشاره شده است که شاید تجسّمى از انواع کارهاى نیک و اعمال صالح انسان در این جهان باشد.

به اهل بهشت گفته می شود که با سلامت و امنیت وارد بهشت شوید. این نکته شایان توجه است که سلامت و امنیت که سرآغاز نعمتهاى بهشتى قرار داده شده، پایه هر نعمت دیگرى است که بدون این دو هیچ نعمتى قابل بهره‏ بردارى نیست. حتى در این دنیا نیز سر فصل همه نعمتها، سلامت و امنیت است.

اهل بهشت از هرگونه رنج و ناراحتى در سلامت هستند و هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند. آنها گرفتار تشریفات آزار دهنده این دنیا نیستند. درآنجا از اصول زندگى طبقاتى رنج آور این دنیا خبرى نیست، کینه توزی، کدورت و عداوت ریشه کن می شود و همه برادرند. آنها روبروى یکدیگر و در یک صف قرار دارند و هرگز خستگى و رنج به آنها راه نمى‏ یابد.

همچنین دغدغه اینکه روزی لذایذ بهشتی را از دست بدهند، برایشان مطرح نیست، چرا که آنها هرگز از این باغهاى پر نعمت و سرور اخراج نمى‏ شوند. از مجموع آیات قرآن می توان فهمید که در بهشت هم نعمتهاى مادی مثل باغ و میوه و چشمه و نهر وجود دارد، هم نعمتهای روحی و معنوی مثل امنیت، صفا، برادری و دوستی/ از ویژگیهای ممتاز نعمتهای بهشتى این است که آنها بی نقص، کامل، جامع، ابدی و متنوع هستند.


وقتی که نعمتهاى دل‏ انگیز بهشتى توصیف می شود، ممکن است افراد گنهکار و آلوده، از سرانجام خوش نیکوکاران حسرت بخورند و آرزو کنند که اى کاش ما هم بتوانیم به گوشه‏اى از این همه موهبتها دست یابیم. در اینجا خداوند با لحنى مملو از محبت و نوازش، روى سخن را به پیامبر کرده، مى‏ فرماید :

(ای پیامبر) بندگانم را آگاه کن که همانا من بسیار بخشنده و مهربانم» (آیه 49)

در اینجا خداوند گنهکاران را نیز در شمار بندگان خود آورده است. تعبیر "بندگان من" آن هم از جانب خداوند مدبّر و توانایی که آفریننده همه هستی است، تعبیرى است بسیار لطیف و شوق انگیز/ به دنبال آن توصیف خداوند به آمرزنده مهربان، این اشتیاق را به اوج مى‏رساند. درواقع ازآنجا که لطف و بخشش الهی عمیق و پی در پی است، بندگان گناهکار را فرا می خواند که با توبه و اصلاح امور خود، به سوی خدا او بازگردند و در بهشت ابدی متنعم شوند.


آنچه در این آیات از نعمتهاى بهشت تصویر شده، در حقیقت اساس همان نعمتهایی است که در این جهان نیز وجود دارد. گویا آیات مى‏ خواهد این نکته را یادآوری کندکه با فراهم ساختن این نعمتها در این جهان، مى‏ توانید زندگی خود را در دنیا نیز آباد سازید. اگر سلامت و امنیت را به جهان باز گردانیم، کینه و عداوت را از دلها بشوئیم، اصول برادرى را مستحکم کنیم، تشریفات زائد و زیان آور را از زندگى فردی و اجتماعی بزدائیم، آنگاه می توانیم نمونه‏ اى کوچک از بهشت را در مقابل چشمانمان مجسم کنیم .


ادامه آیات سوره حجر، به داستان حضرت ابراهیم و حضرت لوط، دو پیامبر بزرگ خدا می پردازد. این آیات، ماجرای فرشتگان الهی را شرح می دهد که به صورت مهمانهای ناشناس برای ابلاغ مژده اعطای فرزند به ابراهیم و اعلام نزول بلای آسمانی بر قوم لوط، بر این دو پیامبر وارد شدند. آیات مذاکرات ابراهیم و لوط با فرشتگان را بازگو می کند. قوم لوط به گناه و عمل زشت همجنس گرایی مبتلا / و غرق در انحطاط اخلاقی بودند. درنتیجه عذابی سخت آنها را درهم کوبید و سرنوشت آنها درس عبرتی برای سایر اقوام و ملل در طول تاریخ شد.


پس از آن، داستان اصحاب حِجر در آیات 80 تا 84 شرح داده می شود. اصحاب حجر، همان قوم سرکشى هستند که در سرزمینى به نام حجر، زندگى مرفهى داشتند و پیامبر بزرگشان صالح براى هدایت آنها مبعوث شد. آنها فرستادگان خدا را تکذیب کردند! براساس نوشته بعضى از مورّخان این شهر در مسیر مدینه و شام قرار داشته است. امروزه از آن شهر اثری باقی نمانده و تنها جنبه تاریخی پیدا کرده است.

در این سرزمین، قومی زندگی می کردند که برای رسیدن به رفاه زندگی دنیوی، سخت کوش بودند. محل سکونت آنها منطقه ای کوهستانى بود. آنها از تمدن مادى پیشرفته و ثروت بالایی برخوردار بودند، بگونه ای که این ثروت به آنها امکان مى‏ داد در دل کوهها خانه‏ هایى امن و مستحکم بتراشند که دربرابر طوفان و سیل و سایر عوامل طبیعی مقاوم باشد.

درعین حال این قوم از نظر اخلاقی و معنوی، افرادی منحط بودند. خداوند برای اصلاح و هدایت آنان، پیامبرانی را فرستاد، ولی چون در رفاه و عیاشی فرو رفته و به اموال و ثروت خود مغرور بودند، از فرمان خدا و دعوت نجات بخش پیامبران روى گرداندند. آنها حتی حاضر نبودند آیات را الهی بشنوند. این آیات را مسخره می کردند و به فساد و عصیان گراییدند تا خشم الهی آنها را دربرگرفت. قرآن مى‏فرماید: سرانجام صیحه آسمانى صبحگاهان دامانشان را گرفت. این صیحه، صداى صاعقه مرگبارى بود که بر خانه‏هاى آنها فرود آمد و آنچنان کوبنده بود که اجساد بى جانشان را به روى زمین افکند. نه آن کوههاى سر به آسمان کشیده / نه آن خانه‏هاى امن / و نه ثروت سرشار این قوم سرکش، هیچیک سودی برایشان نداشت و آنها را از عذاب الهى نجات نداد.


در آیات پایانی سوره حجر، دعوت علنی پیامبر اسلام مطرح می شود:

«آنچه را بدان مامور شده ای آشکار کن و از مشرکان روى گردان (و به آنها اعتنا نکن) / همانا ما تو را از (شرّ) استهزا کنندگان کفایت خواهیم کرد.» (آیات 94 و 95)

پیامبر اسلام (ص) سه سال بطور مخفیانه به تبلیغ و ترویج اسلام می پردازد. اما پس از این مدت، از جانب خداوند ماموریت می یابد که آشکارا مشرکان را دعوت کرده، حقایق دین را با صراحت بیان کند و از مشرکان، روى بگرداند. البته خداوند براى تقویت دل پیامبر به او اطمینان مى‏دهد که در برابر استهزاء کنندگان از وى حمایت خواهد کرد. مى‏ فرماید: ما شرّ استهزاء کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. همانهایى که با خدا معبود دیگرى قرار مى‏دهند، ولى بزودی نتیجه کار خود را خواهند دید. البته ما مى‏ دانیم از آنچه آنها مى‏ گویند، دلتنگ و ناراحت مى‏ شوی. ولى ناراحت مباش و براى زدودن آثار سخنان زشت آنها به تسبیح پروردگارت بپرداز و دربرابر ذات پاکش سجده کن! چرا که تسبیح و ستایش خداوند به تو نیرو و توان مى‏ بخشد، پیوندت را با خدا محکم مى‏ کند و اراده‏ ات را نیرومند مى‏ سازد. تو در انجام مأموریت پرمخاطره ای که در پیش داری باید فقط به خدا تکیه کنی، چرا که بی تردید خداوند حامی تو است .

گرچه در اعصار مختلف تاریخی، باطل در برابر حق ایستاده و آن را به سخره و بازی گرفته است، ولی طرفداران حق باید با اتکاء به خدا و با تسبیح و عبادت در پیشگاه او، از قدرت بی پایان پروردگار، استمداد بجویند و دربرابر باطل بایستند.

زهرا قربان عسگری

گره فرهنگ و معارف برون مرزی صدا و سیما


110/110

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید