جمعه, 21 فروردين 1394 09:43

نشانه هایی است در شب و روز

نشانه هایی است در شب و روز

سوره یونس دهمین سوره‏ قرآن کریم است که در اوایل بعثت در مکّه نازل شده است. این سوره از سوره های مکی است و یکصد و نه آیه دارد.
"یونس" نام یکى از پیامبران الهی است. در قرآن چهار بار کلمه یونس آمده است. در آیه نود و هشتم این سوره، به نام یونس اشاره شده است، لذا این سوره، به اسم او نامگذارى شده است.


به نام خداوند بخشنده مهربان
 الر
آن آیات کتاب حکیم است
آیا این براى مردم موجب شگفتى است که به یکى از آنها وحى فرستادیم که مردم را انذار کن و به کسانى که ایمان آورده‏ اند بشارت ده که براى آنها پاداشهاى مسلم نزد پروردگارشان (و سابقه نیک ) است، ( اما ) کافران گفتند این ساحر آشکارى است .



توصیف قرآن به حکیم، اشاره به این است که آیات آن داراى چنان استحکام و نظم و حسابى است که هرگونه باطل و خرافه را از خود دور مى‏ سازد، جز حق نمى‏ گوید و جز به راه حق دعوت نمى‏ کند.

از ایرادات مکرّر مشرکان این بود که چرا وحى آسمانى به جای فرشته بر انسانى نازل شده است؟! قرآن در پاسخ مى‏گوید: آیا براى مردم تعجب آور است که به مردى از جنس خودشان وحی فرستادیم؟ یعنى رهبر و راهنما ، باید همجنس پیروانش باشد و دردهاى آنها را بداند و از نیازهایشان آگاه شود و اگر چنین نباشد، بر اثر ناآگاهى از نیازها و مشکلات آنها، نمی تواند آنها را رهبرى کند .

در پایان آیه مى‏ گوید: کافران گفتند این مرد ساحر آشکارى است. آنها درواقع دربرابر سخنان اعجاز آمیز و قوانین درخشان و سایر معجزات پیامبر پاسخ قانع کننده‏اى نداشتند، لذا اعجاز و شگفتی قرآن را با سحر تفسیر می کردند.


محتوای سوره یونس بیشتر درمورد توحید، حقانیّت قرآن، بیم و هشدار به مشرکان، پاسخ به شبهات آنان، بیان عظمت آفرینش و آفریدگار، ناپایداری دنیا و لزوم توجّه به آخرت است. این سوره همانند بسیاری از سوره های مکی بر چند مسئله زیربنایی تکیه می کند، که از همه مهمتر مسئله مبداء و معاد است. در این سوره قسمتهایی از زندگی پیامبران نیز بازگو شده است.


در آیات 5 و 6 این سوره برای تقویت مبانی خداشناسی در انسان، به نمونه هایی از تدبیر خداوند در آفرینش اشاره شده است:

«او کسى است که خورشید را روشنایى و ماه را نور قرار داد، و براى آن منزلگاه هایى مقدّر کرد تا عدد سالها و حساب (کارها ) را بدانید، خداوند این را جز به حق نیافریده. او آیات ( خود را ) براى گروهى که اهل دانش هستند شرح مى‏دهد» ( 5 )

خورشید با نور عالمگیر خود نه تنها بستر زندگی موجودات را گرم و روشن مى‏ سازد، بلکه در تربیت گیاهان و پرورش حیوانات نیز نقش اساسى دارد. اصولا هر حرکت و جنبشى در زمین ازجمله حرکت بادها و جریان رودها، از برکت این کره آتشین است و اگر روزى اشعه طلایی رنگ خورشید بر زمین نتابد، در مدتی کوتاه، تاریکى و سکوت و مرگ همه جا را فرا می گیرد. ماه نیز با نور زیبایش، چراغ شبهاى تاریک ماست. رهروان شب را در بیابانها رهبرى مى‏ کند و روشنایى ملایمش براى ساکنان زمین مایه آرامش و نشاط است. خداوند براى ماه منزلگاه هایى مقدّر کرده تا شماره سالها و حساب زندگى و کار خویش را بدانیم.

از نخستین شب ماه که هلال آن باریک است، به تدریج روشنایی آن افزایش مى‏ یابد و در نیمه ماه هلال آن کامل می شود. از آن پس تدریجاً هلال ماه کوچک شده و در آخر ماه در تاریکى محاق فرو مى‏ رود. بار دیگر به شکل هلال ماه بعد ظاهر مى‏ گردد و همان منزلگاههاى قبلی را طى مى‏ کند. این دگرگونى در سیمای ماه بیهوده نیست، بلکه یک تقویم بسیار دقیق طبیعى است که همه مى‏ توانند آن را مشاهده و حساب تاریخ کارها و امور زندگى خود را با آن تنظیم کنند. گردش ماه به دور زمین و زمین به دور خورشید مبنای تقویمهای طبیعى است که برای همه روشن و قابل اعتماد است.

مسئله حساب و تاریخ و سال و ماه در نظام زندگى بشر و پیوندهاى اجتماعى و کسب و کار، موضوعی است که همگان به اهمیت آن اذعان دارند. خداوند، به این طریق امکان یک زندگى توأم با نظم و حساب دقیق را برای بشر فراهم کرده است.


«مسلماً در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، نشانه‏ هایى است بر آنها که پرهیزکارند» (6)

این آیه گردش شب و روز را یادآور می شود و تاکید مى‏ کند که در پرتو این آیات، پرهیزکاران روشن ‏بینى یافته و حقیقت را درک می کنند، اما بی خبران از کنار نشانه‏ هاى پروردگار بی توجه مى‏ گذرند. در این آیات آمد و شد شب و روز، از نشانه‏ هاى خدا شمرده شده است. این بدان خاطر است که اگر نور آفتاب یکنواخت و به صورت مداوم بر زمین مى‏ تابید، درجه حرارت در زمین به قدرى بالا مى‏ رفت که قابل زیستن نبود. همچنین اگر شب به طور مستمر ادامه مى‏ یافت، همه چیز از شدت سرما منجمد مى شد. ولى خداوند این دو را پشت سر یکدیگر قرار داده تا بستر حیات و زندگى را در کره زمین مهیّا سازد.


آیات 7 و 8 سوره یونس درمورد معاد و سرنوشت مردم در جهان دیگر توضیح داده است. کسانى که امید لقاى ما را در رستاخیز ندارند و تنها به زندگى دنیا خشنودند و به آن اطمینان دارند، همچنین آنها که از آیات ما غافلند، جایگاهشان آتش است. پیامد عدم ایمان به معاد، دلبستگى به این زندگى محدود و مقامهاى مادى و اطمینان و اتکاء به آن وگرفتار شدن در انواع آلودگیهاست.

البته جمع دیگری در نقطه مقابل این گروه قرار دارند:

«کسانى که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند آنها را در پرتو ایمانشان هدایت مى‏کند، از زیر ( قصرهاى ) آنها نهرها ، در باغهاى بهشت، جریان دارد. (گفتار و دعاى ) آنها در بهشت این است که خداوندا ! منزّهى تو ، و تحیت آنها سلام ، و آخرین سخنشان حمد مخصوص پروردگار عالمیان است» (آیات 9 و 10 )

کسانى که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خداوند آنها را هدایت مى‏کند. نور هدایت الهى، افق زندگانى آنها را روشن مى‏ سازد و در پرتو آن، چنان روشن‏ بینى مى یابند که زرق و برق دنیای مادى و وسوسه‏ هاى شیطانى، آنها را نمی فریبد و پا در بیراهه ها نمى گذارند. در جهان دیگر نیز، خداوند در باغهاى پرنعمت بهشت قصرهایى به آنها مى‏ بخشد که از زیر آنها نهرهاى آب جاری است. آنها در محیطى سرشار از صفا و صمیمیت به سر می برند و از انواع نعمتها بهره مند هستند. مى‏گویند پروردگارا تو از هرگونه عیب و نقص منزّهی و حمد و سپاس او را بجا می آورند.


در آیه 37 این سوره یکی دیگر از ادعاهای نارواى مشرکان مورد نقد قرار مى گیرد.

«شایسته نیست (و امکان نداشت) که این قرآن بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود، ولى تصدیقى است براى آنچه پیش از آن است ( از کتب آسمانى ) و تفصیلى است براى آنها ، و شکى در آن نیست که از طرف پروردگار جهانیان است. ( آیه 37 )

مشرکان مدعی بودند که پیامبر قرآن را با فکر خود ساخته و به خدا نسبت داده است! اما آیه این باور نادرست را مردود شمرده و استدلال می کند که این کتابی است آسمانی که کتب آسمانى پیش از خود را تصدیق مى‏کند و بشارتها و نشانه‏ هاى حقانیتى که در کتب آسمانى پیشین آمده، کاملا بر قرآن و آورنده آن منطبق است. این خود ثابت مى‏کند که این کتاب، افترا بر خدا نیست، بلکه حقیقتاً از جانب خداست. در اینجا قرآن، منکران را به مبارزه می طلبد:


«آنها مى‏گویند ، او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده، بگو اگر راست مى‏گوئید یک سوره همانند آن بیاورید و هرکس را مى‏ توانید غیر از خدا ( به یارى) بطلبید.» ( آیه 38)

این آیه از آیاتى است که با صراحت اعجاز قرآن را بیان مى‏کند، نه تنها همه قرآن، بلکه حتى اعجاز یک سوره آن را / و از همه جهانیان دعوت مى‏کند که اگر بر این باورید که این آیات از طرف خدا نیست، لااقل سوره ای را همانند آن بیاورید.

بدون شک اعجاز قرآن منحصر به فصاحت و بلاغت و شیرینى بیان آن نیست، علاوه بر این از نظر بیان علومى که تا آن روز ناشناخته بود، ذکر تاریخ پیشینیان و عدم وجود تناقض و اختلاف در آن نیز معجزه است.


در آیه 57 سوره یونس، قرآن را نسخه ای شفابخش برای بیماریهای اجتماعی و اخلاقی بشر معرفی می کند:

«اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده و درمان آنچه در سینه‏ هاست ، و هدایت و رحمت براى مؤمنان» ‏(57)

این آیه، به عنوان پیامی همگانى، همه بشریت را مخاطب ساخته مى‏گوید: اى مردم از سوى پروردگارتان، موعظه و اندرزى براى شما آمد. این کلام مایه شفای بیمارى دلها/ وسیله هدایت و راهنمایى مردم/ و رحمت براى مؤمنان است. منظور از شفا دادن بیمارى دلها، همان آلودگیهاى روحى مانند بخل و کینه و حسد و شرک و نفاق و امثال آن است. قرآن زنگار گناهان و صفات زشت را از قلبها مى‏ زداید. على (ع‏) در تعبیری رسا درباره این حقیقت مى‏فرماید: " از قرآن براى بیماریهاى خود شفا بطلبید ، و به آن براى حل مشکلاتتان استعانت بجوئید، چه اینکه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست که آن درد کفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است."


«او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‏دهد تا اینکه در کشتى قرار مى‏گیرید و بادهاى موافق آنها را (به سوى مقصد) حرکت مى‏دهند و خوشحال مى‏شوند. ناگهان طوفان شدیدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آید و گمان مى‏برند هلاک خواهند شد. در این موقع خدا را از روى اخلاص عقیده مى‏ خوانند که اگر ما را نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود» / اما هنگامى که آنها را رهایى بخشید (دوباره) در زمین، به ناحق ستم مى‏کنند…» (آیات 22 و 23)


آیه می فرماید: او خدایى است که شما را در صحرا و دریا سیر مى‏دهد تا هنگامى که در کشتى قرار مى‏ گیرید و بادهاى موافق سرنشینان کشتى را آرام آرام به سوى مقصد حرکت مى‏دهند و همه شادمان و خوشحالند. اما ناگهان طوفان کوبنده‏اى مى‏وزد و امواج از هر سو به آنها هجوم مى‏آورند، چنانکه گویی مرگ را با چشم خود مى‏ بینند و دست از زندگى مى‏ شویند.

این آیه اعماق فطرت بشر را آشکار می کند و توضیح مى‏ دهد که چگونه انسان در مشکلات بزرگ و به هنگام خطر، با تضرّع و خالصانه، خدا را مى‏ خواند و مى‏گوید: خداوندا ! اگر مرا از این مهلکه رهایى بخشى، سپاسگزار تو خواهم بود. اما به محض اینکه طوفان بلا فرو نشیند و به ساحل نجات برسد، بار دیگر ستمگرى را آغاز مى‏ کند و خدا را به فراموشی مى‏ سپرد.

این یک اصل کلى درباره افراد دنیاپرست و کم ظرفیت است. هنگامى که امواج بلاها آنها را احاطه مى‏کند و تحت فشار فراوان قرار می گیرند، به درگاه خدا پناه مى‏ برند و با او عهد و پیمان مى‏ بندند که اگر از این بلاها رهایى یابیم، چنین و چنان مى‏ کنیم. اما بیدارى آنها دیری نمی پاید و از آنجاکه اینگونه افراد بی اراده ، سست ایمان یا فراموشکارند، پس از رفع مشکل، مجدداً کارهای گذشته را آغاز می کنند. البته افرادى که کمتر به جُرم و گناه آلوده اند، معمولا در جریان این حوادث بیدار شده و مسیر خود را اصلاح مى‏ کنند. اما بندگان شایسته خدا حسابشان روشن است. آنها انسانهایی متعادل هستند. در آرامش و رفاه همان اندازه به خدا توجه دارند که در هنگام سختى و رنج / زیرا مى‏ دانند هر خیر و برکتى که به آنها مى‏رسد، از ناحیه اوست.


آیات 90 تا 92 سوره یونس، در عباراتی کوتاه و دقیق، به آخرین حلقه از مبارزه بنى اسرائیل با فرعون و سرنوشت آن حاکم ستمگر اشاره کرده است. می فرماید :

«بنى اسرائیل را از دریا (رود عظیم نیل) عبور دادیم و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز به دنبال آنها رفتند، تا هنگامى که (فرعون) درحال غرق شدن بود، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودى جز کسى که بنى اسرائیل به او ایمان آورده‏اند وجود ندارد، و من از مسلمین هستم ( به او خطاب شد) الان ؟! در حالى که قبلا عصیان کردى و از مفسدان بودى؟! ولى امروز بدنت را ( از آب) نجات مى‏ دهیم تا عبرتى براى آیندگان باشى و بسیارى از مردم از آیات ما غافلند.»


برای رهایی بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان، حضرت موسی به همراه بنی اسرائیل از مصر خارج شد. اما فرعون با لشکریانی مجهز برای سرکوب و شکنجه بنى اسرائیل، آنها را تعقیب کرد. به دستور خداوند، موسی عصای خود را به نیل زد و آب در دو طرف مانند دو کوه ایستاد. بنی اسرائیل به سلامت از آنجا گذشتند. فرعونیان نیز برای تعقیب آنها وارد رود شدند، اما ناگهان امواج عظیم آب از دو سو به هم پیوستند و فرعونیان در میان امواج نیل گرفتار آمدند. فرعون ناگهان خود را چون پَر کاهى درمیان امواج خروشان آب دید و در آستانه غرق شدن بود. در آن لحظات، گفت ایمان آوردم که نیست معبودى جز آنکس که بنى اسرائیل به او ایمان آورده‏اند. او می پنداشت شاید بتواند با این کار، از مرگ نجات یابد. بدیهى است ایمانى که به هنگام نزول بلا و گرفتار شدن در دام مرگ اظهار مى‏شود، ایمانی اضطرارى است که هر مُجرم و خلافکاری در موقع خطر از آن دَم مى ‏زند، اما این ایمان هیچ ارزش و اعتبارى ندارد .به همین جهت، خداوند به او فرمود: اکنون ایمان می آوری؟ سرانجام فرعون نجات نیافت و غرق شد. خداوند دستور داد امواج، بدن او را بر نقطه ای از ساحل بیفکنند تا عبرتى براى آیندگان باشد!


هم اکنون در موزه‏ هاى مصر و انگلیس چند بدن از فراعنه به صورت مومیایى شده باقى مانده است. دولت مصر از دانشمندان ازجمله پروفسور "موریس بوکای" اهل فرانسه خواست که تحقیقاتی درمورد این بدنها انجام دهند تا مشخص شود که آیا بدن فرعون هم عصرِ حضرت موسی درمیان آنهاست یا نه؟ پس از آزمایشهای متعدد بر روی جسد فرعون، از بقایای نمکی که بر روی آن یافت شد، این نظریه تایید شد که او در دریا غرق شده و پس از مرگ، جسد او را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله ا‌ی که موجب شگفتی بیش از حد پروفسور بوکای شد، این بود که چگونه این جسد از سایر اجساد سالمتر باقی مانده است؟ به او گفته شد که قرآن، درمورد داستان غرق شدن فرعون و سالم ماندن بدن او خبر داده است. او ابتدا چنین چیزی را غیرممکن می دانست و معتقد بود اعراب عصر پیامبر و سایرین از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشتند. اما هنگامی که دکتر بوکای در یک کنفرانس علمی پزشکی شرکت کرد و آیه 92 سوره یونس را از زبان یکی از دانشمندان مسلمان شنید، چنان منقلب شد که در همانجا برخاست و گفت من به این قرآن ایمان آوردم. پس از آن موریس بوکای به مطالعه عمیق قرآن پرداخت و در مقدمه کتاب خود نوشت: «جنبه های علمی قرآن، مرا بی نهایت متعجب ساخته است. هیچگاه گمان نمی کردم که قرآن درباره موضوعات مختلف تا این اندازه دقیق سخن گفته باشد. موضوعاتی که کاملا با پیشرفتها و اکتشافات علمی بشر مطابقت دارد، آنهم در متنی که مربوط به بیش از 14 قرن پیش است.»


آیه 98 سوره یونس، به ماجرای حضرت یونس و قومش اشاره می کند، برای آنکه درس عبرتی برای آیندگان باشد:

«چرا هیچیک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان به موقع باشد و) مفید به حالشان افتد، مگر قوم یونس، هنگامى که ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگى دنیا از آنان برطرف کردیم و تا مدتی معین آنها را بهره‏ مند ساختیم.»

در آیات گذشته این نکته درباره فرعونیان ذکر شد که آنها از روی اختیار به خدا ایمان نیاوردند، ولى در هنگام قرار گرفتن در آستانه مرگ و تنبیه الهى، اظهار ایمان کردند. این ایمان دیرهنگام بود و فایده ای براى آنها نداشت. اما در این آیه مى‏گوید: چرا اقوام گذشته به موقع ایمان نیاوردند تا ایمانشان سودمند باشد؟ سپس قوم یونس را استثناء کرده، مى‏ گوید: مگر قوم یونس که ایمان آوردند و عذاب خوار کننده را در این دنیا از آنها دور کردیم.


حضرت یونس به پیامبری برگزیده شد تا مردم بابِل و نینوا را که بت پرست بودند و به خدا ایمان نداشتند، به توحید و یکتاپرستی دعوت نماید. قرآن از قوم یونس به عنوان تنها قومی یاد می کند که سرانجام مسیر هدایت را یافتند و از انحراف دست کشیدند. البته در اقوام دیگر نیز گروههاى زیادى به آئین انبیاء گرویدند. اما آنچه قوم یونس را از دیگران متمایز کرد، این بود که آنها به صورت دسته جمعى و قبل از فرا رسیدن مجازات قطعى پروردگار، ایمان آوردند .

در تاریخ آمده است هنگامى که یونس از ایمان آوردن قوم خود، مایوس شد، به پیشنهاد یکی از عابدان، مردم را نفرین کرد. ولی دانشمندى از میان آن مردم به یونس پیشنهاد کرد، مایوس نشود، باز هم درباره آنان دعا کند و به ارشاد بیشتر ایشان بپردازد. به هر حال، یونس تاب نیاورد و پس از آنکه مردم را نفرین کرد، از میان قوم خود بیرون رفت. کم و بیش علائم و نشانه‏هاى عذاب آشکار شد، ولی هنوز فرمان قطعى عذاب فرا نرسیده بود. قوم او که بارها درستی گفتارش را آزموده بودند، نزد مرد دانشمند آمدند و از وی درباره چاره کار سؤال کردند. آنها به توصیه آن عالم، از فرصت استفاده کرده و به رهبرى وی از شهر بیرون رفتند. دست به دعا و تضرع برداشتند و خالصانه اظهار پشیمانی و توبه کردند. برای یافتن یونس، نقاط مختلف را گشتند، اما اثرى از وی نیافتند.


قرآن یادآور می شود که توبه و ایمان و بازگشت آنها به سوى پروردگار، به موقع و همراه با آگاهى و اخلاص بود. بر اثر توبه و دعای آنها، نشانه‏ هاى عذاب برطرف و دوباره آرامش برقرار شد. یونس پس از ماجراى گرفتار شدن در شکم ماهی، سرانجام به میان قوم خود بازگشت و آنها نیز او را از جان و دل پذیرفتند. این سرگذشت نشان مى‏ دهد که نقش یک رهبر آگاه و دلسوز در میان یک قوم و ملت، تا چه اندازه مؤثر و حیاتبخش است، درمقابل آن، تاثیر منفی عابدى است که علم و آگاهى ندارد. از همین رو، اسلام علم همراه با احساس مسئولیت را بر عبادت ناآگاهانه ترجیح می دهد و عالمان خداشناس و آگاه را ارج می نهد.

زهرا قربان عسگری
گروه فرهنگ و معارف برون مرزی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید